جلسه ششم دوره سی و یکم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شعبه اروند آبادان با استادی مسافر بهروز ، نگهبانی مسافر مسعود ، و دبیری مسافر مهیار با دستور جلسه « وادی پنجم و تاثیر آن روی من» یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، بهروز هستم یک مسافر.
در خصوص دستور جلسه، از اینجا شروع میکنم که جناب مهندس عزیز با مشقتهای فراوانی که در راه درمان کشیدند و در ابتدا تنها به فکر منظم کردن مصرفشان بودند، آموزشهای بسیاری دیدند و علوم تجربی حاصل از آن ترکها را در قالب کتابها و نشریات مختلف تألیف کردند. یکی از این آثار، کتاب «چهارده وادی» است که برای من به عنوان یک نقشه راه عمل میکند؛ در حقیقت، این کتاب به من نشان میدهد که در پروسه درمان باید چگونه حرکت کنم و مانند چراغی مسیر را برایم روشن میکند تا بتوانم با وجود سختیها و خطرات، مسیر درمان را با کیفیتتر و سلامتتر پشت سر بگذارم و انشاءالله حالم هر روز بهتر شود.
چهار وادی اولِ این کتاب، کاملاً به موضوع تفکر و اندیشه پرداخته است. مهندس اشاره کردهاند که برای انجام هر کاری، ابتدا باید فکر کرد، اندیشه کرد، برنامهریزی نمود، نقشه کشید و ساختارها را به وجود آورد. این چهارچوب، لازمهی انجام هر کاری است. در ادامه، باید بدانیم که تمام مخلوقات خداوند بیهوده آفریده نشدهاند و انسان که اشرف مخلوقات است نیز از این قاعده مستثنا نیست. درست است وقتی درگیر مواد مخدر شدم، شاید از تواناییها و ظرفیتهای خود غافل شدم و با یأس و ناامیدی فکر میکردم که نمیتوانم به خودم کمک کنم؛ اما باید بفهمم که خداوند مرا بیهدف خلق نکرده است. باید بپذیرم که فقط خودم میتوانم به خودم کمک کنم و نباید از کسی انتظاری داشته باشم. خانواده، دوستان و آشنایان ممکن است دلسوزی کنند، اما در نهایت، هیچکس به اندازه خودِ شخص نمیتواند به او کمک کند.
باید بپذیرم که اگر الان در هر موقعیتی هستم چه داخل کنگره و چه خارج از آن—خودم باعث و بانیاش بودهام؛ نه جامعه، نه خانواده، نه دوستان و نه حتی تقدیر. وقتی به این تفکر رسیدم، وارد وادی پنجم میشویم که میگوید: «هر آنچه در فکرت طراحی کردهای، هر هدفی که برای خودت نوشتهای و هر مسیری که مشخص کردی، حالا باید به آن جامه عمل بپوشانی و عملیاتیاش کنی.»
مطمئناً این مسیر سختی دارد. بهروزی که سالها درگیر مواد بوده، وقتی میخواهد در این مسیر قرار بگیرد، صددرصد با دشواریهایی روبرو میشود. من دقیقاً مصداق بارز وادی پنجم را درمان اعتیاد در کنگره میدانم. پیش از ورود به کنگره، ابتدا قبول نداشتم که مصرفکنندهام؛ مطمئنم بسیاری از عزیزان این را تجربه کردهاند که با روشهای مختلف سعی کردند مواد را کنار بگذارند؛ با قرصهای گیاهی و شیمیایی یا ترکهای ناگهانی (سقوط آزاد). در نهایت، به این نتیجه رسیدم که هیچ نتیجهای نگرفتهام، چون تفکر نکرده بودم و دنبال کوتاهترین راه میگشتم؛ تحقیق نکرده بودم که چه تخریبهایی ایجاد شده و چگونه باید به خودم کمک کنم.
در آخرین مرحله، به داروی اپیوم رسیدم که یک داروی شرکتی و بیمارستانی بود. باز هم بدون تفکر و بررسی، سرخود از آن استفاده کردم. ارادهام این بود که ترک کنم، اما به جایی رسیدم که در کمتر از یک سال، مصرفم از نصف درب بطری به چهار یا پنج درب رسید! خوشحال بودم مصرف میکردم، ناراحت بودم مصرف میکردم و دیدم که همه چیز از کنترلم خارج شده است. هدفم این بود که با آن دارو خودم را درمان کنم، اما دیدم گرفتارتر شدهام. دقیقاً به این نتیجه رسیدم که راهی جز تحقیق و بررسیِ بیشتر وجود ندارد. تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدم؛ چون خواستهام رسیدن به رهایی بود، خدا را شکر به آن دست یافتم و به درمان رسیدم.
گروه سایت نمایندگی اروند
تایپ: همسفر مهدی عکاس: مسافر پویا لژیون هفت ارسال مطلب: مسافر امین مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
70