English Version
This Site Is Available In English

عاقبت‌به‌خیری من، در عاقبت‌به‌خیری شماست

عاقبت‌به‌خیری من، در عاقبت‌به‌خیری شماست

جلسه هشتم از دوره اول لژیون سردار همسفران آقا نمایندگی خواجو، با استادی پهلوان مسافر عباس، نگهبانی پهلوان همسفر کوروش و دبیری همسفر‌ امین با دستور جلسه: "عدالت: آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟" روز شنبه ۱۷ مردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به‌کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکرم که یک بار دیگر فرصت حضور در جمع شما عزیزان در کنگره ۶۰ را پیدا کردم. از آقای مهندس، خانواده سراسر محبت ایشان و راهنمایان بزرگوار خودم بسیار سپاسگزارم؛ چراکه اگر امروز درمان، حال خوش و تجربه‌ای دارم، مدیون زحمات و آموزش‌های این عزیزان هستم.

همچنین از قسمت همسفران، مسئول نمایندگی، آقا محمدجواد، مرزبانان، نگهبان، خدمتگزاران و اعضای لژیون سردار تشکر می‌کنم که به من فرصت دادند تا در این جایگاه خدمت کنم.

به نظر من، همسفران آقا، همچون همه همسفران کنگره ۶۰، بسیار پرکار و مصمم در جهت یکی از اهداف مهم کنگره، یعنی احیای خانواده، قدم برمی‌دارند.

آقای امین بارها گفته‌اند که هدف اصلی ما احیای خانواده است. اگر قرار است یک مصرف‌کننده مواد مخدر درمان شود، باید در نهایت به آغوش خانواده بازگردد و این کاری است که همسفران با جدیت آن را دنبال می‌کنند.

به همه شما خدا قوت می‌گویم و امیدوارم در سال‌های آینده شاهد رشد بیشتری باشیم. همان‌طور که در شعبه شیخ‌بهایی این بخش توسعه پیدا کرد، امیدوارم در این شعبه نیز بخش همسفران آقا گسترش پیدا کند و این پیام به گوش همه برسد که کنگره ۶۰ فقط متعلق به مصرف‌کنندگان نیست؛ بلکه همه انسان‌ها نیاز دارند آموزش ببینند و مسیر درست زندگی کردن را بیاموزند.

دستور جلسه امروز، «عدالت» است. صبح که فکر می‌کردم چه موضوعی را مطرح کنم، به نکته‌ای رسیدم که به نظرم با زندگی همه انسان‌ها ارتباط دارد.

یکی از آرزوهای مشترک همه انسان‌ها این است که عاقبت‌به‌خیر شوند. حتی برای یکدیگر دعا می‌کنیم و می‌گوییم: «خدا آخر و عاقبت همه را ختم به خیر کند.»

اما این سؤال مطرح می‌شود که عاقبت‌به‌خیری چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟

به این نتیجه رسیدم که ما برای انجام هر کاری به دنبال الگو می‌گردیم. برای مثال، در درمان اعتیاد، آقای مهندس یک الگو هستند. ایشان درمان شدند و بعد از آن مسیر درمان را برای دیگران ایجاد کردند و این مسیر ادامه پیدا کرد تا به ما رسید.

در کسب‌وکار نیز همین اتفاق می‌افتد. وقتی می‌خواهیم در کاری رشد کنیم، به دنبال کسی می‌گردیم که در آن زمینه موفق شده است. آن شخص برای ما تبدیل به الگو می‌شود و تلاش می‌کنیم مسیر او را طی کنیم.

بنابراین برای رسیدن به عاقبت‌به‌خیری نیز طبیعی است که به دنبال انسان‌هایی باشیم که از نظر ما عاقبت‌به‌خیر شده‌اند.

وقتی به ویژگی این انسان‌ها فکر کردم، یک ویژگی بسیار پررنگ در میان آنها دیدم: بخشندگی و گذشت.

این انسان‌ها فقط جمع نمی‌کردند؛ بلکه می‌بخشیدند. حتی گاهی زمانی که خودشان امکانات زیادی نداشتند، باز هم دست دیگران را می‌گرفتند. خیر آنها به دیگران می‌رسید و به همین دلیل نام نیکشان باقی می‌ماند.

به نظر من، ساختار کنگره ۶۰ شباهت زیادی به بسیاری از آموزه‌هایی دارد که در داستان پیامبران آمده است.

حضرت نوح(ع) برای نجات انسان‌ها از تاریکی به روشنایی، کشتی ساخت و هرکس سوار آن کشتی شد، نجات پیدا کرد.

