English Version
This Site Is Available In English

با انجام ضدارزش‌ها عقل به خواب می‌رود

با انجام ضدارزش‌ها عقل به خواب می‌رود

جلسه چهاردهم از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سیرجان، با استادی ایجنت دنور راهنما همسفر وجیهه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر طاهره با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

همه ما که در کنگره۶۰ حضور داریم، قطعاً رنج‌های زیادی را تجربه کرده‌ایم؛ چراکه به فرموده دکتر امین «شرط ورود به کنگره قرار گرفتن در جهنم است.» شاید قبلاً بارها به خودمان گفته‌ایم یا حتی اکنون هم می‌گوییم کاش اصلاً به دنیا نیامده بودم که این همه رنج‌ را تحمل کنم؛ اما کنگره نگاه من را تغییر می‌دهد و یاد می‌گیرم هیچ نیستی در کار نیست، حیات ادامه دارد، از حلقه‌ای به حلقه دیگر و از بعدی به بعد دیگر. هدف ما از به دنیا آمدن، زندگی کردن است و زندگی کردن همان نوشیدن یک چای داغ در سرمای زمستان و آبی خنک در گرمای تابستان، در کنار هم بودن، محبت کردن و محبت دیدن است.؛ اما چه کسی می‌تواند خنکی آب را با تمام وجودش احساس کند؟ به نظر من، کارگری که در دل گرمای تابستان کار می‌کند؛ پس آرامش، محبت و شادی را کسی بهتر درک می‌کند که رنج و اندوه عمیقی را تجربه کرده باشد. اگر من اینها را نپذیرم، قطعاً رنج‌های بیشتری را متحمل خواهم شد؛ اما اگر بپذیرم که با هستی هستم و زندگی من ادامه دارد، باید قوانین درست بودن و زندگی کردن را یاد بگیرم و وادی‌ها می‌خواهند همین قوانین را به من آموزش دهند.

وادی ششم می‌گوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.» وقتی شخصی به من فرمانی می‌دهد، اول نگاه می‌کنم فرمان چیست و از طرف چه کسی است؛ پس ابتدا باید عقل را بشناسم. انسان دارای صور آشکار و پنهان است و عقل یکی از اجزاء صور پنهان است که قابل رؤیت نیست، برای همین دکتر امین مدلی را ارائه کردند که مفهوم آن قابل درک باشد، تصور کنیم صور پنهان مثل یک شهر یا کشور است، در آن قلعه‌ای وجود دارد و حاکم یا همان عقل  در این قلعه مستقر است. حاکم برای تصمیم‌گیری و اداره شهر به اطلاعاتی نیاز دارد. با حواسمان، یعنی با دیدن، شنیدن و... اطلاعات را جمع‌آوری کرده؛ اما این اطلاعات مستقیماً به عقل نمی‌رسند، اطراف این قلعه سربازانی وجود دارند که به‌عنوان یک فیلتر عمل می‌کنند و درست یا نادرست بودن اطلاعات را بررسی کرده و سپس آن را به عقل می‌رسانند، عقل نیز آن‌ها را تجزیه و تحلیل کرده و فرمان را صادر می‌کند؛ پس متوجه می‌شویم چقدر چگونه دیدن، شنیدن و میزان دانایی ما در صدور فرمان تأثیرگذار است.

هر زمان که کاری انجام می‌دهم یا انجام نمی‌دهم، درواقع اجرای فرمان‌هایی است که به شکل یک ندای درونی می‌شنوم. کار که انجام شد مانند درختی که به بار نشسته است، میوه درخت کاربلدبودن باغبان و نوع درخت را نشان می‌دهد. در طول شباانه‌روز چند بار با خود می‌گویم کاش این حرف را زده بودم یا نزده بودم، کاش مشارکت کرده بودم، چرا با این همه تلاش نتیجه درستی نمی‌گیرم؟ اگر مدام از انجام کارهایم پشیمان می‌شوم، یعنی فرمان درستی را اجرا نکرده‌ام.

چرا این فرمان نادرست بوده است؟ مگر قرار نیست فرمان عقل به خیر ختم شود؟ این نشان می‌دهد که حواس من مشکل داشته‌ و دیگر اینکه سربازان دانایی من، دانایی لازم را ندارند. چشمی که فقط خوشی‌های دیگران و ناکامی‌های خودش را می‌بیند، قلبی که لبریز از کینه است یا ذهنی که مدام درگیر قضاوت دیگران است، آیا می‌تواند مسائل پیرامون خودش را درست ببیند و درک کند؟ اگر من همسفر هنوز برای مسافرم نسخه می‌پیچم؛ یعنی سربازان دانایی‌ام فریب خورده‌اند. چگونه؟ به فرموده مهندس حسین دژاکام «هیچ فسق و فجوری صورت نمی‌گیرد، مگر در لباس تقوا» دخالت و تجسس در کار مسافر، لباس محبت و کمک به تن کرده و وارد قلعه عقل شده است.

مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند: «برای اینکه ما بتوانیم پی به صحت و سقم گفتارها و نوشتارها ببریم، باید از آن‌ها جلوتر باشیم.» مگر به من صورت مسئله اعتیاد و سیستم ایکس آموزش داده نشده است؟ پس چرا فریب خوردم؟ شاید به خاطر این است که هنوز باور نکرده‌ام و فکر می‌کنم دانسته‌های قبلی خودم همچنان معتبر هستند.

انجام این کارها سطح انرژی را پایین می‌آورد، این را تجربه کرده‌ایم که کلی انرژی داشتیم؛ اما از مسافرمان خطایی دیدیم یا با دوستی مواجه شدیم که وضع زندگیش به‌ظاهر خیلی خوب است، ناگهان مانند بادکنکی که با سوزن ترکیده است، حالمان تغییر می‌کند و فرومی‌ریزیم، چون به فرموده دکتر امین «حس تحت تأثیر انرژی است.»

وقتی فرمان‌های غلط مدام تکرار می‌شوند، در حس اختلال به وجود می‌آید و چرخه اشتباهات تکرار می‌شود، کارکرد عقل وابسته به حس است، وقتی حس خراب شود، عقل نمی‌تواند فرمان درستی صادر کند و این اشتباهات دائم تکرار می‌شوند. دیدید وقتی فرزندمان یکی دو آزمون را خراب می‌کند، ترس و ناامیدی او بیشتر می‌شود و ممکن است فکر کند دیگر نمی‌تواند از پس آن بربیاید. برای ما نیز همین اتفاق می‌افتد؛ فرمان‌های غلط صادر کرده‌ایم و فکر می‌کنیم دیگر نمی‌شود آن‌ها را درست کرد؛ اما کنگره می‌گوید راه خروج از این چرخه وجود دارد، چگونه؟ باید حس‌هایم را پالایش کرده و دانایی خودم را بالا ببرم، به همین دلیل قبل از این وادی مطالب دیگری گفته شد و در وادی پنجم هفت پله برای تزکیه مشخص شد. این بار وقتی می‌خواهم درگیر مسافرم شوم و ندای درونی می‌گوید مگر راهنمایت نگفت در کارش تجسس نکن، چشم بگویم، شاید الان صدای درونی به شما می‌گوید حتماً مشارکت کن، اگر مشارکت نکردید؛ یعنی فرمان عقل را اجرا نکردید.

زمانی که می‌گوید خانه خیلی به‌هم ریخته است، باید مرتبش کنی، به روز بعد موکول نکنم و...؛ انجام همین فرمان‌های به ظاهر ساده که گاهی مانند جابه‌جا کردن یک کوه برایمان سخت است، رفته‌رفته عقل قدرتمندتر می‌شود.

مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند: «انجام ضدارزش‌ها باعث می‌شود عقل به خواب برود.» پس حواسمان باشد عقل به خواب نرود، تصور کنید حاکم  شهری خواب است، چه اتفاقی در آن شهر می‌افتد؟

با تزکیه و پالایش‌ چه اتفاقی می‌افتد؟ می‌گوییم صفات خداوند در انسان وجود دارد، پالایش باعث می‌شود گردوغبارهایی که روی این صفات نشسته‌اند، رفته‌رفته کنار بروند و آن صفات متجلی شوند. با حس پالایش یافته فرمان عقل مانند رودی زلال در سرزمین وجودی جاری شده و هر روز احساس بهتری از زندگی دارم، این به این معنی نیست که دیگر مشکلی ندارم، شاید مشکل همچنان سر جای خودش باشد؛ اما من دیگر انسان قبلی نیستم، چون با اجرای فرمان‌ها و با تزکیه و پالایش توانسته‌ام یک‌سری نیروهایی که از حاکمیت من خارج شده بودند، را دوباره پس‌بگیرم و عقل با کمک این نیروها می‌تواند با حل مسائل کوچک‌تر، مسائل بزرگ‌تری را حل کند.

یکی از فرمان‌هایی که به پالایش حس‌ بسیار کمک می‌کند بی‌تفاوت نبودن نسبت به درد و رنج دیگران است. اگر من امروز اینجا هستم نتیجه عملکرد کسانی است که فرمان عقل را اجرا کردند؛ باید قدردان باشم و کاری نکنم که این زنجیره عشق و محبت قطع شود. مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «چله» فرمودند: «اگر شما یک قدم بردارید، خداوند ده قدم برایتان برمی‌دارد.» ما نمی‌خواهیم با خداوند معامله کنیم، اما این قانون هستی است، خداوند سریع‌الحساب است و خودش به بهترین شکل برای ما جبران می‌کند. امیدوارم در گلریزان پیشِ رو بتوانیم فرمان را به‌درستی اجرا کرده و بخشش را وجودمان جاری کنیم.
صائب تبریزی می‌گوید:

عشق ما را پی کاری به جهان آورده است
ادب این است که مشغول تماشا نشویم

حواسمان باشد فقط تماشاگر نباشیم، ما نیز در این هستی نقشی داریم و باید به بهترین شکل بازی کنیم. امیدوارم با اجرای فرمان‌های درست جان و جهانتان همیشه سبز، آباد و نورانی باشد.

مرزبانان کشیک‌: همسفر محبوبه و مسافر محمد
تایپیست همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر وجیهه ( لژیون دوم)
عکاس‌: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه(لژیون دوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر زینب
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .