جلسه هفتم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سنایی با استادی همسفر زهرا و نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر مهناز با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمائیم.) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز، وادی ششم، با عنوان «حکم عقل را به عنوان فرمانده اجرا کنیم» است. در اینجا ابتدا آقای مهندس میفرمایند که جایگاه عقل در مغز ما نیست؛ من خودم همیشه تصور میکردم که عقل از زمان تولد شروع میشود و با مرگ یا زوال عقل در پیری به پایان میرسد و کاراییاش تمام میشود. اما ایشان میگویند مغز صرفاً ابزاری است برای درک و استفاده از اطلاعات، و آغاز و پایانی برای عقل مشخص نیست. ما از اجزای تشکیلدهنده آن بیخبریم و به همین دلیل از درکش عاجز هستیم. برای فهم بهتر، مدل «قلعه عقل» مطرح میشود؛ جسم ما قلعهای است با ساکنین مختلف که در رأس آن، حاکمی حکیم و عادل فرمانروایی میکند. این حاکم بزرگ مشاورانی دارد که اطلاعات بیرون را به او میدهند و او بر اساس آن تصمیم میگیرد. هر کاری که ما انجام میدهیم، در واقع اجرای دستورات همین حاکم است.
خواستههای ساکنین قلعه متفاوت است و همین خواستهها تعیین میکند که ما چه نوع حکمرانی باشیم. حاکم و فرمانروای بزرگ هیچگاه تصمیم اشتباه نمیگیرد؛ بلکه این اطلاعات غلط و خواستههای نامعقول است که او را به صدور دستورات نادرست وادار میکند. برای استفاده بهتر از عقل، باید عملکرد آن را بشناسیم و بدانیم چه عواملی بر آن تأثیر میگذارند. ضد ارزشها و افکار منفی، عملکرد عقل را مخدوش میکنند. انسان در طول زندگی بر روی کره زمین با آزمونهای فراوانی روبروست تا مسیر تکامل را طی کند و به فرمان عقل نزدیک شود. اگر این سیستم را خوب بشناسیم، قطعاً میتوانیم بهتر بر آن تأثیر بگذاریم. عقل مانند روزنه نوری است که هر چه بیشتر به سمت ارزشها حرکت کنیم، این روزنه وسیعتر شده و با گسترش این هاله نور، میتوانیم حقایق بیشتری را ببینیم، اما حرکت به سمت ضد ارزشها آن را کمرنگ و تنگتر میکند.
وادی ششم در واقع میخواهد توانایی انجام کارها را به ما بیاموزد؛ اینکه بدانیم چه چیزی خوب است کافی نیست، بلکه باید قدرت انجام آن را هم داشته باشیم. اینجاست که مفید بودن مشخص میشود؛ مثلاً اگر میدانم باید خانهام تمیز باشد، آیا قدرت و توانایی آن را دارم که در زمان مناسب به آن برسم؟ رسیدن به فرمان عقل یعنی تبدیل دانایی به توانایی و انجام کارهای کوچک روزمره. در لژیون سردار هم ماجرا همین است. همه ما میدانیم که کنگره ۶۰ محبتهای زیادی به ما داشته؛ از رهایی مسافرم گرفته تا رسیدن به تعادل، و این دین بزرگی بر گردن من است. حال سؤال این است که آیا میتوانم از این دلبستگیها عبور کنم و سهم خودم را در جهت استحکام پایههای مالی پرداخت نمایم؟ این دقیقاً همان نقطه رسیدن به فرمان عقل است.
در این مسیر، انسان تا چیزی ذخیره نکند، توشهای ندارد که بخواهد ببخشد. لازم نیست همیشه سنگ بزرگی برداریم، چرا که سنگ بزرگ نشانه نزدن است؛ باید از کارهای کوچک شروع کرد تا ذرهذره به هدف نزدیک شد. این دستور جلسه ریزهکاریهای بسیاری داشت که من قبلاً در انجامشان لنگ میزدم، اما اکنون با حضور در کنگره، هر کاری که از دستم برآید برای ادای دینم انجام میدهم. وقتی از این نقطهها عبور میکنم، معجزات کنگره را میبینم و با خود میاندیشم که چگونه پاسخ این محبتها را بدهم. خدا را شکر میکنم که زیر سقف کنگره ۶۰ هستم و روز به روز با آموزشهای ناب آن، چیزهای ارزشمندتری میآموزم تا باری از روی دوشم بردارم و به فرمان عقل نزدیکتر شوم.
.jpg)
عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر طیبه
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون اول) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
15