ما نیز در کنگره ۶۰ می‌گوییم هرکس سوار کشتی کنگره شود، آموزش بگیرد و مسیر زندگی خود را اصلاح کند، می‌تواند از تاریکی به روشنایی برسد.

حتی کسانی که درگیر اعتیاد نبوده‌اند، وقتی وارد این کشتی می‌شوند، آموزش‌هایی دریافت می‌کنند که کمکشان می‌کند با تلاطم‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی راحت‌تر روبه‌رو شوند.

در داستان حضرت عیسی(ع) نیز یکی از معجزات مشهور، زنده کردن مردگان است. نام جمعیت ما نیز «احیای انسانی» است.

در داستان حضرت ابراهیم(ع) نیز می‌خوانیم که آتش به گلستان تبدیل شد.

این آتش می‌تواند آتش واقعی باشد، اما می‌تواند نمادی از آتش‌های درونی انسان نیز باشد.

خشم، کینه، شهوت، حسادت، ترس و ناامیدی، هرکدام می‌توانند آتشی در وجود انسان باشند. اگر این آتش‌ها در وجود یک انسان شعله‌ور شوند، فقط خودش را ویران نمی‌کنند، بلکه زندگی اطرافیان او را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند.

در نوشتارهای کنگره ۶۰ داریم که باید این آتش ویرانگر را مهار کنیم.

در لژیون سردار، داستان حضرت هابیل و قابیل نیز برای من بسیار قابل تأمل است.

خداوند از هابیل و قابیل خواست که قربانی کنند. هابیل که دامدار بود، بهترین و سالم‌ترین دام خود را انتخاب کرد و برای قربانی برد.

اما قابیل که کشاورز بود، مقداری گندم برداشت و در مسیر با خود گفت: خداوند که به این گندم‌ها نیاز ندارد. در نهایت بخشی از گندم را انتخاب کرد و برد.

گاهی ما نیز در موضوع لژیون سردار همین رفتار را انجام می‌دهیم و با خود می‌گوییم: «کنگره کجا و من کجا؟ من با این پولی که پرداخت می‌کنم چه کمکی می‌توانم بکنم؟»

در حالی که برای رسیدن به تعادل، تکامل و همان عاقبت‌به‌خیری که در ابتدای صحبت گفتم، باید آگاهی‌های خود را به معرفت تبدیل کنیم و سپس به عدالت برسیم تا در جایگاه اصلی خود قرار بگیریم.

اما معرفت چگونه به وجود می‌آید؟ آقای مهندس بارها گفته‌اند: «معرفت از محبت به وجود می‌آید.»

انسانی که محبت دارد، می‌بخشد و گذشت می‌کند. کسی که می‌تواند دست دیگران را بگیرد، طبیعتاً معرفت در وجودش شکل گرفته است.

بنابراین یکی از دروازه‌های ورود به مسیر آگاهی و دانایی، حرکت در سرزمین بخشش و گذشت است.یکی از دروازه‌های ورود به مسیر آگاهی و دانایی، حرکت در سرزمین بخشش و گذشت است.

بیاییم در این مسیر شبیه هابیل باشیم، نه قابیل؛ بهترین چیزمان را ببخشیم، نه چیزی را که دیگر به کارمان نمی‌آید.

گاهی وسیله‌ای در خانه داریم که سال‌هاست در گوشه‌ای افتاده و از آن استفاده نمی‌کنیم. بخشیدن چنین چیزی خوب است، اما بخشش واقعی زمانی است که چیزی را ببخشیم که شاید خودمان نیز به آن نیاز داشته باشیم و بتوانیم از ته دل از آن بگذریم.

آقای امین در یکی از صحبت‌هایشان نکته بسیار جالبی را مطرح کردند. ایشان اشاره کردند که در کلام‌الله بارها درباره بخشش، گذشت و انفاق صحبت شده، اما کمتر درباره جمع کردن و نگه داشتن پول صحبت شده است.

ایشان این موضوع را به سیستم خمر انسان مرتبط کردند.

گاهی انسان زمانی که پول به دست می‌آورد، حال بسیار خوبی پیدا می‌کند، اما وقتی قرار است پولی پرداخت کند یا ببخشد، دچار نگرانی می‌شود.

در مورد پول نیز گاهی همین اتفاق می‌افتد. فرد پس‌انداز یا درآمدی دارد، اما وقتی کسی برای کمک دستش را دراز می‌کند، بلافاصله نگران می‌شود که مبادا خودش در آینده نیاز پیدا کند.

بنابراین باید این نگرش را تغییر دهیم و به نقطه‌ای برسیم که زمان بخشیدن نیز برای ما حال خوش ایجاد کند.

البته این کار نیاز به نقطه تحمل دارد. همان‌طور که آقای امین اشاره کردند، انسان باید از مقدار کم شروع کند و به‌تدریج نقطه تحمل خود را بالا ببرد.

کسی که امروز توان بخشیدن مبلغ زیادی را ندارد، می‌تواند از مقدار کمتری شروع کند و آرام‌آرام این توان را در خود ایجاد کند.

من زمانی خیلی به دنبال یک چراغ در زندگی‌ام بودم؛ دنبال راهی می‌گشتم که بتواند حالم را خوب کند و به من کمک کند.

برای درمان اعتیاد به جاهای مختلفی مراجعه کردم و برای پیدا کردن حال خوب، حتی در مسیرهای مختلف عرفانی نیز جست‌وجو کردم، اما نتیجه‌ای نگرفتم.

زمانی که وارد کنگره شدم، کنگره تبدیل به چراغ زندگی من شد.

ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید: «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.»

اما به نظر من ابتدا باید بفهمیم «خانه» کجاست و این چراغی که امروز در دست ماست، از کجا آمده است.

اگر سال‌ها پیش آقای مهندس پس از رهایی تصمیم می‌گرفتند به زندگی خودشان برگردند و دیگر برای دیگران تلاش نکنند، امروز من و شما کجا بودیم؟

پس این تفکر که «من رها شدم، مسافرم رها شد و دیگر کافی است» نمی‌تواند ما را به مقصد برساند.

کنگره ۶۰ سیستم‌های مختلفی را طراحی کرده است؛ چه سیستم‌های مالی و چه غیرمالی. همه ما در این مسیر وقت، انرژی و توان خود را می‌گذاریم تا حال یک انسان بهتر شود.

سیستم بخشش و انفاق نیز برای همین طراحی شده است؛ برای اینکه مسیرمان را روشن کنیم و کمک کنیم چراغ کنگره روشن بماند.

اگر این مسائل را کنار یکدیگر قرار دهیم، به نقطه‌ای می‌رسیم که عاقبت‌به‌خیری برایمان معنا پیدا می‌کند؛ چراکه عاقبت‌به‌خیری من در عاقبت‌به‌خیری شما نهفته است.

اگر شما عاقبت‌به‌خیر شوید، من نیز عاقبت‌به‌خیر شده‌ام. اگر شما به صلح، آرامش، خیر و خوبی برسید، این اتفاق برای من نیز رقم خورده است.

در زمانی که من سفرم را در کنگره شروع کردم، شرایط مانند امروز نبود. ما فقط یک هفته در سال، هفته گلریزان، داشتیم و افراد در همان هفته پرداخت خود را انجام می‌دادند.

بعد از مدتی، آقای مهندس سیستمی را طراحی کردند که امروز تقریباً همه می‌توانند عضو لژیون سردار شوند.

با شرایطی که امروز وجود دارد، فرصت کافی برای پرداخت فراهم است و هرکس می‌تواند متناسب با توان و نقطه تحمل خود در این مسیر حرکت کند.

از مقدار کم شروع کنیم و به‌تدریج نقطه تحمل خود را بالا ببریم تا روزی برسد که پرداخت کردن و بخشیدن برای ما باعث حال خوش شود.

من در جاهای مختلف، خارج از کنگره ۶۰ نیز کمک مالی کرده‌ام، اما نمی‌دانم چرا هیچ‌وقت با پرداخت کردن، آن حال خوشی را که انتظار داشتم تجربه نکردم.

خزانه‌دار محترم اعلام کردند که مبلغ گلریزان سال گذشته حدود ۵۰۰ میلیون تومان بوده و تقریباً ۷۰ درصد آن نیز وصول شده است. این موضوع را به شما تبریک می‌گویم و امیدوارم باقی‌مانده آن نیز در این ماه پرداخت شود.

در پایان، بسیار خوشحالم که همسفران آقا را در شعبه خودمان داریم. من نیز تلاش کرده‌ام تا حد امکان در جمع همسفران آقا حضور داشته باشم و این موضوع و تفکر را به داخل خانواده‌ها منتقل کنم.

از همه شما عزیزان سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش دادید.

ویرایش، ارسال: همسفر امین لژیون اول

عکس: همسفر فرزاد لژیون دوم

گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .