English Version
This Site Is Available In English

ذهن باید تربیت، تمرین و کنترل شود

ذهن باید تربیت، تمرین و کنترل شود

جلسه یازدهم از دوره سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی اسیستانت دیده‌بان محترم، مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر علی، و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه "وادی پنجم و تاثیر آن روی من" روز چهارشنبه، 31 تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

امروز آخرین جلسه قبل از تعطیلات دو هفته‌ای است؛ تعطیلاتی که می‌تواند هم باعث صعود ما شود و هم باعث سقوط ما. می‌دانید که فصل تابستان، فصل به‌هم‌ریختگی شهر وجودی است. حتی کسانی که نه تجربه مصرف مواد داشته‌اند و نه بیماری، در این فصل دچار آشفتگی‌هایی می‌شوند که شاید خودشان هم باور نکنند. بنابراین اگر این روزها احساس آشفتگی، بی‌نظمی یا مشکلی در وجودتان هست، سریع نتیجه نگیرید که سفرتان خوب نیست یا مسیرتان ایراد دارد. این شرایط، تا حد زیادی به طبیعت این فصل مربوط می‌شود.

در کنگره ۶۰ اردوهای سراسری برگزار می‌شود تا مشخص شود افراد تا چه اندازه توانسته‌اند آموزش‌هایی را که گرفته‌اند، به اجرا بگذارند. افراد را برای مدتی در شرایطی متفاوت قرار می‌دهند تا ببینند چقدر می‌توانند آموزش‌هایشان را عملی کنند. به نظر من، تعطیلات کنگره هم دقیقاً همین نقش را دارد. زمانی که نمایندگی تعطیل می‌شود، راهنما، مرزبان و ایجنت هر کدام به زندگی خودشان برمی‌گردند. این دو هفته، فقط استراحت نیست؛ بلکه یک دوره آموزش است. اینجا مشخص می‌شود که آیا جهان‌بینی را فقط در جلسات یاد گرفته‌ایم یا واقعاً توانسته‌ایم آن را وارد زندگی خود کنیم. در گذشته حتی تعطیلات هم تأثیری روی حضور در جلسات نداشت و راهنما تأکید می‌کرد که نظم جلسات باید حفظ شود، اما امروز این تعطیلات فرصتی است تا هر کس خودش را محک بزند.

آقای امین هم امروز تأکید کردند که برای این دو هفته برنامه‌ریزی داشته باشیم. شاید بعضی‌ها شرایط مالی خوبی داشته باشند و سفر بروند، بعضی‌ها هم نتوانند، اما مهم اصل برنامه‌ریزی است. حتی یک پیاده‌روی، رفتن به دل طبیعت یا انجام یک فعالیت ساده هم می‌تواند بهترین استفاده از این تعطیلات باشد. هدف این است که ببینیم آموخته‌های خود را تا چه اندازه می‌توانیم در زندگی اجرا کنیم؛ چون در کنگره از جهان‌بینی کاربردی صحبت می‌کنیم. یعنی آنچه یاد می‌گیریم، باید به عمل تبدیل شود، نه اینکه فقط آن را حفظ باشیم و درباره‌اش صحبت کنیم.

خیلی از ما جمله «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نامند» را بلدیم، اما آیا به آن عمل می‌کنیم؟ زمان اعتیاد هم همین‌طور بود. وقتی پای بساط می‌نشستم، با خودم تصمیم می‌گرفتم که دیگر مصرف نکنم، از شرایط زندگی، خانواده و نگاه اطرافیان ناراحت بودم، اما هیچ‌وقت آن تصمیم را عملی نمی‌کردم. فقط می‌دانستم، اما توان اجرای آن را نداشتم. امروز هم اگر آموزش‌ها را فقط بدانیم و اجرا نکنیم، تفاوتی با همان دوران ندارد.

داناییِ خالی یعنی بدانیم چه کاری درست است، اما انجامش ندهیم. همه می‌دانیم مسواک زدن برای سلامت دندان‌ها مفید است، خواب منظم برای بدن لازم است، اما خیلی وقت‌ها به آن عمل نمی‌کنیم. دانایی مؤثر زمانی به وجود می‌آید که با تکرار و تمرین، آموزش‌ها را وارد زندگی کنیم و خودمان را تغییر بدهیم. همان‌جاست که وادی می‌گوید: حکم عقل را در قالب فرمان اجرا می‌کنیم، یعنی دانسته‌ها باید به عمل تبدیل شوند.

ما در سه جهان زندگی می‌کنیم؛ جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهن. جهان خاکی همان دنیایی است که هر روز در آن زندگی می‌کنیم، کار می‌کنیم و با دیگران در ارتباط هستیم. جهان خواب هم روی زندگی ما اثر می‌گذارد؛ همه تجربه کرده‌ایم که بعد از یک خواب آشفته، صبح با حال بد از خواب بیدار می‌شویم و تمام روز تحت تأثیر آن هستیم. این یعنی جهان خواب روی جهان خاکی اثر می‌گذارد.

اما خطرناک‌تر از همه، جهان ذهن است. جهان‌بینی، مقدمه و تمرین برای زندگی در جهان خاکی است؛ یعنی قبل از هر عملی، ابتدا باید در ذهن برنامه‌ریزی کنیم و بعد آن را در جهان خاکی اجرا کنیم. اگر ذهن تربیت نشده باشد، انسان را در خودش غرق می‌کند. ممکن است ساعت‌ها در ذهن خود زندگی کنیم، خیال‌پردازی کنیم و وقتی به خودمان بیاییم، ببینیم چند ساعت گذشته است. گاهی آن‌قدر در ذهنمان آرزوها و تصویرهای بزرگ می‌سازیم که دیگر از داشته‌های واقعی خود لذت نمی‌بریم. مثلاً آن‌قدر یک کافه بزرگ و رؤیایی را در ذهنمان ساخته‌ایم که دیگر حاضر نیستیم از یک مغازه کوچک شروع کنیم. ذهن، توقع انسان را بالا می‌برد و او را از حرکت بازمی‌دارد. به همین دلیل است که می‌گوییم ذهن باید تربیت، تمرین و کنترل شود؛ چون اگر کنترل نشود، هر چیزی را که بخواهد می‌سازد و انسان را از واقعیت دور می‌کند.

برای رسیدن به مرحله اجرای حکم عقل، باید مراحلی مانند قناعت، صبر، توکل، رضا و تسلیم را جدی بگیریم. این‌ها مفاهیم بسیار مهمی هستند و بدون آن‌ها تغییر واقعی اتفاق نمی‌افتد.

گاهی فکر می‌کنیم فقط به خاطر اعتیاد وارد کنگره شده‌ایم، اما من معتقدم اعتیاد کوچک‌ترین شاخه از ناخالصی‌های انسان است. اعتیاد یک دعوت‌نامه است تا انسان وارد کنگره شود و به انسانیت خودش نزدیک‌تر شود. کار اصلی کنگره فقط درمان اعتیاد نیست؛ درمان اعتیاد، آغاز راه است. کسی که واقعاً بخواهد رها شود، حتی اگر اراده کمی هم داشته باشد، می‌تواند در این مسیر موفق شود. همان‌طور که از نام کنگره پیداست، اینجا جمعیت احیای انسانی است؛ جایی که انسان فرصت پیدا می‌کند به اصل خودش بازگردد.

تصاویر بازدید اسیستانت دیده‌بان از شعبه یوسف

ضبط صدا و عکس: مسافر حمید، خدمتگزار سایت
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر پدرام، خدمتگزار سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .