دوازدهمین جلسه از دور چهارم لژیون سردار نمایندگی امام قلی خان دولت آباد، با استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر محمد، دبیری مسافر محمدرضا و خزانهداری مسافر مجید، با دستور جلسه «وادی پنجم و تاثیر آن روی من» در روز یکشنبه 28 خردادماه ۱۴۰۵ در ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر
از ایجنت محترم شعبه خیلی تشکر میکنم و به نگهبان، دبیر و خزانهدار محترم لژیون سردار خداقوت میگویم. عرض تبریک خدمت مرزبانان جدید و خداقوت به مرزبانان فعلی و تشکر فراوان از آقایان محسنی و رضوانی که پذیرایی امروز به طور کامل با این دو عزیز است.
دستور جلسه امروز در مورد وادی پنجم است؛ این که در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند. در این وادی آمده است که ما در سه جهان زندگی میکنیم. یکی جهان خواب، یکی جهان ذهن و یکی جهان مادی یا خاکی. در این جا غرض همین جهان خاکی است چرا که گفته تفکر همه چیز نیست و البته ما در جهان ذهن خویش، با تفکر هر کاری میتوانیم انجام دهیم. مثلاً من میتوانم اکنون در ذهنم تصویرسازی کرده و شعبه بسازیم، پهلوان و دیدهبان شوم؛ اما در جهان خاکی ما فرق میکند. تفکر را استاد امین در سخنان خود، حرکت از یک مجهول به یک معلوم تعریف کردهاند. حرکت از یک مبدأ به یک مقصد؛ منتها این مجهول یک مجهولِ صرف نیست که ما هیچ شناختی از آن نداشته باشیم؛ بلکه معلومی است که گنگ است؛ معلومی است که داده از آن داریم؛ اما کم است. در ادامه منظور از قدرت مطلق حل آن است که صددرصد حل مسئله تفکر نیست. تفکر نفی نشده است آن طور که گفته باشد تفکر را کنار بگذارید. بیان کرده که تفکر برای حل مسئله هست؛ اما صددرصد کار نیست. در ادامه تکمیلکننده تفکر را آورده است؛ بلکه با رفتن و رسیدن است؛ اینکه از جایی حرکت کنیم و به مقصدی برسیم. اگر به مقصدی نرسیم؛ یعنی سفر انجام نشده است و تنها اتلاف وقت بوده است. هم تفکرکردن مهم است و هم حرکتکردن و هم رفتن و هم رسیدن به مقصد که آن ساختار ذهنی تشکیل شده را به عمل درآورده باشیم.
ما در لژیون سردار هستیم و لژیون جایی است برای آموزش گرفتن و حکم خانواده را در کنگره ۶۰ دارد. بهترین محل آموزش لژیون است و لژیون سردار بخشش و امور مالی صحیح را به من میآموزد. وادی پنجم بحث شد و از بخشش و آموزش آن در لژیون هم سخن گفتیم؛ حال سؤال این است که آیا آقای مهندس و یا کنگره ۶۰ احتیاج دارند که من پول بدهم؟ در دیدار اخیر با آقای زرکش دیدهبان محترم مطلب مهمی را بیان کردند؛ اینکه آقای مهندس چند کارخانه دارند و جزو کارآفرینان برتر کشور آن هم بیرون از مجموعه کنگره ۶۰ انتخاب شدهاند؛ اما همیشه تأکید میکنند که هر کس برای گرفتن رهایی نزد من میآید باید پاکت بدهد. پس آیا ایشان به پاکتی که من محسن بخواهم به ایشان بدهم احتیاجی دارند؟ بی شک خیر اما چرا آقای مهندس بر آن تأکید دارند؟ هدف ایشان آن است که لطف دیگران در حق خویش را ببینم، نعمتهایی که زندگی به من داده است ببینم. در کنگره که محل آموزش است اگر توانستم لطف راهنما در حق خود را ببینم میتوانم در جامعه و سایر بخشهای زندگی هم نعمات و کمکهای دیگران را ببینم. حال در لژیون سردار اگر این تفکر سراغ من بیاید که دونر یا پهلوان شدم و من با این کار قدمی برای کنگره برداشتم، همه چیز را باخته و مسیر را کاملاً اشتباه رفتهام.
آخر سفر اول بودم و در جشن گلریزان سردار واقعاً بیپول بودم و در حد ۱۰ هزار تومان ته جیبم بود. شب اسنپ رفتم و مبلغی کار کردم و پول OT و سیگارم را کنار گذاشتم و کل آن چه ماند شد ۵۰ هزار تومان. نه یک ریال بیشتر و نه یک ریال کمتر و آن موقع لژیونی بالا میرفتند و من که ۵۰ هزار تومان داده بودم گمان میبردم که تنها مبالغ بالاتر باید بالا روند و من نرفتم. اکنون شاید چند دونری پرداخت کردم؛ ولی مطمئنم هیچکدام آن ۵۰ هزار تومان نمیشود چرا که آن مبلغ صددرصد دارایی من بود که بخشیدم. الان شاید نتوانم حتی ۵۰ درصد دارایی خود را ببخشم. آن زمان متوجه شده بودم که کنگره جای خوبی است؛ اما درک و فهمی از لژیون سردار و رسالت آن در تربیت خویش نداشتم. تنها متوجه شده بودم که قطار کنگره مسیری خوب را به مقصد زیبایی طی میکند و اگر میخواهم باید سوار آن قطار شوم. آن زمان تکلیف شرکتکردن در گلریزان بود و امروز نباید اضافهوزن داشته باشم. تمام این ها برای خود ماست.
استاد سردار میگوید در سفر اول زندگی کن و بگذار بقیه هم زندگی کنند. یعنی آزارت به بقه نرسد و کاری به دیگران نداشته باش؛ اما در سفر دوم بایستی آن گونه تلاش کنی که دیگران استعدادها و تواناییهایشان شکوفا گردد و کاری کنی که موجبات آسایش و آرامش دیگران را مهیا کنی. تفاوت بسیاری از وظیفه ما در سفر اول و وظایف ما در سفر دوم هست. در سفر دوم از ما خواسته دارد. پس آسایش و آرامش دیگران چطور مهیا میشود؟ من اگر در لژیون سردار آمدم؛ اما شاگرد من از عملکرد من مالی من رضایت نداشت؛ یعنی آموزش نگرفتم. اگر به لژیون سردار آمدم و بخشیدم؛ اما خانواده من آرامش نداشتند باز هم یعنی من درست عمل نکردم. جناب زرکش در پارک میگفتند من آرزو داشتم مبلغ سنگینی را در بانک سپرده کنم و ماهانه ۲۰۰-۳۰۰ میلیون سود بگیرم، آن گاه خدمت مالی کنم و صبح تا شام در کنگره باشم! اما اکنون فهمیدهام که تفکر غلطی داشتهام؛ زیرا در لژیون سردار آموختهام بروم پول تمیز کسب کنم و طبق حرمت در درون و بیرون کنگره کسب مال کنم. زمانی که مال کسب کرده و پایههای مالی خویش را مستحکم کردم آن گاه بایستی انفاق کنم. لژیون سردار به ما بخشش و انفاق میآموزد و بههیچعنوان در مبلغ و میزان آن نیست. هر کسی نسبت به توانایی خود که دارد باید پرداخت کند. از دوستان که اکنون هم در جلسه حاضر است و اگر خودشان خواستند بعداً مشارکت کنند میگفت: من خیلی مال دزدی میخریدم و اکنون به این نقطه رسیدم که این کار اشتباه است. بایستی خدمت آقای مهندس رفته و مال خود را پاک کنید تا بتوانید ببخشید. لژیون سردار میخواهد به من بیاموزد که ابتدا فکر کن و با تفکر ساختار مالی برای خویش بساز و راه کسب درآمد درست کن و آنگاه به عمل درآورید. «در کنگره ۶۰ انسانها و خانوادهها پیوسته احیا و به زندگی بازمیگردند حال در نظر بگیریم چه پسران، دختران، زنان، مردان، پیران و جوانانی که در اثر اعتیاد در حال خاکستر و پرپر شدن هستند و میتوانیم با فراهمکردن پول، سرمایه و ایجاد شعب از نابودی آنها جلوگیری کنیم.»
آنان که در این جمع هستند به درمان رسیدند؛ اما اعتیاد همچنان پابرجاست اما اعتیاد همچنان پابرجاست. همه در کنگره ۶۰ معلم درمان اعتیاد میبینید و در دو هفته تعطیلی پیشرو مطمئناً بسیار زیاد معلم اعتیاد میبینید هر کجا که بروید. کوچکترین مثال آن کنار زایندهرود که ببینید چند خانواده بدون قلیان نشستهاند؟ و چند نفر از جوانان سیگار به دستشان نیست؟ این ها معلمهای اعتیاد هستند. یا شعبه تازه افتتاح شده شاهینشهر را ببینید که در ساعت اول افتتاح دو نفر و تا کنون به طور میانگین روزی ۴ نفر وردی دارد! این شعبه با کمکهای مالی همه اعضا تأسیس شد. «دست تو با دست من دستان شود/کار ما زیر دست کارستان شود». طبق آمارهای اعلامی توسط جناب مهندس، هر ساله بیشترین مبالغ جمع شده متعلق به لژیونهای سردار است چرا که تعداد بیشتری در آن هستند و دستان بیشتری به هم دست رساندهاند.
سپاسگزارم از عزیزانی که به من فرصت خدمت دادند و از شما میخواهم که خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.















تایپ، عکس، تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون ۱۸
- تعداد بازدید از این مطلب :
298