English Version
This Site Is Available In English

صبر یعنی در طول درمان کنگره‌۶۰ را قضاوت نکنیم

صبر یعنی در طول درمان کنگره‌۶۰ را قضاوت نکنیم

جلسه ششم از دوره ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی محمدی پور قم به استادی راهنما همسفر افتخار، نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر صدیقه با دستور جلسه«وادی پنجم و تأثیر آن روی من؛ (در جهان ما تفکر قدرت مطلق هر نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن، آن را آغاز می‌نماید.)» روز دوشنبه بیست‌ونهم تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که توانستم بار دیگر در این جایگاه آموزشی قرار بگیرم. از نگهبان، دبیر و راهنما همسفر الین سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و همچنین از مهندس دژاکام و راهنمایم همسفر مرضیه بابت حال خوبی که امروز دارم ممنونم.

دستور جلسه: وادی پنجم و تأثیر آن روی من؛ «در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید.» چهارده وادی در واقع چهارده ایستگاه است. در این چهارده ایستگاه، چهار ایستگاه اول مدام به ما می‌گوید: تفکرت را درست کن، به چه چیزی فکر کن. بروز مشکلات در زندگی‌مان نشان می‌دهد که تفکرمان درست نبوده است. این تفکر ناسالم باعث شده است که ما در دنیایی از مشکلات غرق شویم. نه تنها مشکل زندگی، بلکه اعتیاد هم یکی از مشکلاتی است که با تفکر ناسالم به آن رسیده‌ایم.

حالا وارد ایستگاه پنجم می‌شویم. ایستگاه پنجم دو نکته را به من می‌گوید و دو بخش دارد: اول این‌که در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ یعنی فقط بنشینی در خونه و به همه‌ چیز فکر کنی. من فکر می‌کنم، مدام انرژی می‌دهم، تصویرسازی می‌کنم و رهایی مسافرم را می‌خواهم. دوست دارم زمانی برسد که مسافر من عاری از هر آلودگی باشد، مواد مخدر را کنار گذاشته، حالش خوب شده باشد و زندگیمان رو به‌ راه شده باشد. بخش دوم می‌گوید: توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نماید؛ یعنی تمام چیزهایی که به آن فکر کرده‌ای تا زمانی که در فکر تو باشد به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد و ارزشمند نیست.

خیلی اوقات تا صبح به این فکر می‌کردیم که فردا چه بلایی بر سر مسافرمان بیاوریم، یا چه کاری انجام بدهم که حال مسافرم خوب شود، برای زندگی چه کنم و مادر نمونه‌ای برای فرزندانم باشم. آیا صبح می‌توانستم آن تصمیم‌ها و آن فکرهای درون ذهنم را کاربردی کنم؟ هیچ‌وقت؛ و من می‌شدم همان مادر پرخاشگر، همان همسرِ مصرف‌کننده و دوباره حالِ خراب را با خودم حمل می‌کردم.

مهندس حسین دژاکام به من می‌گوید: تا اینجا تفکر کرده‌ای؛ راه را به ما نشان داد که به چه چیزی فکر کنیم. حالا که تفکرمان سالم شد، متوجه شدیم که راه درمان اعتیاد وجود دارد پس باید حرکت کنیم. تا زمانی که من درون ذهن خودم مدام فکر کنم که اگر یک غذای خوشمزه، یک چلوکباب، یک ساندویچ به دست من می‌رسید و گرسنگی من برطرف می‌شد، من سیر نمی‌شوم، موقعی که من آن غذا را بخورم، شکم من سیر می‌شود.

مهم‌ترین بخش این وادی حرکت است؛ این‌که از کوچک‌ترین تصویرهایی که در ذهنمان داریم شروع کنیم. در مدت زمانی که در کنگره‌۶۰ هستیم، مهندس دژاکام چند پله در این وادی به ما معرفی می‌کند و برای این‌که به حال خوش برسید، هفت پله را باید پشت سر بگذارید که اولین پله، دوری از ضد‌ارزش‌ها است؛ منی که در دنیای تاریک زندگی می‌کردم و تاریکی اعتیاد مسافرم در من غلبه کرده بود؛ دروغ می‌گفتم، غیبت می‌کردم تا بتوانم حفظ ظاهر کنم و مسافرم را تحت پوشش خودم قرار دهم؛ خیلی از کارهای ضد‌ارزش را انجام می‌دادم، اما یک جایی به ما می‌گوید به سمت نور برگرد و این نیست که من فقط بنشینم و بگویم خدایا یک راه جلوی پای من قرار بده.

راه من در کنگره‌۶۰ مشخص شده است، درمان اعتیاد؛ اعتیادی که شاید سالیان سال برای من بلای خانمان‌سوز بود؛ اما الان خیلی از افراد را می‌بینم که درمان شده‌اند و درمان باعث شده حالشان خوب باشد و زندگی‌شان رونق پیدا کند.

پله بعدی، پله‌ خودداری است. یک زمان من وارد کنگره‌۶۰ شده‌ام و نمی‌دانم چه‌ کار انجام دهم؛ هم‌زمان هم درس می‌خواندم، کار می‌کردم و خیلی مشغولیاتی که بیرون از کنگره‌۶۰ برای زندگی‌ام آماده می‌کنم، اما مهندس دژاکام می‌گوید اینجا وقت خودداری است؛ کمی آرام باش، صبر کن و اگر می‌خواهی کاری انجام بدهی در سفر اول، مثل طلاق یا ازدواج، خودداری کن تا به سفر دوم برسی.

پله‌ بعد قناعت است؛ من کسی بودم که قناعت را با خساست اشتباه گرفته بودم و فکر می‌کردم کسی که قناعت می‌کند، حتماً آدم خسیسی است. وقتی که مال دارید، باید خرج کنید، پس برای کی می‌خواهید پول یا خوراکی را نگه دارید؟ اما بعد فهمیدم قناعت یعنی بخشی از زندگیتان را کنار بگذارید و نادیده بگیرید؛ من از آن دسته بودم که تا قبل از کنگره۶۰ اصلاً از قناعت استفاده نمی‌کردم.

پله‌ بعدی صبر است. صبر، برای ما همسفران معنی و مفهوم خوبی دارد؛ همه‌ ما همسفران صبور هستیم که توانسته‌ایم در کنار مصرف‌کننده‌ای که حالش خراب بود، زندگی‌مان را حفظ کنیم. اما تمامِ صبر این نیست که فقط صبوری کنم و باید با در نظر گرفتن زمان، به عشق و تلاش خود ادامه دهید تا به نتیجه دلخواه برسید و صبر یعنی وقتی مسافر و همسفری وارد کنگره‌۶۰ می‌شود بتواند ده تا یازده ماه به خودش زمان دهد و کنگره۶۰ را قضاوت نکند و با تمام کاستی‌ها، کنگره۶۰ را بپذیرد و به حال خوش و درمان برسد.

(تقدیر از مسئول امتحانات دوره قبل «راهنما همسفر حمیرا» و معرفی مسئول امتحانات دوره جدید«راهنما همسفر الین»)

رهایی چهل سی‌دی، راهنما همسفر الین و رهجو همسفر سمیرا

مرزبانان کشیک: همسفر اعظم و مسافر علی
تایپیست: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر الین (لژیون ششم)
عکاس: همسفر هانا راهنمای تازه‌واردین
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر اعظم
همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .