ششمین جلسه از دوره اول کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی اسیستانت محترم مسافر محمود، نگهبانی مسافر عزیز و دبیری همسفر حسین با دستور جلسه «هفته دیدهبان» روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
.jpg)
سخنان استاد:
خیلی ممنون از تمامی عزیزانی که سالن را آماده کردند و از عزیزانی که در این نمایندگی خدمت میکنند سپاسگزارم. دستور جلسه در مورد هفته دیدهبان هست و بایستی در مورد دیدهبانها صحبت کنیم تا عزیزانی که تازه وارد کنگره شدهاند و اطلاعی از این جایگاه ندارند با این جایگاه آشنایی پیدا کنند. در چارت سازمانی کنگره ۶۰ یکسری جایگاههایی تعریف شده و در دیسیپلین کنگره ۶۰ چیدمان شده و خیلی منظم کار خودش را انجام میدهد و اولین جایگاهی که تعبیه شده است جایگاه راهنمایی بود که اولین راهنمای همه ما آقای مهندس هستند و بعد شورایی تشکیل شد جهت تصمیمگیری و قانونگذاری که همان دیدهبانان هستند و سپس جایگاه مرزبانی به وجود آمد به این شکل که الان وجود دارد و مسئول انضباط شعبه مرزبانان بودند که همه اعضا مکلف به فرمانبرداری از این جایگاهها هستند. بنده با اکثر دیدهبانهایی که الان در حال خدمت هستند و در محضر آقای مهندس و آموزشهای کنگره ۶۰ هستند شاهد زحمات و کارهایی که در کنگره انجام میدهند هستم و برای من مسافر تلاش میکنند و شاید برای افراد بیرون از کنگره عمل این عزیزان قابل باور نباشد که بدون دستمزد چه زحماتی را متحمل میشوند. من نمونهای از گذشت این عزیزان را برایتان بیان میکنم؛ آقای سلامی از افراد اول کنگره ۶۰ هستند که در حال خدمت هستند ولی تا به امروز بیمه ندارند یعنی انقدر خودش را فدای کنگره کردهاست که برای خود و خانواده بیمهای در نظر نگرفتهاند. نمونه بعدی آقای خدامی، به خاطر منِ مسافر و منِ همسفر و به خاطر پیشرفت کنگره ۶۰ ازدواج نکردهاند و شاید اگر من این جمله را از خودشان نشنیده بودم خیال میکردم که دوست ندارند ازدواج کنند، بحث دستور جلسه ازدواج بود و میکروفن را دادند به ایشان و مشارکت کردند و گفتند من آرزو داشتم اگر ازدواج کردم با همسفرم بنشینم سر سفره در مورد وادیها و کتاب 60 درجه صحبت کنم و من وقتی این صحبت را شنیدم بغض کردم، چون هر انسانی نیاز دارد تا یک نفر در مسیر زندگی کنارش باشد و بال پروازش باشد ولی ایشان به تنهایی بار این همه مسئولیت را بر دوش کشیدند و همچنین استاد امین و بقیه عزیزانی که در بحث دیدهبانی در حال خدمت هستند نیز از بسیاری از امیال شخصی خود گذشتند.

به ما فرصت داده شده در این هفته و در طول سال چهار بار فرصت داریم از کسانی که به ما خدمت میکنند قدردانی کنیم، یکی هفته همسفر است، همسفرهایی که به مسافرها کمک رسانی میکنند، یکی جشن مرزبان و ایجنتهاست و یکی هم جشن راهنماست و یک جشن هم جشن دیدهبان است و ما باید در این هفتهای که پیش رو داریم به بهترین شکل ممکن از این عزیزان سپاسگزاری کنیم و قدردان زحمات این عزیزان باشیم و هرچقدر هم توان خودمان را بگذاریم ذرهای از زحمات این عزیزان که در طول سالهای سال برای ما کشیدهاند هیچ کدام را نمیتوانیم جبران کنیم. چند مدتی است این مسیر را تردد میکنیم که البته مسئولیت برای ما منطقهای و نهایتاً استانهای همجوار است ولی رفت و آمد این عزیزان یعنی دیدهبانهای محترم به صورت گسترده و در سطح کل ایران در حال تردد هستند. خانم اسیستانت هم حضور دارند، خدمت ایشان خداقوت عرض میکنم، ایشان کاملا میدانند که بنده چه میگویم؛ بیخوابی و اذیتهایی که این مسیر دارد در کنار عشقی که به مسیر وجود دارد؛ همین عشق باعث میشود که انسان خسته نشود ولی در هر حال انسان است و به هرشکلی باشد مشکلات و مسائلی هم وجود دارد. آقای مجدیان که همه شما میشناسید، دیدهبان قسمت مرزبانی کنگره هستند روز دو شنبه در شعبه ارومیه حضور خواهند داشت و ما خواستیم امروز همگی در شعبه صائب جمع شویم که همه ما حتی کسانی که نیستند، حتما راهنماهای محترم به رهجوها اطلاع رسانی کنید، به پیش کسوتها و تمامی عزیزانی که از این شعبه به درمان و رهایی رسیدهاند اطلاع بدهید که جشن فوق العادهای داشته باشیم. خود من چون آذری زبان هستم کمی تعصب هم به این شعبات دارم، هرچند بارها آقای مهندس فرمودند که تعصب به هر شکلی درست نیست و من هیچ تعصبی برای کنگره ندارم و همیشه برای خودم و حال خودم و اهداف و تفکرات ارزشمند آقای مهندس خدمت میکنم، من هرچقدر به کنگره بیایم و بهترین جایگاهها را به من بدهند و بگویند شما نگهبان دیدهبانهایی ولی هنوز با حال خراب به خانه بروم، به درد نمیخورد؛ آن جایگاه زمانی به درد من میخورد که با حال خوش به خانه بروم و فرقی هم نمیکند در چه جایگاهی باشم حتی جایگاه آبدارخانه باشد. ما برای اینکه حال خودمان خوش بماند نباید در حاشیه باشیم. تبریز یک کلانشهر یک شهر بزرگ، یعنی سیصد نفر مصرف کننده ندارد که بیایند برای درمان خودشان در شعبه حضور پیدا کنند؟ هزاران نفر وجود دارد، خیلی از مصرف کنندگان در این شهر الان سرگردان هستند و دنبال راه درمان هستند ولی من اعتقاد دارم زمانی که سفره مهیا نباشد هیچ مهمانی سر سفره نمینشیند، سفرهای که بهم ریخته است، درهم برهم است مهان نمیپذیرد، چون مهمان حبیب خداست و خداوند مهمان را دوست دارد پس سر این سفره دعوت نمیکند. پس بهتر است اول سفرهمان را مرتب کنیم، با محبت به کنگره و دیگران خدمت کنیم، به حرمتها توجه کنیم، در کار دیگران دخالت نکنیم تا این سفره مهیا و مرتب شود تا مهمانان یا خانوادههایی که منتظر رهایی عزیزانشان هستند بیایند و در این مکان مقدس به رهایی برسند انشاالله.
تهیه گزارش: مسافر هادی
ارسال مطلب: مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
111