جلسه هشتم از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی چرمهین با استادی راهنمای تازه واردین مسافر یاور ، نگهبانی مسافر روحالله و دبیری مسافر جمال با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر ان روی من » پنجشنبه ۲۹مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، یاور هستم، یک مسافر.
دستور جلسه این هفته، «وادی ششم؛ حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ، کاملاً اجرا نماییم» است.
طبق آموزشهایی که از سیدیها و منابع آموزشی کنگره دریافت کردهایم، عقل یکی از صور پنهان انسان است. البته عقل فقط مختص انسان نیست و حیوانات و حتی گیاهان نیز از نوعی قوه تشخیص و شعور برخوردارند. برای مثال، اگر هزار رأس گوسفند از صحرا برگردند و هزار بره نیز در میان آنها باشند، هر بره مادر خودش را پیدا میکند. یا اگر گوسفندی بخواهد از آبی بنوشد و آب آلوده باشد، مثلاً مقداری نفت در آن وجود داشته باشد، از آن آب نمینوشد. درختان و گیاهان نیز به شکل دیگری از این قوه بهرهمند هستند.
اما انسان با استفاده از عقل و در مسیر آموزش و جهانبینی، میتواند به تکامل برسد. اولین قوهای که برای بهکارگیری عقل باید از آن استفاده کنیم، تفکر است.
طبق فرمایش جناب مهندس، بالاترین مرتبه نفس در حیوانات، نفس اماره است؛ در حالی که در انسان، نفس اماره پایینترین مرتبه نفس محسوب میشود. بنابراین انسان این توانایی را دارد که با آموزش، تفکر و کسب دانایی، از فرمان نفس اماره عبور کرده و عقل را به جایگاه واقعی خود برساند.
در کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» نیز آمده است که با کسب آموزش، حسهای انسان بهتدریج باز میشوند. زمانی که یک رهجوی تازهوارد وارد کنگره میشود، ممکن است با حس خود راهنما را انتخاب کند؛ اما این آموزش است که بهتدریج باعث شکلگیری تفکر، دانایی و شناخت درست میشود.
اگر عقل را در جایگاه فرمانروای واقعی قرار ندهیم، حتی در سادهترین مسائل زندگی نیز دچار تعلل میشویم. مثلاً تصمیم میگیریم نماز بخوانیم، اما میگوییم نیم ساعت دیگر، یک ساعت دیگر یا ربع ساعت دیگر؛ ناگهان متوجه میشویم که آفتاب غروب کرده است. یا حتی کارهای سادهای مثل بیرون گذاشتن زباله یا مسواک زدن را به تعویق میاندازیم. این مثالهای ساده نشان میدهد که اگر فرمان عقل را جدی نگیریم، ممکن است در بسیاری از امور زندگی، اختیار خود را به دست خواستههای لحظهای بدهیم.
ورزش نیز یکی از بخشهای مهم درمان است. اما گاهی میبینیم روز جمعه فقط پنج یا شش نفر برای ورزش حضور دارند. باید از خودمان بپرسیم چرا؟ مگر برای رسیدن به حال خوب و درمان، تا ظهر روز جمعه بالای سر همسفرانمان نمینشستیم و منتظر تغییر شرایط نبودیم؟ حال که مسیر درمان را پیدا کردهایم، چرا برای ورزش و سلامتی خودمان اهمیت کافی قائل نباشیم؟
جناب مهندس در یکی از مثالهایشان، داستان مردی را بیان کردند که الاغی داشت و برای ایجاد تعادل در خورجین، یک طرف آن گندم و طرف دیگر سنگ قرار داده بود. شخص دیگری که از آنجا عبور میکرد، وقتی علت این کار را پرسید، به او پیشنهاد داد به جای سنگها، نیمی از گندم را در طرف دیگر خورجین قرار دهد. صاحب الاغ نیز همین کار را انجام داد، اما بعد از مدتی از آن شخص پرسید: آیا خودت الاغ داری؟ خانه داری؟ زن و زندگی داری؟ و... .
آن شخص به تمام این سؤالات پاسخ منفی داد. صاحب الاغ گفت: «من با همین عقل ناقص خودم، هم خانه دارم، هم زن دارم و هم زندگیام را اداره میکنم.» سپس دوباره همان روش قبلی را انتخاب کرد؛ یک طرف خورجین گندم و طرف دیگر سنگ گذاشت تا تعادل حفظ شود.
این داستان یک پیام مهم برای ما دارد: در مسیر زندگی و درمان، ممکن است افراد مختلف نظر و پیشنهادهای گوناگونی به ما بدهند، اما در نهایت تصمیمگیری بر عهده خود ماست. ممکن است کسی از ما بپرسد چرا به کنگره میروی؟ چرا این مسیر را انتخاب کردهای؟ چرا برای ورزش یا آموزش وقت میگذاری؟ پاسخ این سؤالها را باید در درون خودمان پیدا کنیم. ما خودمان باید با تفکر و فرمان عقل، مسیر درست زندگیمان را انتخاب کنیم و مسئولیت انتخاب خود را نیز بپذیریم.
در پایان، با توجه به دستور جلسه هفته آینده که «هفته دیدهبان» است، این هفته را به ابرمرد کنگره، جناب مهندس، و تمامی دیدهبانان محترم تبریک عرض میکنم. دیدهبانان ستونهای استوار کنگره هستند و مسئولیت سنگینی را بر دوش دارند. بر ما واجب است که در هفته آینده، با حضور، مشارکت و حمایت خود، برای این جشن سنگ تمام بگذاریم.

مرزبان خبری : مسافر عبدالرضا
تایپ : مسافر حسین لژیون دوم
ارسال : مسافر پوریا
- تعداد بازدید از این مطلب :
64