هفته دیدهبان هفته پاسداشت ستونهای کنگره است. ستونهایی که بنای این ساختار عظیم بر شانههای آنها استوار است. در خدمت دیدهبان انضباطی مسافر عبداللّه هستیم و گفتگویی با ایشان ترتیب دادهایم. ورودشان به شعبه نیمایوشیج بهشهر را خیر مقدم عرض میکنم.

مسافر عبدالله با آنتی ایکس مصرفی شیره وارد کنگره شدند. مدت ۱۰ ماه و ۱۰ روز به روش درمان DST با داروی اپیوم با راهنمایی مسافر مجید سفر کردند و هم اکنون به مدت ۱۵ سال و ۶ ماه است که آزاد و رها هستند. به مدت ۱۴ سال و ۱۹ روز است که از دام نیکوتین آزاد و رها هستند. ایشان هم اکنون در رشته ورزشی والیبال فعالیت میکنند.
دیدهبان به دیدگاه شما به چه افردای گفته میشوند؟
دیدهبانها افرادی هستند که باید از فیلترها و صافیهای زیادی بگذرند و جایگاه خدمتی زیادی تجربه کرده باشند و یک مقدار از خصوصیات اخلاقیشان با بقیه باید متفاوت باشد، اخلاقشان و برخوردشان در انتخابشان تأثیر دارد و گروه دیدهبانها مدتی عملکردشان را بررسی میکنند اگر رأی بیاورند به عنوان دیدهبان انتخاب میشوند و خیلیها هستند که رأی نمیآورند و انتخاب نمیشوند. افرادی که آیتمهای مورد نظر آقای مهندس و کنگره دیدهبانها هستند را لحاظ میکنند و نفر را انتخاب میکنند.
شما در جایگاه دیدهبان انضباطی و جبران خسارت چه وظایفی دارید؟
ما افرادی که سفر اول را درست انجام نمیدهند و از درمان خارج میشوند و مجدداً به کنگره مراجعه میکنند، (چون هر شخصی فقط یکبار در کنگره اجازه دارد به طور رایگان درمان شود بعد از آن هزینه جبران خسارت که بابت عملکرد نامناسب و نادرست خودش بوده) بایستی هزینه پرداخت میکند.
هدف شما از جایگاه دیدهبانی چیست؟
جایگاه را که هر کسی در کنگره۶۰ دوست دارد و اینکه به یکی از خواستههای قلبیاش برسد و در نهایت هدف من در کنگره۶۰ خدمت کردن بود و دنبال حال خوب و یادگیری و آموزش بودم و این افتخار نصیب من شد و به من اعتماد کردند و من در جایگاه خدمتی پذیرفته شدم و در حال خدمت هستم.
چه چیزی باعث ماندگاری شما در کنگره شد؟
میل به خدمت، به نظر خودم به کنگره بدهکار بودم و اینکه مسیر زندگیام عوض شد و دوست داشتم این راه را دیگران تجربه کنند و زندگیشان به سامان برسد و آرامش به زندگی برسند. در کنگره پسرم ۷ سالش بود و الان 25 ساله هست و یک کنگرهای هست و من همهجا میروم دوست دارد و اکثراً حضور دارند و واقعیت موقعیت کاری و تحصیل اجازه نمیدهد با من همراه باشند و اینکه کنگرهای هستیم و کنگرهای بودن خیلی زندگی آدم را روشنتر میکند و دیدگاه آدم نسبت به خیلی مسائل تغییر میکند.
بزرگترین درسی که از کنگره و آقای مهندس گرفتید چه بود؟
گذشت، گذشت، گذشت؛ آقای مهندس را شما کمتر میبینید من صبح تا آخر وقت و روزهای دیگر در کنگره با ایشان در ارتباط هستم. الویت ایشان اول سلامتی دیگران و حال خوش دیگران هست، از خیلی مسائل خودش میگذرد بهخاطر اینکه دیگران به حال خوش برسند و نمیدانم سیدی این هفته را گوش دادهاید یا نه؟ هر نفر به خاطر هر وزنی که کم میکند؛ باید یک کتاب بدهد، جمعه صبح آقای مهندس از راه رسید و پیاده شد و به من گفتتد: عبدالله سیدی گوش کردی؟ من گفتم نه کار داشتم نشد، گفتند در سیدی گفتم به اندازه وزن هر کسی کم کرد هر یک کیلوگرم وزن یک کتاب هدیه به جامعه بدهد. گفتم: آقای مهندس سودی برای شما ندارد! گفتند: نه من دنبال سودش نیستم، جامعه سر این موضوع چاقی و اضافه وزن دارد از بین میرود، این دغدغه خودش و مادیات خودش نیست به سراحت هم گفتند من نیازی به این پول ندارم، کتابی که پول کاغذش نمیشود، فقط دوست دارم در اختیار دیگران قرار بگیرد تا بتوانند از آن استفاده کنند زمان میبرد؛ ولی آینده به دید آقای مهندس با تفکر ممتاز ایشان خیر خیلیها در درونش نهفته شده استفاده کنند و استفاده خواهند کرد.
صحبت شما با همسفرانی که پا به پای مسافرشان در حال سفر هستند و همسفرانی که مسافر خودشان را در سفر همراهی نمیکنند چیست؟
من احساس میکنم آنها از غافله آموزش دور میشوند. خیلی افراد در کنگره۶۰ در حال خدمت هستند و رهجوهای من بودند و رفتند و همسفرانشان به عنوان راهنما خدمت میکنند، لژیون دارند، ایجنت شدند و خیلی جایگاههای بالاتر؛ ولی رهجوی من هنوز بعد از ۱۰ سال مسیر را اشتباه میرود و در حال مصرف است، مسیرش را جدا کرد و یاد گرفت که کجا آموزش بگیرد و چه جوری زندگی کند و برای حال خودش به کنگره بیاید بیشتر از این من اعتقادم این است که همسفرها لطمه بیشتری از مسافرها خوردند، مسافرها انتخاب خودشان بوده، همسفرها از خانوادهها حرف شنیدند، از نزدیکان حرف شنیدند، از حضور مسافرها در مهمانیها نبودن حرف شنیدند، لطمه دیدند و کنایه شنیدند اینها لطمههایی بود که همسفرها خوردند و مجبور بودند تحمل کنند و آنهایی که دوست نداشتند تحمل کنند از زندگیشان جدا شدند، خیلیها را داریم و از این اتفاقهای ناگوار در زندگی خیلی از ما افتاده، متأسفانه نتوانستند تحمل کنند حقشان بوده، انتخابشان بوده اینجوری بود؛ ولی همسفرهایی که شما هستید و در کنگره حضور دارید من همیشه اعتقاد دارم و همه جا گفتهام، ایمان دارم به این که گذشت شما نسبت به خانواده از جان بوده؛ یعنی از جان گذشتید به خاطر خانواده، همسر، عزیزانتان که در کنگره حضور دارند این یک محبت الهی است که من مسافر به خاطر وجود چنین همسفرهایی هستم و من همیشه به همسفرها هر کجا که رفتم به سراحت گفتم شما تکههای نایابی هستید وجود صفات باری تعالی بوده و انشاءالله حال دلتان خوب باشد.
آیا همسفرها هم جریمه انضباطی جبران خسارت میشوند؟
خیر
توصیه شما به سفر اولیها چیست؟
تحمل کنند، از آموزشها استفاده کنند، بیشتر به فکر خودشان باشند و راهکاری برای خودشان، قطعاً اگر زمانش رسیده باشد نوبتش محفوظ میماند و آن نفر هم قطعا به درمانش میرسد.
کلام آخر:
خیلی ممنونم، از اول من شعبه بهشهر را خیلی دوست داشتم، انشاءالله که همیشه شعبهتان اینجور خلوت نباشد پرشورتر و پرانرژیتر از این موقعیت باشد، این مشکل موقعیت در جامعه هست سطحی است، انشاءالله بعد از این شعبه شما مثل قبل بدرخشید، رهاییهای بهتر و آوازههای بهتری برای تک تک اعضاء کنگره۶۰.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون دهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج بهشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
121