جلسه ششم از دور شانزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا نمایندگی امام قلی خان با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مهدی با دستورجلسه "وادی پنجم و تاثیر آن روی من" در روز سه شنبه 30 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت: ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که در کنگره ۶۰ هستم و توانستم در این جایگاه قرار بگیرم. دستور جلسه اول «وادی پنجم و تأثیر آن روی من» است. من خود مصداقی هستم برای وادی پنجم. در این وادی گفته شده که در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست و رفتن و رسیدن مهم است. یعنی من هرچه بخواهم فکر کنم بهتنهایی کافی نیست. مثلاً برای حل اعتیاد هرچه بخواهم تفکر کنم و کاری نکنم آیا به نتیجهای میرسیم؟ بی شک خیر. برای ترک اعتیاد بایستی بلند شوم و حرکت کنم به کنگره ۶۰ بیایم. به دنبال درمان بروم تا بتوانم به درمان برسم و رها شوم.
جناب مهندس در این وادی میفرمایند که وقتی به دریا نگاه میکنیم تنها امواجی را روی سطح آن میبینیم و با نگاه به آسمان آن هم در روشنایی خیرهکننده روز تنها آسمانی آبی و گهگاه ابرهایی میبینم. اما پس از غروب خورشید و آغاز زمان استراحت موجودات ماه و ستارگان در دل آسمان پدیدار میشود و با رفتن به عمق دریاها، پی به حیات بینهایت درون آن میبریم. در مورد انسان هم همین است. وقتی به شخصی چون من نگاه شود، آن چه دیده میشود شاید گوشت و پوستواستخوان دیده میشود و آن چه از چاقی و لاغری در ظاهر من هویداست؛ اما اگر به درون انسان بتوانیم نگاه بیندازیم با آن چه از عظمت خداوند درون ما قرارداد است روبرو میشویم. به بیان دیگر حیات انسان در چند جهان در حال انجام است؛ جهان خاکی، جهان ذهن و جهان خواب. راهرفتن روی زمین و حیات مادی ما مربوط به جهان خاکی است. زمانی که به خواب میرویم به جهان خوابرفته و ممکن است قسمتی را به یاد بیاوریم و قسمتی به یاد نیاوریم. اکنون که اینجا نشستهایم ذهن ما تا بینهایت میتواند سیر و حرکت کند. جهان ذهنی بهنوعی تمرین برای چگونه زیستن است. مثلاً میتوانم برای خوردن ساندویچ که خواسته من است، ساختار آن را در ذهن خود آماده کنم. حال ممکن است در راه متوجه شوم که پول همراه ندارم؛ سریعاً ساختاری که آماده کرده بودم را تغییر میدهم و مثلاً برای صرف ساندویچ راه دیگری مییابم و یا غذای دیگری میل مینمایم. این ها در جهان ذهن است.
پس اگر در این وادی نتوانم ساختار تفکر و ذهنی خویش را به عمل درآورم هیچگاه به نتیجه نخواهم رسید. اگر عمل نکنم آن چه آموختهام و تفکر کردهام، گویی این وادی هیچ ارزشی برای من نداشته است و آن را درک نکردهام. بسیاری هستند که دانستههای زیادی دارند؛ اما هنگام عمل گویی از دانش کافی برخوردار نیستند و نمیتوانند در عمل اجرا کنند. این که من خود را همهچیزدان بدانم؛ اما در عمل کاری از پیش نتوانم ببرم به هیچ نمیارزد. زمان مصرفکنندگی بی شک نمیدانستم که چه باید بکنم و چه نکنم و مثلاً برای کارکردن بیشتر مصرف میکردم و این کار را خوب میدانستم. زمانی متوجه خطا شدم که به دنبال درمان به کنگره ۶۰ آمدم.
خدا رو شکر بابت این بستری که آقای مهندس مهیا کردند برای درمان من و امثال من. امیدوارم در ادامه در حالت درمان باقی بمانم. باید این جا بمانم و نگویم درمان شدم و بروم به امید خدا؛ چرا که شیطان همیشه دور سرمان در حال چرخیدن است تا ما را زمین بزند.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)


تایپیست: مسافرعلیرضا لژیون ۱۸
عکاس: مسافر علیرضا لژیون 5
ویراست و ارسال: مسافر علیرضا لژیون ۱۸
- تعداد بازدید از این مطلب :
131