English Version
This Site Is Available In English

جسم ما محل سکونت ماست

جسم ما محل سکونت ماست

مسافر امین که با آنتی ایکس متادون وارد کنگره ۶۰ شد و با داروی OT و به روش DST، سفری ۱۲ ماهه را با راهنمایی آقای مرتضی میرباقری به پایان رساند و اکنون ۲ سال و ۲ ماه است که رهایی دارد.
پس از رهایی از اعتیاد، با وزن ۱۴۶ کیلوگرم وارد لژیون تغذیه سالم شد و با راهنمایی آقای سینا توانست ۵۴ کیلوگرم از وزن خود را با متد دژاکام کاهش دهد. اما داستان او تنها داستان کاهش وزن نیست؛ او از سال‌ها مبارزه با چاقی، مشکلات خانوادگی و ناامیدی از بچه‌دار شدن می‌گوید و معتقد است ورود به کنگره، زندگی او را از اساس تغییر داده است. در ادامه گفت‌وگویی با او را می‌خوانید:

۱. خودتان را معرفی کنید. با چه تخریبی وارد کنگره شدید و آخرین آنتی ایکس شما چه بود؟

سلام، امین هستم، یک مسافر. با ۱۰ سال تخریب وارد کنگره شدم. آخرین آنتی ایکس من قرص متادون بود و با داروی OT، ۱۲ ماه سفر کردم و با راهنمایی آقای مرتضی میرباقری به درمان رسیدم. اکنون ۲ سال و ۲ ماه است که در رهایی هستم.

در آن دوران اصلاً حال خوبی نداشتم. تقریباً با همه مشکل داشتم و زندگی برایم شرایط خوبی نداشت. از زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، زندگی‌ام تغییر کرد.

۲. چگونه با کنگره ۶۰ آشنا شدید و چه تغییری در زندگی شما ایجاد شد؟

از طریق یکی از دوستانم با کنگره آشنا شدم. قبل از آمدن به کنگره تقریباً هیچ چیز نداشتم و با مصرف زیاد قرص وارد کنگره شدم. اما بعد از درمان، انگار نور وارد زندگی‌ام شد و مشکلاتم یکی‌یکی و به‌تدریج حل شدند.

یکی از بزرگ‌ترین اتفاقات زندگی‌ام این بود که بعد از رهایی توانستم صاحب فرزند شوم. اتفاقی که سال‌ها منتظرش بودم.

۳. از چه زمانی با اضافه‌وزن درگیر بودید؟ آیا این مشکل از دوران مصرف مواد شروع شده بود؟

من از زمانی که یادم می‌آید با چاقی درگیر بودم. روش‌های مختلفی را امتحان کرده بودم، اما هیچ‌کدام نتیجه‌ای که می‌خواستم نداشت. همیشه با اضافه‌وزنم مشکل داشتم و این موضوع بخش زیادی از زندگی‌ام را تحت تأثیر قرار داده بود.

۴. اضافه‌وزن چه تأثیری بر زندگی شما گذاشته بود؟ آیا مشکلات ناشی از چاقی روی زندگی خانوادگی شما هم اثر گذاشته بود؟

با ۵۴ کیلوگرم اضافه‌وزن، شرایط خیلی سختی داشتم. حتی برای انتخاب لباس و خیلی از کارهای روزمره مشکل داشتم و از نظر روحی هم شرایط خوبی نداشتم.

۱۲ سال از ازدواجم گذشته بود، اما صاحب فرزند نمی‌شدم. پزشکان زیادی را مراجعه کرده بودم و تقریباً ناامید شده بودم. آزمایش‌ها نشان می‌داد که آزواسپرمی دارم و همین مسئله باعث شده بود امید زیادی به بچه‌دار شدن نداشته باشم.

بعد از رهایی، شرایط زندگی‌ام تغییر کرد و خداوند به من یک فرزند هدیه داد. برای من این اتفاق بسیار بزرگ و ارزشمند بود.

۵. چه شد که تصمیم گرفتید وارد لژیون تغذیه سالم شوید؟ آیا فکر می‌کردید بتوانید اضافه‌وزنتان را هم مثل اعتیاد درمان کنید؟

خیلی اذیت می‌شدم و اضافه‌وزن واقعاً زندگی‌ام را محدود کرده بود. حتی در انتخاب لباس و بسیاری از مسائل ساده روزمره مشکل داشتم.

وقتی وارد لژیون تغذیه سالم شدم، از همان ابتدا ایمان داشتم که این مشکل هم می‌تواند مثل مصرف مواد و حتی قلیان درمان شود. تجربه درمان اعتیاد به من یاد داده بود که اگر به مسیر و آموزش‌ها اعتماد کنم و آنها را درست اجرا کنم، می‌توانم تغییر کنم.

خدا را شکر، همین اتفاق هم افتاد.

۶. مسیر کاهش وزن شما چگونه طی شد و چقدر زمان برد تا ۵۴ کیلوگرم وزن کم کنید؟

اوایل سفر، وزنم خیلی سریع پایین می‌آمد. جناب مهندس به من گفتند که دو ماه صبر کنم و بعد از آن، طبق روشی که ایشان آموزش داده بودند، مسیرم را ادامه دادم.

سالادم را سر وقت می‌خوردم و تخم‌مرغ را صبح مصرف می‌کردم. هیچ‌وقت با خودم نگفتم امروز انجام ندهم یا امروز برنامه را کنار بگذارم. برنامه تغذیه برایم تبدیل به بخشی از زندگی روزمره‌ام شده بود.

به مرور متوجه شدم فقط وزنم تغییر نمی‌کند، بلکه حال و احساساتم هم در حال تغییر است. صبح‌ها همراه خانواده بیدار می‌شدم و این تغییرات کوچک، به مرور برایم بسیار باارزش شدند.

در مجموع حدود دو سال این مسیر را ادامه دادم و توانستم ۵۴ کیلوگرم وزن کم کنم.

۷. مهم‌ترین تغییری که در طول سفر تغذیه سالم احساس کردید چه بود؟

برای من فقط پایین آمدن عدد ترازو مهم نبود. کم‌کم حس‌ها و حال درونی‌ام تغییر کرد. رابطه‌ام با خانواده بهتر شد و صبح‌ها زودتر بیدار می‌شدم و در کنار خانواده زندگی فعال‌تری داشتم.

در واقع متوجه شدم وقتی انسان یک مسیر درست را ادامه می‌دهد، فقط یک مشکل از زندگی‌اش حذف نمی‌شود، بلکه بخش‌های مختلف زندگی هم شروع به تغییر می‌کنند.

۸. با توجه به تجربه‌ای که هم در درمان اعتیاد و هم در کاهش وزن داشتید، چه تفاوتی میان این دو مسیر می‌بینید؟

برای من هر دو مسیر به یک چیز نیاز داشتند: آموزش، صبر و عمل کردن.

همان‌طور که در درمان اعتیاد یاد گرفتم باید به روش درمان و راهنما اعتماد کنم و قدم‌به‌قدم پیش بروم، در تغذیه سالم هم همین اتفاق افتاد. قرار نبود یک‌شبه ۵۴ کیلو وزن کم کنم. باید برنامه را درست اجرا می‌کردم و اجازه می‌دادم زمان کار خودش را انجام دهد.

۹. امروز که به گذشته نگاه می‌کنید، کدام بخش از این تغییر برایتان ارزشمندتر است؛ رهایی از مواد یا تغییر جسم و سبک زندگی؟

برای من این‌ها از هم جدا نیستند. اگر کنگره را پیدا نمی‌کردم، شاید اصلاً فرصت نمی‌کردم به این نقطه برسم.

من هم از مواد و قلیان رهایی پیدا کردم و هم توانستم مشکل اضافه‌وزنم را درمان کنم. مهم‌تر از همه، زندگی‌ام دوباره شکل گرفت و توانستم صاحب فرزند شوم.

۱۰. تجربه شما چه پیامی می‌تواند برای افرادی داشته باشد که هنوز درگیر اعتیاد یا اضافه‌وزن هستند؟

من خودم سال‌ها فکر می‌کردم نمی‌توانم تغییر کنم. بارها روش‌های مختلف را امتحان کرده بودم و نتیجه نگرفته بودم. اما وقتی وارد کنگره شدم، یاد گرفتم که باید آموزش ببینم، صبر کنم و به مسیرم ادامه بدهم.

امروز نتیجه همان ادامه دادن را در زندگی‌ام می‌بینم. شاید مهم‌ترین چیزی که یاد گرفتم این باشد که نباید از تغییر ناامید شد.

۱۱. و حرف آخر؟

من تمام زندگی‌ام را مدیون جناب مهندس و خانواده محترمشان می‌دانم. هر چیزی که امروز در زندگی دارم، به نوعی نتیجه آشنایی من با کنگره ۶۰ است.

اگر به کنگره نمی‌آمدم، شاید امروز زنده نبودم. آن‌قدر حال بدی داشتم که حتی برای اینکه بتوانم شرایط خودم را تحمل کنم، به فکر مصرف شیشه افتاده بودم.

اما امروز هم از مواد و هم از قلیان رهایی دارم و توانستم مشکل چاقی و اضافه‌وزن را هم درمان کنم؛ آن هم بدون اینکه هزینه‌ای برای درمان پرداخت کنم. فقط آموزش‌ها را گرفتم و به حرف‌های راهنمایم گوش دادم.

از جناب مهندس، خانواده محترمشان و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم. واقعاً ممنونم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .