همسفر زهره
در وادی پنجم گفته میشود تفکر و دانشی که به عمل تبدیل نشود، ارزشی ندارد. همچنین گفته میشود: «برای نهادن، چه سنگ بگذاری و چه زر.» ممکن است ما خیلی چیزها بلد باشیم و بگوییم: «ما این را بلد هستیم.» اما خودمان چقدر آموختهایم و چقدر میتوانیم آن را ارائه بدهیم؟ بلد بودن زمانی ارزشمند است که آن را به کار ببریم. اگر نتوانیم از آن استفاده کنیم، هیچ ارزشی ندارد؛ مثل اینکه شما تمام فنون را بلد باشید، ولی حتی یکی را هم نتوانید اجرا کنید. همه دانستهها برای اجرا کردن است.
مسئله دیگر، جهان ذهنی ماست. جهان ذهنی آنقدر بزرگ و عظیم است که ما درکش نمیکنیم؛ زیرا برای ما عادی شده است. مثلاً کره زمین آنقدر بزرگ و عظیم است که روی آن راه میرویم، اما خود زمین را اصلاً نمیبینیم و درک نمیکنیم که چه شکلی و چگونه است. چهار وادی اول برای جهان ذهنی ما بود و وادی پنجم میگوید از جهان ذهنی قدم به جهان عملیاتی بگذاریم؛ یعنی اکنون هرچه را در ذهن خود اجرا کردهای، باید عملی کنی.
بعضیها در جهان ذهنی خیلی قدرتمند هستند، ولی قادر نیستند آن را عملی کنند. جهان ذهنی از این جهان هم بزرگتر است. مثلاً وقتی خدا میگوید: «شو»، میشود؛ میگوید: «موجود شو»، موجود میشود. این «کن فیکون» را انسان هم در جهان ذهنی خودش دارد. مثلاً هر چیزی را نام ببریم، شما آن را مجسم میکنید و در ذهن شما به وجود میآید. پس جهان ذهنی، برنامهای برای خواستهها و شکل دادن به تفکرات است.
مثلاً وقتی میخواهیم ساندویچ بخوریم، اول تمام تفکرات را باید در ذهنمان برنامهریزی کنیم که کجا بخوریم، چه ساندویچی بخوریم و اصلاً ظرفیت خوردن آن را داریم یا نه. سپس باید آن را اجرا کنیم؛ اگر اجرایش نکنیم، به ساندویچ نمیرسیم. مهم این است که اگر منطقی و قابل اجراست، آن را اجرا کنیم. برای به اجرا درآوردن هر چیزی، باید ابتدا مقدمات آن را فراهم کنیم.
اول باید از ترس، عدم اعتمادبهنفس، ناامیدی و سایر نکات منفی خارج شویم و بعد وارد مرحله عملیاتی بشویم. مثلاً اگر بخواهی در مسابقه دو شرکت کنی، اگر ترس و اضطراب داشته باشی، حتی چیزهایی را هم که بلد بودی یادت میرود. آدم برای رهایی از ضدارزشها باید از اینها دوری کند. پله اول، بازگشت از ضدارزشهاست و بعد خودداری.
مثلاً در بعضی مسائل هرچه فکر میکنید، به نتیجه نمیرسید؛ باید از انجام آن کار خودداری کنید. سپس قناعت؛ قناعت در همه چیز. منظور از قناعت، مثل گداها زندگی کردن نیست؛ قناعت در تربیت هم هست. خیلی از ما به خاطر کمبودهای خودمان، به بچهها بیش از اندازه بها میدهیم و اسراف میکنیم.
فکر میکنیم هرچه بیشتر برایشان فراهم کنیم، بچه عقدهای نمیشود؛ ولی در حقیقت اسراف کردهایم و آن بچه، لوس، ازخودراضی و بیتربیت بار میآید. همان بچهها در پیری، مالتان را هم میخورند و تحویلتان هم نخواهند گرفت. باید از طبیعت یاد گرفت که از کمترین امکانات، بهترینها را به وجود میآورد.اگر متنهای بعدی را هم بفرستید، دقیقاً با همین سبک ویرایش میکنم؛ یعنی فقط اصلاح نگارشی و علائم، بدون هیچ تغییری در متن و محتوا، و هر ۴ خط موبایلی را یک پاراگراف قرار میدهم.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر فرزانه(لژیون هفتم )
رابط خبری: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون هفتم )
ارسال: همسفر آذر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی رضوی
- تعداد بازدید از این مطلب :
64