پنجمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم تازهواردین مسافر جمیل نگهبانی همسفر علی و دبیری موقت همسفر نیما با دستور جلسه"وادی ششم و تاثیر آن روی من" پنجشنبه ۲9 مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان جمیل هستم، یک مسافر.
ابتدا از نگهبان جلسه و سایر دوستان سپاسگزارم که این فرصت را به من دادند تا این جایگاه را تجربه کنم.
میخواهم در خصوص وادی ششم صحبت کنم. ورود من به کنگره با برداشتی خاص از این وادی همراه بود؛ تصور میکردم که موضوعی بسیار پیچیده است، زیرا کلمات خاصی در آن به کار رفته، از عقل استفاده شده و فرمانروا به این موضوعات اشاره دارد؛ ازاینرو فکر میکردم بسیار پیچیده است. اما راهنما صحبتی میکرد که مثلاً میفرمود بیدار شدن از خواب و مسواک زدن، یعنی اینکه یک قدم به این فرمان عقل نزدیک شدهام. از کارهای کوچک شروع میشود. در کنگره دریافتم که هیچ چیز بزرگی یکشبه به دست من نمیرسد و موضوع DST در همه زمینهها راهگشاست. در مسیر رسیدن به فرمان عقل، عاقلانهتر و عقلانیتر گرفتن تصمیمات و درستتر بودن حرکتها، موضوع DST بسیار دخیل است. در یکی از جلسات لژیون سردار متوجه شدم که حتی پسانداز کردن و جمعآوری پولهای بزرگ نیز به همین شیوه است. همهٔ ما معمولاً فکر میکنیم که اگر بخواهیم چیزی بخریم، حتماً باید تمام پول آن را یکجا داشته باشیم و تمام پسانداز مدنظر آماده باشد. اما در آن جلسه با یک مشارکت دریافتم که اتفاقاً اگر روزی بخواهم وسیلهای برای خودم بخرم، از همان امروز که تصمیم میگیرم، میتوانم با اعداد کوچک شروع کنم؛ مثلاً با پنجاههزار تومان یا یکصدهزار تومان. در آن مشارکت، شخصی گفت که با پنجاههزار تومان کارتکشیدن به دِنور رسیده است که در سال ۱۴۰۳ واقعاً شگفتانگیز بود. پیش از آن فکر میکردم که اگر قرار باشد روزی به دِنور برسم، حداقل باید ده میلیون تومان در حساب داشته باشم. موضوع وادی ششم دقیقاً همین است؛ نه برای من، بلکه برای بسیاری از افراد، موضوع چندان پیچیده و عجیبوغریب نیست. اگر بدانم که میتوانم با قدمهای کوچک و حرکتهای اندک، هر روز به این نقطه نزدیکتر شوم که به فرمان عقل نزدیکتر و عملکردم بهتر گردد، این همان DST است؛ یعنی تدریجی و ذرهذره، و موضوع بسیار پیچیدهای نیست. ضمناً ورود خودم به کنگره نیز به همین شکل بود. روز اول، تصوراتم این بود که فقط بیایم و شربت OT بگیرم تا مصرفم ارزانتر تمام شود. در واقع، ورودم یک قدم محسوب میشد. مدتی با چند تن از دوستان که در کنگره سفر میکردند، بحث میکردم که این موضوع کلاهبرداری است. اما پس از سه یا چهار ماه تصمیم گرفتم و دیدم که راهی ندارم. واقعاً گاهی انسان در تنگنا قرار میگیرد و مجبور میشود به کاری که حتی به آن ایمان و اعتقاد ندارد، عمل کند؛ خواه خواست خدا باشد، خواه سرنوشت یا هر چیز دیگر، نمیدانم، اما ناچار میشوی به آن راه بروی و پس از رفتن میبینی که چه جای خوبی بوده است. همیشه در فیلمها و رؤیاها این تصویر وجود دارد که دری چوبی و بسیار قدیمی را باز میکنی و پشت آن بهشتی است. ورود من دقیقاً همینگونه بود. آن درِ چوبی کهنه و قدیمی را دیدم و بازش کردم؛ سپس دریافتم که آن بهشت میتواند بهدست آید. وارد کنگره شدم، در حالی که در آنجا اصلاً فرمان عقلی وجود نداشت و من فقط صرفاً میخواستم داروی ارزانتری از طریق کلینیکهای کنگره تهیه کنم و بهدنبال سفر کردن نبودم. پس از سه، چهار ماه تصمیم گرفتم که اصلاً نیایم، اما باز هم یک مشارکت باعث شد که تلنگری به من بخورد. شخصی از راهنمایش شکایت میکرد و میگفت که راهنما نباید چنین رفتاری کند. در پاسخ، یکی از راهنمایان استاد جلسه جوابی داد که باعث شد بیشتر به موضوع رسیدن به فرمان عقل فکر کنم. پاسخ این بود که شما راهنما را شو نکنید و اگر به نظرت اشتباه میکند. دیدم که قدمهایی که در زندگی برداشتهام دقیقاً به همین شکل بوده است؛ رفتار و اعمال دیگران را نگاه میکردم و با حرکت خودم مقایسه مینمودم و میگفتم آنها دارند اشتباه میکنند و با جایگاه خودم قیاس میکردم. درحالیکه اکنون میبینم عملکردهای گذشتهام هیچکدام نزدیک به فرمان عقل نبوده است، ولی با آمدن به کنگره و دیدن این آموزشها دریافتم که میتوان عملکرد بهتری داشت. موضوعی که به نظر من در میان همسفران و مسافران تفاوتی ندارد، این است که بسیاری کنگره را هدف میبینند. من دیدم کسانی که کنگره را هدف دیدند، هیچگاه به نظر من به آن فرمان عقل نرسیدند، در حالی که مهندس فرموده است کنگره هدف نیست، بلکه وسیلهای است برای اینکه آموزشهایی ببینم، به شناخت خود برسم، بتوانم خدمتی کنم و عملکرد درستتری داشته باشم. متأسفانه در برخی از مسافران و همسفران مشاهده کردم که چنین برداشتی وجود دارد که «همهچیز من کنگره است» و در حال حاضر اگر خدمت کنم، به همهچیز میرسم. این دقیقاً همان موضوع آب آلوده است که هر چه به آن فوت کنی و هر کاری انجام دهی، پاک نمیشود. در هر صورت، موضوع این است که کنگره وسیلهای است برای رشد بهتر من، رسیدن به جایگاههای بهتر و تجربه کردن دستکم موقعیتهای بهتر؛ نه اینکه صرفاً فکر کنم به جای عجیبوغریبی آمدهام و آموزشهای بسیار شگفتآوری میبینم که مرا از سایر افراد متمایز میکند و باید همین حالا آن را بگیرم و رهایش نکنم. به نظر من اینگونه نیست؛ کنگره بخشی از زندگی من است. فکر میکنم این موضوع قدمی در رابطه با وادی ششم باشد که کنگره را به آن وصله میکنم. در پایان، از اینکه به صحبتهایم گوش دادید، سپاسگزارم.
تهیه، ویراستاری و بارگذاری: سایت همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
79