عدالت واژهای است که وقتی از آن صحبت میشود به این معنا تعبیر میشود که همه انسانهای روی کره زمین با هم برابر و یکسان هستند؛ یعنی اگر کسی چیزی دارد، من هم باید همان را داشته باشم و اگر کسی به جایگاهی رسیده، من هم باید به همان جایگاه برسم. هر اتفاقی که در زندگی برایم میافتاد یا زمانی که دوست داشتم به جایگاهی برسم؛ اما نمیرسیدم به خداوند گله و شکایت میکردم و میگفتم: این اوج بیعدالتی است؛ اما امروز که به گذشته نگاه میکنم میبینم مشکل از اینجا بود که من اصلاً معنی واقعی عدالت را نمیدانستم. از زمانی که وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدم و با آموزشهای آن آشنا شدم، کمکم متوجه شدم که عدالت به معنی برابر بودن همه انسانها نیست؛ بلکه عدالت یعنی «هر چیزی در جایگاه واقعی خودش قرار بگیرد.» و هر انسانی نتیجه اعمال و عملکرد خودش را دریافت کند.
در کنگره یاد گرفتم هر اتفاقی که برای من پیش میآید و هر جایگاهی که در آن قرار دارم تا حد زیادی نتیجه رفتار، انتخابها و عملکرد گذشته خود من است؛ همانطور که خداوند در قرآن میفرماید: اگر انسان ذرهای کار خیر انجام دهد، نتیجه آن را خواهد دید و اگر کار بدی انجام دهد، نتیجه آن نیز به خودش بازمیگردد. خداوند بزرگترین عادل است و همه انسانها را با اختیار و قدرت انتخاب آفریده است. این خود انسان است که با انتخابهایش مسیر زندگی خود را مشخص میکند؛ بنابراین خیلی وقتها چیزی که ما آن را بیعدالتی میدانیم، درواقع نتیجه انتخابها و عملکرد خودمان درگذشته است.
در کنگره۶۰ نیز این عدالت را بهوضوح میتوانم ببینم. زمانی که وارد کنگره میشویم، همه با یک نام وارد میشویم؛ مسافر یا همسفر. کسی از ما نمیپرسد چه کسی هستیم، چه گذشتهای داشتهایم، چه قدر سرمایه داریم یا در زندگی چه جایگاهی داشتهایم. آموزشها برای همه وجود دارد و مسیر درمان برای همه مشخص است؛ اما از اینجا به بعد این منِ رهجو هستم که انتخاب میکنم چگونه در این مسیر حرکت کنم؟ اینکه چه قدر آموزش بگیرم؟ چه قدر به قوانین و حرمتهای کنگره احترام بگذارم؟ چه قدر خدمت کنم؟ چه قدر در جلسات حضور داشته باشم؟ و چه قدر آموزشها را در زندگیام کاربردی کنم؟ همه به انتخاب خود من بستگی دارد.
به نظرم عدالت در کنگره یعنی اگر من تلاش کنم، آموزش بگیرم، نظم داشته باشم و عمل سالم انجام بدهم، بهمرور جایگاه من هم تغییر خواهد کرد. اگر کوتاهی کنم و فقط انتظار داشته باشم بدون تلاش به جایگاهی برسم، نمیتوانم آن را بیعدالتی بدانم. یکی از نکاتی که برای من در این دستور جلسه بسیار جالب است، ارتباط عدالت با «عمل سالم» است. گاهی ممکن است کاری را انجام بدهم که در ظاهر به نفع من باشد؛ اما آن کار عمل سالم نباشد. در کنگره یاد میگیریم که برای رسیدن به عدالت باید تشخیص درستی داشته باشیم و بدانیم چهکاری درست است، حتی اگر در لحظه به نفع ما نباشد.
امروز دیگر وقتی کسی را میبینم که در جایگاه بالاتری قرار دارد، سعی نمیکنم آن را بیعدالتی بدانم. بهجای اینکه بگویم چرا او؟ نه من، از خودم میپرسم: او برای رسیدن به این جایگاه چه کرده و من برای رسیدن به آنچه کردهام؟ این نگاه باعث شده مسئولیت زندگیام را بیشتر بپذیرم و کمتر دیگران یا شرایط را مقصر بدانم. به اعتقاد من، عدالت یعنی اینکه نتیجه هر کاری را متناسب با عملکرد خودمان دریافت کنیم.
اگر بذر خوبی بکاریم، انتظار برداشت خوب داشته باشیم و اگر بذر نامناسبی بکاریم؛ باید مسئولیت نتیجه آن را هم بپذیریم. درنهایت به این نتیجه رسیدهام که انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش و جایگاه امروز هر انسان، نتیجه حرکت و انتخابهای اوست. امیدوارم بتوانم با آموزش گرفتن، حرکت درست، عمل سالم و خدمت، جایگاه خودم را تغییر بدهم و بهجای اینکه همیشه از عدالت گله داشته باشم، خودم یکی از عوامل برقراری عدالت در زندگیام باشم.
نویسنده: همسفر رقیه رهجوی همسفر مریم (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر ساره رهجوی همسفر زهره لژیون (اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر مرجان رهجوی همسفر زهره (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
47