«سلام و درود بر تمامی جویندگان حقیقت و رهروان مسیر آگاهی. گاهی در میان تاریکی و سردرگمی، نوری در مسیر انسان قرار میگیرد تا راهی تازه برای رهایی و بازگشت به تعادل نشان دهد؛ کنگره۶۰ یکی از همین روشناییها است. مسیری که در آن مسافر تنها به رهایی از تاریکیها نمیاندیشد؛ بلکه با شناخت خویشتن، آموزش و حرکت تدریجی معنای تازهای از زندگی را تجربه میکند. در کنار او همسفر نیز میآموزد که چگونه با عشق، آگاهی و صبوری مسیر رشد و آرامش را طی کند. چه زیباست همراهی انسانهایی که خود طعم سختی را چشیدهاند و امروز چراغ راه دیگران شدهاند».
در خدمت دیدهبان مسافر کامران هستیم. آخرین آنتیایکس مصرفی مسافر کامران شیره، تریاک، الکل بود. به مدت ۱۸ ماه به روش DST همراه با داروی اپیوم به راهنمای مسافر علی سفر کردند. هم اکنون به مدت 18 سال و 10 ماه است که به لطف خداوند و با دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش در کنگره والیبال است. مسافر کامران جایگاههای خدمتی مختلفی مانند راهنمای DST، راهنمای ویلیام وایت، ایجنت و دیدهبانی خدمت کردهاند.
اگر بخواهید دیدهبان بودن را در یک جمله برای کسی که اکنون نمیداند توضیح دهید، چه میتوانید بگویید؟
فکر میکنم بهترین معنای آن در خود کلمه «دیدهبان» است؛ یعنی دیدن و این دیدن قطعاً به ابزارهایی نیاز دارد تا انسان بتواند به خوبی ببیند. آموزشهای کنگره و دید وسیعی که این آموزشها به انسان میدهد باعث میشود انسان بتواند به خوبی ببیند. آقای مهندس نیز همیشه از ما خواستهاند که خوب ببینیم، زندگی و داشتههایمان را ببینیم. دیدهبان بودن به دلیل حساسیت کار و ارتباط آن با قانونگذاری کنگره ایجاب میکند که وقتی در این جایگاه قرار میگیرید بتوانید شرایط را به خوبی ببینید، نواقص و نقاط قوت را به خوبی مشاهده کنید و بر اساس آن تصمیمگیری شود که قوانینی تصویب یا قوانینی تغییر کنند؛ بههمین دلیل دیدهبان باید خوب ببیند. اگر انسان بتواند این ظریفکاریها را به خوبی ببیند سازندگی اتفاق میافتد چراکه سازندگی در همین مسائل ظریف است. اگر ما بتوانیم مسائل کوچک را ببینیم، بعد میتوانیم مسائل بزرگتر را نیز ببینیم. اکثر افراد در زندگی مسائل بزرگ را میبینند، غافل از اینکه این مسائل از یک نقطه کوچک شروع شدهاند. اگر بتوانیم این نقطه کوچک را ببینیم، قطعاً لازم نیست بعدها سختی زیادی بکشیم و بخواهیم این ضعفهای بزرگ را برطرف کنیم. انشاءالله که همه ما بتوانیم خوب ببینیم. بهنظر من موضوع فقط دیدن نیست، از زندهیاد کوروش عزیز، نقلقولی میکنم که به یاد دارم همیشه در یک جمله بیان میکردند: «هنر این نیست که همهچیز را ببینیم، اگر به انسان چشم داده شده است تا ببیند ۵۰ درصد آن برای دیدن و ۵۰ درصد آن برای ندیدن است.» آری! انشاءالله بتوانیم اینگونه به زندگیمان نگاه کنیم. اگر بخواهید همیشه به این شکل بسیار دقیق بر روی ضعفها متمرکز شوید ممکن است قوتها را نیز نبینید. بهنظر من گاهی همین ضعفها اگر درست دیده شوند و درباره آنها درست تفکر شود میتوانند به نقطهقوت تبدیل شوند؛ اما اگر بخواهیم بیش از اندازه بر روی آن نقاط ضعف تمرکز کنیم و آنها را بزرگ جلوه دهیم، آنگاه نقاط قوت را نمیبینیم. آری یعنی همهچیز فقط دیدن نیست؛ بلکه ندیدن هم است. در کنگره شاید بسیاری از مسائل را میبینیم. ایراداتی وجود دارد؛ اما خیلی سریع نسبت به این موضوع واکنش نشان نمیدهیم. زمان میدهیم تا خود شخص ایراد را پیدا کند. به یاد دارم در 7، 8 ماه اول سفرم زمانیکه در اصفهان بودم، باور نداشتم که اصلاً درمانی اتفاق میافتد یا اصلاً درمان قطعی وجود دارد. این موضوع نیز به دلیل روشهای نادرستی بود که تجربه کرده بودم و صحبتهای راهنمایم، آقای خدامی، برایم چندان قابل پذیرش نبود. پس از آن هفت، هشت ماه اول حال خوبی نداشتم؛ اما یکباره آقای خدامی، بهمنظور نصیحت یا سرزنش کردن من فقط به من نگاه میکرد. آنقدر نگاه کرد تا سرانجام خودم به این نقطه رسیدم که باید حرکتی انجام دهم و تغییری ایجاد کنم. ایشان هیچگاه با زبان خود این موضوع را به من نگفتند و این همان صبری بود که باعث شد من جذب این رفتار شوم. اگر قرار بود از روز اول به من فشار وارد کنند و بخواهند با من بحث و جدل کنند قطعاً مقابله میکردم؛ اما همین رفتار ندیدن باعث شد به خودم بیایم. گاهی نیز این ندیدن بسیار کمک میکند تا انسان به خودش بیاید.
بهنظر شما مهمترین مسئولیت یک دیدهبان چیست؟
مسئولیتهای دیدهبانها متفاوت است. یک بخش از مسئولیت دیدهبانها در رابطه با چارت سازمانی کنگره است که وظایفی را در زمینه امور کنگره بر عهده دارند؛ برای مثال مربوط به امور راهنمایان، امور راهنمایان تازهواردین، امور مرزبانان، امور ایجنتها و مسائل مالی که در این حیطه قرار دارند. بخش دوم مسئولیت آنها مربوط به نمایندگیها است. هر دیدهبان معمولاً نظارت بر ۱۰ تا ۱۲ نمایندگی را بر عهده دارد و به امور آن نمایندگیها که به نوعی به تهران مربوط میشود رسیدگی میکند. برای نمونه اگر نیاز باشد ساختمانی خریداری یا اجاره شود، زمینی تهیه گردد یا در مورد برگزاری لژیونها و تعداد آنها تصمیمگیری شود ایجنتها با دیدهبانِ رابط هماهنگیهای لازم را انجام میدهند و بخشی از مسئولیتهای من به این حوزه بازمیگردد. بخش سوم نیز مربوط به قانونگذاری کنگره است. شورای دیدهبانها معمولاً هر ۲۱ روز تا ۱ ماه یکبار تشکیل جلسه میدهد. در این جلسات دیدهبانها مسائلی را که در طول دوره نظارتی خود مشاهده کردهاند به بحث میگذارند و در صورت نیاز تصمیماتی اتخاذ میشود و قوانینی به تصویب میرسد. معمولاً روزهای چهارشنبه آقای مهندس مصوبات اسیستانتها و شورای دیدهبانها را قرائت میکنند که به شعب ابلاغ میشود. شعب نیز این موارد را در جلسه قرائت میکنند که برای همه لازمالاجرا است. این ۳ بخش، لازمه کار دیدهبانها است.
اگر بخواهید یک جمله به جوانی بگویید که تازه وارد کنگره شده و آرزو دارد روزی خدمتگزار شود چه میفرمایید؟
به راستی جملهای که تاکنون درباره خدمت میتوانم بگویم این است که انسان بودن یعنی خدمت کردن؛ یعنی اگر انسان یاد نگیرد خدمت کند حالا خدمت در هر شکلی، نه فقط در کنگره اصلاً نمیتوان نام انسان را بر او گذاشت. میتوان گفت که خدمت نیاز روح است. اگر این نیاز وجود نداشته باشد انسان با مرده هیچ تفاوتی ندارد. لذت زندگی انسان در خدمت کردن است. اگر این موضوع وجود نداشته باشد به نظرم زندگی هیچ معنایی ندارد؛ البته خدمت من در کنار عشقی که در انجام آن عمل وجود دارد معنا پیدا میکند؛ اما سعی میکنم با رفتارم به او بفهمانم که معنای زندگی خدمت کردن است؛ همانطور که راهنمای من با رفتارش به من یاد داد. من نیز انسان سرکشی بودم و زمانیکه وارد کنگره شدم، انسان چندان اهلی نبودم؛ اما رفتارها میتوانند کلمات را بسیار زیبا کنند؛ یعنی اگر انسان بتواند در رفتارش مفهوم خدمت را القاء کند میتواند تأثیر بسیار زیادی بر آن شخص بگذارد. چند روز پیش شهر دورود بودم. یکی از مسافران گفت: «۴ سال پیش شما به خرمآباد آمدید و شال دادید. آن روز نخستین جلسهای بود که وارد کنگره شدم و شما را در جایگاه استاد جلسه دیدم وقتی با شما صحبت کردم و سپس رفتارتان را دیدم این موضوع باعث ماندگاری من در کنگره شد.» برای من بسیار حس خوبی دارد که شما بدون اینکه خودتان متوجه باشید میتوانید با رفتارتان تأثیر خوبی بر آن شخص بگذارید. آقای مهندس میفرمایند: «اگر آموزگار یا معلم هستی باید آن چیزی را که میگویی در رفتارت نشان دهی و آموزشها را به عمل درآوری و من تمام تلاشم در کنگره همین است.» بهنظر من خدمتگزاری فقط برای یک فرد نیست. اگر اعضاء تکتک با عشقی که کار را انجام میدهند و با علاقه آن خدمت را انجام دهند انسان جذب میشود. هرکس ببیند آن عطر گل را باز دوست دارد مانند آن شود. انشاءالله خداوند کمک کند که بتوانیم خدمت درست و صادقانهای انجام دهیم. انشاءالله خداوند به ما کمک کند.
.jpg)
اگر به خود روزهای اول حضورتان در کنگره برگردید، چه حرفی به آن آدم میزنید؟
به او میگویم زندگی چیزهای بسیار زیبایی دارد که تاریکیهایت اجازه نمیدهند آنها را ببینی. وقتی وارد کنگره شدم، فکر میکنم در اولین سالگرد رهاییام بود؛ زمانی که فرزندانم وارد کنگره شدند ۴ و ۸ ساله بودند. من هیچ تصویری از دوران کودکی آنها ندارم؛ حتی وقتی فیلمها یا عکسهای دوران کودکیشان را تماشا میکنم، احساس میکنم من آنجا نبودهام؛ یعنی هیچ تصویری از خودم در آن فیلمها ندارم؛ با وجود اینکه حضور دارم؛ اما انگار نیستم. بهنظر من اعتیاد این زیباییها را از انسان میگیرد. واقعاً چیزهایی وجود دارند که معنای زندگی و مفهوم زندگی در آنها نهفته است؛ مانند بزرگ شدن فرزندان، خندهها، گریهها و شادیهای آنها. وقتی انسان نتواند اینها را ببیند، دیگر چیزی بیش از یک مرده نیست. اعتیاد علاوه بر اینکه عشق و محبت را از انسان میگیرد، حتی وجود و هستی آنها را نیز از انسان میگیرد بهگونهای که دیگر آغوش پدرانه یا آغوش فرزند معنایی نخواهد داشت؛ اما انسان دیر متوجه میشود و گاهی اصلاً نمیبیند و فهماندن این موضوع به آنها بسیار دشوار است. بسیار سخت است که توضیح دهیم زندگی چیزهای بسیار زیبایی دارد تا زمانیکه چشم انسان باز نشود، همانطور که آقای مهندس میفرمایند: زمانی چشمت باز میشود که بتوانی از آن تاریکی فاصله بگیری. متأسفانه تا آن زمان زیباییها معنایی ندارند. من زمانی در کنگره به این مسائل پی بردم که سفرم به درستی پیش رفت. سفر کردم، پلهها را کم میکردم و سپس شروع به خدمت کردم و توانستم خندهها و شادیهای فرزندانم را ببینم. اینها برای من دوباره یافت شدند. آقای مهندس نیز فرمودند: وقتی پله کم میکنیم، باید شادی و خوشحالی کنیم. به یاد دارم که ما پس از اینکه سفرمان مرتب شد، برنامهای داشتیم که هر بار یک پله کم میشد جشن بگیریم. دخترها این موضوع را میدانستند و ذوق آنها از من بیشتر بود که چه زمانی پله کم میشود و چه زمانی قرار است جشن بگیریم خودشان برای این جشنها برنامهریزی میکردند؛ مثلاً میگفتند با کم شدن این پله برویم فلانجا، کیک بگیریم یا با پله دیگر اسنک یا پیتزا بخوریم. ذوق آنها بیش از هر چیز به من انگیزه میداد که دیگر این روند را خراب نکنم. واقعاً اگر انسان این زیباییها را ببیند، دیگر دلش نمیخواهد این همه زیبایی و حالِخوش را حتی برای یک لحظه خراب کند.
حتماً در این مسیر روزهایی پیش آمده که ادامه دادن برایتان سخت شود. چه چیزی به شما انگیزه داد که مقاومت کنید و تا این روز ادامه دهید؟
این پرسش را بسیاری از من میپرسند؛ اما معتقدم تفاوتی نمیکند که فرد دیدهبان، ایجنت، مرزبان یا راهنما باشد؛ آنچه اهمیت دارد، نتیجه اعمال است. زمانی که آثار خدمت یک فرد نمود پیدا میکند، همان آثار موجب میشود که او شوق برداشتن گام بعدی و ادامه حرکت را در خود احساس کند. اگر این آثار در جهت مثبت باشد؛ یعنی منجر به تحول رو به جلو و تغییرات سازنده شود، قطعاً انگیزهای مضاعف ایجاد میکند؛ اما ممکن است گاهی نمود بیرونی این اثرات آنگونه که باید تأثیرگذار نباشد و این مسئله میتواند انسان را دچار سرخوردگی یا خستگی کند. با این حال من زمانی که رشد افراد را در کنگره میبینم که در جایگاههای مختلف شروع به خدمت میکنند تصویری از گذشته آنها در ذهنم دارم و مشاهده رشد و خدمتگزاری آنان برای من بسیار لذتبخش است و همین موضوع سبب میشود تا انگیزه بگیرم و گامهای بعدی را محکمتر بردارم. در نهایت همین تبادل انرژی و تصویری که از انسانها در کنگره دیده میشود ما را در این مسیر استوارتر میکند تا قدمهای بعدی را با قدرت بیشتری برداریم.
در انتها اگر صحبتی دارید بفرمایید؟
پیش از هر چیز تشکر و قدردانی از آقای مهندس و خانواده محترمشان ابراز میدارم. همچنین تبریک ویژهای دارم خدمت اولین دیدهبان کنگره مهندس حسین دژاکام، سرکار خانم آنی عزیز، خانم کماندار، دکتر امین و همچنین خانم شانی. اگر گذشت، فداکاری و ایثاری که خانواده مهندس و خود ایشان در این مسیر رقم زدند نبود و این راه درمان گشوده نمیشد، امروز امثال من وجود نداشتند؛ بنابراین ما همگی مدیون این خانواده هستیم و از آنها سپاسگزارم. همچنین از تمامی دیدهبانان که از تکتک آنان آموزش گرفتهام، قدردانی میکنم. از راهنمای خودم دیدهبان مسافر علی نیز بابت فرصتی که در اختیارم گذاشتند تا در کنگره حضور داشته باشم و خدمت کنم سپاسگزارم. امیدوارم همه ما در کنار یکدیگر در مسیر خدمت ثابتقدم و استوار باقی بمانیم.
از طرف سایت نمایندگی جهانبین از دیدهبان مسافر کامران بسیار تشکر میکنیم که وقتشان را در اختیار ما قرار دادند و برای ایشان آرزوی سلامتی و موفقیت داریم.
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر شکیبا (لژیون هفتم)
مصاحبهکننده: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جهان بین شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
630