English Version
This Site Is Available In English

«در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.» این یعنی تفکر بدون حرکت و ناقص است چون برای یک مصرف‌کننده اولین اصل نظم

«در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.» این یعنی تفکر بدون حرکت و ناقص است چون برای یک مصرف‌کننده اولین اصل نظم

جلسه هشتم از دور هشتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی‌ راهنما احمد نگهبانی مسافر خسرو و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه (( وادی پنجم و تاثیر آن روی من )) در تاریخ ۲۷ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
به‌ عنوان کسی که در جایگاه استادی می‌نشیند، همیشه گفته‌ام و باز هم می‌گویم که این جایگاه بهترین فرصت برای یادگیری است و وقتی در هر نمایندگی کنگره ۶۰ روی این صندلی قرار می‌گیرم که چون باید ساکت باشم و فقط به مشارکت‌ها گوش بدهم، ذهنم از هر حواس‌ پرتی دور می‌ماند و می‌توانم آموزش‌ها را با دقت بیشتری دریافت کنم و امروز هم سپاس‌ گزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتید.
دستور جلسه امروز دو بخش داشت؛ نخست وادی پنجم و تأثیر آن بر من و سپس جشن یک‌ سال رهایی آقا فرهاد، در کنگره ۶۰ دستور جلسات پایه آموزش و درمان هستند و برخی از آن‌ها از نوشتارها و جزوات استخراج می‌شوند و برخی مانند امروز مستقیماً از کتاب‌های مهندس دژاکام است و وادی پنجم می‌گوید: «در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.» این یعنی تفکر بدون حرکت و ناقص است چون برای یک مصرف‌کننده اولین اصل نظم است و اگر نظم داشته باشد حتی در مصرف‌ کردن هم دچار آسیب نمی‌شود چه برسد به مسیر درمان و نظم در روش DST باعث می‌شود فرد چند پله جلوتر بیفتد و اگر مسیری را باید در دو ماه طی کند، با نظم می‌تواند در دو هفته به همان نقطه برسد.
وادی‌ها قدم ‌به ‌قدم انسان را آماده حرکت می‌کنند: وادی اول تفکر، وادی دوم امیدواری، وادی سوم شناخت مسئولیت فردی و وادی چهارم پذیرش اینکه مسئولیت‌ها بر گردن خود انسان است و وقتی این چهار مرحله طی شد تازه وقت حرکت است از نظر من نود درصد مسیر عمل است و ده درصد حرف و مثال دو مرتاض هندی همین را نشان می‌دهد که یکی با سخنرانی‌های فراوان تنها ۷۰ مرید داشت اما دیگری که فقط عمل می‌کرد ۵۰۰ نفر را جذب کرد و در مسیر تعالی، چه مسافر باشید چه همسفر، سیستم به شما کمک می‌کند؛ اما انتخاب مسیر با خود شماست و یک سفر اولی ابتدا از تفکر چیزی نمی‌فهمد اما بعد از دو هفته مکث می‌کند و فکر می‌کند و سپس حرف می‌زند چون جایگاهش را شناخته و می‌داند از کجا آمده و به کجا می‌رود.
انسان خردمند اول فکر می‌کند و بعد سخن می‌گوید و وادی پنجم چند پارامتر دارد نخست برگشت از ضد ارزش‌ها؛ انسان زمانی نور را می‌بیند که رو به نور باشد و مصرف‌کننده وقتی وارد کنگره می‌شود باید نوع مصرفش را به مسیر و مقدار تعیین‌شده تغییر دهد؛ این یعنی برگشت از ضد ارزش‌ها و سپس باید از رفتارهای دوران مصرف خودداری کند و پارامتر مهم دیگر تسلیم، رضا و توکل است. هیچ انسانی بدون تسلیم ‌شدن در برابر مرحله قبلی نمی‌تواند به مرحله بعدی صعود کند و وقتی مصرف‌ کننده وارد لژیون می‌شود و به او گفته می‌شود مواد را قطع کند این قطع‌کردن یعنی تسلیم‌ شدن در برابر نیروهای منفی درون و نیروهای منفی تا زمانی که انسان فقط حرف می‌زند، جدی نمی‌گیرند و اما وقتی تصمیم واقعی برای حرکت گرفته شود، مقاومت آغاز می‌شود و اگر تا دیروز فقط حرف می‌زدم، از امروز باید عمل کنم. همین‌جاست که نیروهای منفی تلاش می‌کنند مانع حرکت شوند. وادی دهم هم می‌گوید: «صفت گذشته در انسان صادق نیست.» یعنی هیچ‌کس در هیچ نقطه‌ای ثابت نمی‌ماند.
در بخش دوم جلسه، تولد یک‌سال رهایی فرهاد عزیز را جشن گرفتیم که به او، خانواده‌اش، همسفرانش و خانواده نمایندگی دماوند تبریک می‌گویم و فرهاد از روز اول با نظم، بدون غیبت و کاملاً گوش به ‌فرمان وارد مسیر شد و برای دانستن آمد، برای درمان آمد و از همان ابتدا گفت: «من می‌توانم این پرونده را ببندم.» حتی برای مرزبانی هم شرکت کرد و اگرچه به‌خاطر چند کیلو اضافه‌وزن انتخاب نشد، اما مسیر خدمت برای او باز است و در دوره‌های بعدی می‌تواند وارد شود و امیدوارم در سفر دوم نیز با همان استقامت حرکت کند و به آنچه در ذهن و دلش می ‌پروراند نزدیک‌تر شود. از سکوت و توجه شما سپاس‌گزارم و خواهش می‌کنم انرژی‌تان را حفظ کنید و خودتان را تشویق کنید.

