جلسه اول از دور چهل و هفتم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارتش، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر علی با دستور جلسه "وادی پنجم و تاثیر آن رویروی من" و در ادامه تولد ده سالگی مسافر هادی در روز شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.
دستور جلسه این هفته به دو بخش تقسیم می شود؛ بخش اول وادی پنجم و تاثیر آن روی من و در بخش دوم دستور جلسه تولد مسافرهادی عزیز را داریم.
در مورد بخش اول و برداشت بنده در مورد وادی پنجم اینگونه است که در زندگی هنگامی که به صورت نا آگاهانه در حال زیستن هستم، فکر می کنم با دوست داشتن چیزی می توانم به آن نزدیک و یا حتی به آن دست یابم، ولی در واقع در چهار وادی قبلی من یاد گرفتم که تفکر بسیار مهم می باشد ولی اعمال من است که این تفکرات را به قوه عمل تبدیل می کند و این بسیار موضوع مهمی است که حرکت ما بایستی چگونه باشد؟
در وادی پنجم نکات مهم و کلیدی وجود دارد که شرط عمل و حرکت کردن هستند ولی در واقع تقدیری وجود دارد که ما در حال حرکت کردن در آن مسیر هستیم ولی به طور قطع تقدیر امروز من زاده اعمالی می باشد که دیروز به آن ها مشغول بوده ام.
در واقع وادی پنجم می خواهد به گونه ای، کار ما را راحت و تقدیری که امروز به سبب اعمال دیروزمان گرفتارش هستیم را برایمان راحت و عبور از آن را ممکن نماید.
این وادی پیش نیازهای حرکت را به من معرفی می کند که اولین آیتم آن بازگشت از ضد ارزش ها می باشد، در واقع من در این آیتم آموزش می گیریم که متوقف کردن پروسه اشتباه در هر کجا به معنای بازگشت از ضد ارزش ها می باشد و به من یاد می دهد که نیاز نیست من از این لحظه شروع به کارهای خوب نمایم، در واقع همین که ضد ارزشها را انجام نمی دهم خود به تنهایی نقطه قوتی برای شروع حرکت در این وادی می باشد.
در ادامه برای حرکت کردن آیتم های خودداری، قناعت، صبر و یکسری باید ها و نبایدها از قبیل تجسس، قضاوت و غیبت را معرفی می کند که در نهایت با عبور از این پله ها به داستان زیبای توکل، رضا و تسلیم خواهیم رسید و این آیتم ها من را برای عبور از تقدیر و مشکلاتی که خود به گونه ای مسبب به وجود آمدن آنها بوده ام آماده حرکت و خروج می نماید.

زمانی که تفکرات من و نوع نگرشم به زندگی از بُعد تاریک است، مسلماً در وجود من درگاهی باز می شود تا نیروهای بازدارنده بتوانند وارد و اقدام بزرگتری به انجام برسانند، در واقع مسبب اصلی باز شدن این درگاه خودم می باشم!
حال این سوال مطرح می شود که چرا این درگاه را برای نیروهای الهی باز نکنیم؟ بازگشت از ضد ارزش ها و آیتم اول وادی پنجم این مهم را رقم می زند تا بتوانم مقدمات ورود انوار الهی برای رسیدن به کالبدم را فراهم نمایم.

در مورد بخش دوم دستور جلسه این رهایی را در ابتدا به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و به مسافر هادی عزیز و همسفران ایشان و راهنمایان سابق هادی عزیز و راهنمایان همسفرانشان تبریک و شاد باش می گویم.
هادی هنگام ورود به کنگره ۶۰ اولین برخورد و مشاوره ایشان توسط بنده انجام شد؛ ایشان در ابتدای ورود بسیار حال بد و آشفته ای داشتند و در شرایط بسیار سخت و دشواری وارد کنگره شدند و از آنجایی که بسیار، خانواده دوست بودند می خواستند هر چه زودتر از تجربه بدی که در حال تجربه آن بودند رها شوند و به درمان برسند.
بعد از اینکه راهنما انتخاب کردند و وارد لژیون شدند بسیار فرمانبردار بودند تا به رهایی رسیدند و بعد از ماندن در کنگره و خدمتگزاری امروز با ده سال رهایی و با حال خوش در خدمت شما عزیزان می باشد.
در سفر اول بعد از گذشت زمان اگر مسافر متوجه شود قدم به چه جایی گذاشته است و فرمانبرداری در وی اتفاق بیفتد، در واقع بعد از این مهم، رهایی آن مسافر تضمین شده می باشد و در هادی این اتفاق مهم افتاد و متوجه شد کجا آماده است که بعد از آن در تمام رویدادهای کنگره حاضر شد و هیچ وقت غیبت نکرد.
امیدوارم که به زودی هادی عزیز را در جایگاه راهنمایی ببینیم.

"بخش دوم دستور جلسه"
خلاصه سخنان مسافر هادی:
سلام دوستان هادی هستم یک مسافر
از این همه ابراز لطف مسافران و همسفران گرامی که به بنده لطف دارند بسیار تشکر و قدردانی میکنم.
من در کنگره ۶۰ محبت را به جان و جسم، به روح و روان دریافتم و از قبل این محبت به آنچه هستم رسیدم و این مهم جز به واسطه محبتی که از کنگره ۶۰ به من واصل شد پدید نمیآمد و هر آنچه هستم را از گذشتگان کنگره آموختم و از آیندگان کنگره در حال آموزش هستم.

بنده از سال ۱۳۷۴ مصرف مواد مخدرم شروع شد و در ابتدا نامزد اعتیاد بودم و به صورت تفریحی مصرف میکردم؛ در سال ۱۳۸۶ که سونامی شیشه آمد من نیز درگیر مخدر شیشه شدم.
در آن موقع به این گونه بود که میگفتند مصرف شیشه اعتیاد به تریاک را خوب میکند، از این رو که با مصرف شیشه حالم بد بود دوباره به تریاک روی آوردم و مصرف تریاک را در کنار شیشه ادامه دادم.
به اندازهای اوضاعم بحرانی شده بود که میشد اوضاع بحرانی را در تمام رفتارهایم مشاهده نمود؛ اگر بخواهم خاطرهای از عدم تعادلم برای شما تعریف کنم که همسر عزیز شاهد آن قضیه بودند باید بگویم که بر اثر مصرف شیشه بنده در یک هفته سه بار موتور بنز را پیاده کردم و با موتور و گیربکس ماشین دیگری بدون اینکه به شماره موتور و شماره شاسی آن توجه کنم تعویض نمودم.

خداوند را شکر میکنم که بعد از زندگی سختی که داشتم، لطف حقتعالی مرا در مسیر کنگره قرار داد و به دلیل اینکه شعبه ارتش نزدیک محل کارم بود این نمایندگی را انتخاب کردم و بعد از ورود به این شعبه در ابتدای ورودم با علی آقا راهنمای عزیزم برخورد نمودم که خیلی از این بابت خوشحال و خرسند هستم. خداوند را شکر میکنم که با حرکت کردن، مسیر برایم روشن شد.
در ابتدا از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و آقای سعید نمکی و همسفران عزیزم و راهنمایان همسفرانم و راهنمای سفر اولم آقا محمدرضا شکیبا و آقای علی نصیری و تک تک اعضایی که به من یاری نمودند تا تبدیل به انسان شریفی که امروزه افتخار این را دارم که سرنشینش آن باشم تشکر و قدردانی میکنم.






گروه محترم مرزبانی
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر محمد از لژیون دوازدهم
سایت نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
115