برداشت من از این سیدی این بود که شهر وجودی ما درست مثل یک شهر واقعی است و برای هر مشکلی که در این شهر پیش میآید، باید "قفل و کلیدش" را پیدا کنیم. گاهی با افکار و رفتارهای اشتباه، برای خود قفلی میسازیم و بعد نمیدانیم چگونه آن را باز کنیم. پس مهم این است که به جای عجله برای حل مشکلات، دنبال کلید درستِ هر مشکل بگردیم. در مورد اعتیاد هم سالها کلید اصلی پیدا نشده بود و روشهای مختلفی امتحان شد؛ ولی نتیجه واقعی نداشت؛ اما در کنگره۶۰، با شناخت جسم و ناقلهای عصبی، راه درمان درست پیدا شد و اعتیاد به صورت ریشهای درمان شد. این موضوع به من یاد داد که برای هر مشکلی، اول باید علت آن را پیدا کنم و بعد دنبال راه حل باشم.
چیز دیگری که برای من مهم بود، مراقبت از شهر وجودیام بود؛ چون افکار منفی هم میتوانند مثل ویروس به این شهر آسیب بزنند. کینه، حسادت، بدبینی و ناامیدی میتوانند آرامش انسان را بگیرند و حتی روی جسمش اثر بگذارند. به نظرم امید و ایمان خیلی حیاتی هستند، زیرا زمانیکه انسان امیدش را از دست بدهد، راحت تسلیم میشود. من باید سعی کنم امیدم را حفظ کنم و بدانم برای هر مشکلی، راهی وجود دارد.
آموزشهای کنگره به من یاد داد کسی قرار نیست به جای من راه برود، خودم باید مسیر درست را پیدا کنم؛ هرکسی باید خودش تجربه کند و کتاب زندگی خودش را بنویسد. من باید یاد بگیرم نیرویی که در وجودم هست را درست کنترل کنم و انرژیام را صرف چیزهای خوب کنم. در نهایت، به نظرم باید به جای اینکه برای خودم قفل بسازم، یاد بگیرم "کلیدساز" باشم و برای هر چالشی، کلید درست را پیدا کنم.»
منبع: سیدی قفلساز (مهندس)
نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر تکتم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
45