و در ادامه تولد یک سال رهایی مسافر فرهاد رهجوی راهنما احمد 

سخنان مسافر فرهاد :

خلاصه سخنان فرهاد در تولد یکسالگی
از استاد جلسه، ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و همه اعضای کنگره دماوند چه مسافران و چه همسفران تشکر می‌کنم و مشارکت‌ها و همراهی شما در طول این یک سال برای من دلگرمی بزرگی بود و کمک کرد مسیر را ادامه بدهم و از راهنمای عزیزم احمد آقا رستمی هم قدردانی می‌کنم؛ واقعاً در این سفر بالا و پایین زیاد داشتیم و ایشان همیشه همراه و دلسوز بودند.
اوایل سفر اول واقعاً سخت است و وقتی وارد می‌شوی و می‌شنوی که باید یازده ماه یا دوازده ماه روی صندلی بنشینی کار ساده‌ای نیست اما وقتی به رهایی می‌رسی همه سختی‌ها کم‌کم از یادت می‌رود و من قبل از این هم تجربه ترک داشتم اما درمان در کنگره واقعاً چیز دیگری است و اینجا آدم کم‌کم می‌فهمد که چرا می‌گویند «درمان، فوق ترک است و تعادل، فوق درمان» یواش‌یواش زاویه‌های تازه‌ای برای انسان باز می‌شود و می‌بیند که این مسیر ماندگار است.
اوایل سفر با خودم می‌گفتم نوشتن سی‌دی چه ربطی به درمان دارد؟ ما آمده‌ایم تریاک نکشیم، همین اما کم‌کم فهمیدم همه این‌ها یک پکیج کامل است و باید از همه‌اش استفاده کرد و مهم‌ترین تجربه من این بود که هر چه راهنما می‌گفت دقیق انجام می‌دادم و درباره دارو هم همیشه سر ساعت مصرف می‌کردم؛ نه یک صدم بالا و پایین و حتی اگر لازم بود بیست دقیقه زودتر بیدار می‌شدم تا دقیق سر زمان مصرف کنم که این نظم مثل همان فنداسیونی است که در کنگره درباره‌اش صحبت می‌شود؛ اگر دقیق نباشیم به دردسر می‌افتیم.
در مورد سیگار هم باید بگویم برای من سخت‌تر از مواد بود و مواد را قبلاً دوره‌هایی نزده بودم اما سیگار را حتی یک شب هم در زندگی‌ام ترک نکرده بودم و حتی وقتی بیمارستان بستری بودم شبانه سیگار می‌کشیدم و سال‌ها درگیرش بودم و خماری‌اش واقعاً آزاردهنده بود و یک دوره هم تبلیغ آمپول‌های ترک را دیده بودم؛ می‌گفتند بیست روزه تمام می‌شود و من چهل روز زدم و روزبه ‌روز بدتر شدم و هر درمانی که فکر کنید امتحان کردم اما نتیجه‌ای نداشت.
این‌ها باعث شد بفهمم تنها جایی که درمان واقعی اتفاق می‌افتد همین‌جاست؛ جایی که نظم، آموزش، دارو، مشارکت و عمل‌کردن کنار هم قرار می‌گیرد و امروز که رها شده‌ام می‌بینم همه سختی‌ها ارزشش را داشت و خدا را شکر می‌کنم که این مسیر را آمدم.

تنظیم و ارسال : گروه سایت نمایندگی دماوند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .