وادیهای مطرحشده در کتاب عشق، به ترتیبی نوشته شده و یکی پس از دیگری آورده شدهاند که باید با همین ترتیب نیز آنها را درک و سپس اجرا کرد. برای گذر و رفتن به وادی یا مرحله بعد، این موضوع الزامی است. اگر من به این تسلط نرسم، مطمئناً نمیتوانم به مرحله بعد بروم و اگر هم بروم، با نقصان و ضعف خواهم رفت.
وادیهای یک تا سه کتاب عشق که از آنها با عنوان «وادی تفکر» یاد شده است، درسهای مهمی را برای ما به ارمغان آوردهاند. به نظر من همانطور که آقای مهندس بارها در صحبتهایشان فرمودهاند، تفکر از جایگاه ارزشی بسیار بالایی برخوردار است؛ بهگونهای که اگر درست و بهجا انجام شود، بسیاری از مسائل پیرامون برای من و ما روشن میشود. وقتی ایشان با وجود این همه علم و دانش متواضعانه میفرمایند: «من هنوز در وادی تفکر هستم» پس من چه بگویم؟ این صحبت ایشان حجت را بر من تمام میکند که با دقت، عمق و تأمل بیشتری در معنا و درک این وادیها بکوشم. اگر بهدرستی بیاموزم، وارد وادی چهارم که وادی مسئولیت است میشوم و با دنیای تازهای از معنای مسئولیت خداوند و مسئولیت خود آشنا خواهم شد.
تا قبل از آن ندانسته مسئولیت کارها و حل مشکلاتم را به خداوند واگذار میکردم و اگر اوضاع آنگونه که من میخواستم پیش نمیرفت، خداوند را مقصر میدانستم؛ اما با فهم معنای این وادی به خودم آمدم، فقط روی وجود، تفکر و تلاش خودم حساب کردم و متوجه شدم اگر تکلیف خودم را بهدرستی انجام دهم، آنگاه باید از قدرت مطلق انتظار مساعدت داشته باشم.
با گذر از این وادی، به وادی پنجم میرسیم. «در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.» در آغاز این وادی، آقای مهندس من و ما را متوجه یک مسئله مهم کردهاند و آن اینکه انسان تنها همین شکل ظاهری نیست. آنچه من با چشمِ سر میبینم، همه حقیقت نیست؛ بلکه اگر در درون او نفوذ کنم، عظمت واقعی را خواهم دید. همچنین ایشان به وجود سه جهان در حیات زمینی اشاره میکنند: جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهنی؛ موضوعی که من تا قبل از ورودم به کنگره هیچ آگاهیای از آن نداشتم.
این موضوع چرا مطرح شده است؟ تا من با استفاده از آن، به معنای عنوان این وادی برسم. «تفکر قدرت مطلق حل نیست»؛ یعنی هرچند در تعریف و اهمیت تفکر سخن بسیار گفته شده است؛ اما تا زمانی که نتوانم آن را عملیاتی و اجرایی کنم، هیچگاه به نتیجه نخواهم رسید. به عبارتی همانطور که در کتاب نیز نوشته شده است، من باید ساختارهای تفکرات خود را از قوه به فعل درآورم. برای انجام این کار بایستی از ترسها، ناامیدیها و در کل انرژیهای منفی خارج شوم تا به آرامش برسم و شرط رسیدن به آرامش، پاکسازی و سازندگیِ خود است. سه اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را سرلوحه خود قرار دهم تا دانستههایم را به درستترین شکل ممکن عملی کنم.
نیک میدانیم برای رسیدن به تعادل، فقط یک راه وجود دارد و آن دوری از ضدارزشها و انجام ارزشهاست که در کتاب عشق، از آن با واژههای «تزکیه و پالایش» یاد شده است. انجام این کار در گرو گذر از مراحل یا پلههایی بیان شده است؛ هفت پله که به ترتیب نام میبرم:
۱- برگشت از ضدارزشها؛ همانطور که از عنوان آن پیداست، هرکس با تفکر به این نکته برسد که چه عملی ارزش و چه عملی ضدارزش است، از ضدارزشها دوری میکند.
۲- خودداری؛ گاهی در انجام دادن یا ندادن کاری تردید داریم. عقل میگوید آن را انجام ندهیم.
۳- قناعت؛ استفاده از کمترین امکانات برای خلق بهترینها.
۴- صبر؛ تحمل زمان همراه با تلاش و کوشش برای رسیدن به هدف.
۵- تجسس، غیبت، قضاوت؛ دوری از این ضدارزشها که زاییده جهل و نادانی من هستند زیرا از اساس باطلاند و مرا در تاریکی فرو میبرند.
۶- پسانداز؛ در هر اندازه که وسع دارم مقداری را برای روز مبادا نگه دارم؛ زیرا یک ضرورت است.
۷- توکل، رضا، تسلیم؛ با تفکر و تلاش حرکت کنم و به خداوند توکل داشته باشم. به آنچه در تقدیرم است، رضایت داشته باشم. بالاتر از این دو مرحله، مقام تسلیم است؛ یعنی ما را خواستهای نیست، جز خواسته قدرت مطلق.
تأثیری که من از این وادی گرفتم، درس بزرگی است که امیدوارم بتوانم همیشه آن را در نظر داشته باشم. اینکه با انجام و گذر درست از مراحل یا پلههای مطرحشده، ساختارهای فکریام را اجرایی و عملی کنم و بدانم بدون حرکت و تلاش و فقط با تفکر، به نتیجه نخواهم رسید. هرگاه تفکراتم را به منصه ظهور گذاشتم و آنها را عملی کردم، میتوانم در طی مسیر و ادامه راه سخنی داشته باشم. امیدوارم بتوانم این مهم را به درستترین شکل ممکن انجام دهم.
نویسنده: راهنما همسفر مریم ث. (لژیون نهم)
رابط خبری همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر مریم ث. (لژیون نهم)
عکاس: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ارسال: راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
66