نهمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر حسین، نگهبانی موقت مسافر ناصر و دبیری موقت مسافر صابر، با دستور جلسه «تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» و «تولد یکمین سال رهایی مسافر مهدی» پنجشنبه ۲۵ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ١۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که دوباره این فرصت را به من داد تا در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم و بتوانم از آموزشها و انرژی شما بهره ببرم. انشاءالله حال همه عزیزان خوب باشد و روزگارتان بر وفق مرادتان باشد.
قبل از هر چیز، امروز که بهعنوان استاد جلسه در خدمت شما دوستان هستم، لازم میدانم عرض کنم که من در جایگاه راهنمایی حضور دارم و ایجنت محترم این شعبه، آقای اسکندر هستند. در کنگره، هر شخصی که در جایگاه استادی قرار میگیرد، شالی که بر گردن دارد نشاندهنده جایگاه و مسئولیتی است که بر عهده گرفته است.
من امروز بهعنوان راهنما و به مناسبت جشن تولد یکمین سال رهایی آقا مهدی در این جایگاه حضور دارم. ابتدا خدا قوت عرض میکنم به ایجنت محترم شعبه، آقای اسکندر، گروه همسفران به ایجنتی خانم فریبا، مرزبانان محترم و تمام خدمتگزاران شعبه جهانبین. از اینکه این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا امروز در خدمت شما باشم، تشکر میکنم.
در مورد دستور جلسه اول، یعنی «شیشه و مواد مخدرهای جدید و تخریب آن روی من»، اگر بخواهم برداشت خودم را بیان کنم، باید بگویم که خارج از کنگره ۶۰ درمان قطعی برای اعتیاد وجود ندارد. افراد ممکن است برای مدتی مصرف مواد را کنار بگذارند، اما این بیشتر شبیه یک مرخصی از مواد است؛ چراکه در کنگره ۶۰ صحبت از درمان واقعی با روش DST است؛ روشی که بسیاری از غیرممکنها را ممکن کرده است. در مورد ماده مخدر شیشه نیز باید بگویم که در گذشته تصور عمومی این بود که درمانی برای آن وجود ندارد، اما ما در کنگره ۶۰ بهصورت عملی میبینیم که افراد بسیاری با تخریبهای سنگین ناشی از مصرف شیشه وارد کنگره میشوند و به درمان میرسند.
امروز به این موضوع فکر میکردم که در تمام شعب کنگره ۶۰ در سراسر کشور، بسیاری از استادانی که در جایگاه آموزش قرار گرفتهاند، روزی مصرفکنندگان شدید شیشه بودهاند؛ اما امروز هیچ اثری از آن تخریبها در وجودشان دیده نمیشود. خود من نیز زمانی مصرفکننده شیشه بودم، اما وقتی گذشته خودم را با امروز مقایسه میکنم، میبینم که اثری از آن تخریبها باقی نمانده است. آقای مهندس، مصرفکنندگان شیشه را به دلیل تخریبهایی که هم به خودشان و هم به اطرافیانشان وارد میکنند، مصرفکنندگان «شاخدار» تشبیه کردهاند. شیشه میتواند انسان را دچار توهم، بدبینی و رفتارهایی کند که شاید در حالت عادی هیچگاه انجام ندهد.
در گذشته شاهد اتفاقات تلخی بودیم؛ مانند پدری که به دلیل توهم ناشی از مصرف شیشه به فرزند خود آسیب زد یا فردی که تصور میکرد دوربینی در بدنش کار گذاشته شده و اقدام به آسیب زدن به خود کرد. اینها حالتهایی است که یک مصرفکننده شیشه در زمان مصرف، آنها را با تمام وجود حس و تجربه میکند. اما سؤال این است که خانوادهها و همسفرانی که در کنار یک مصرفکننده شیشه زندگی میکنند، چه باید انجام دهند؟ اولین قدم، پذیرش شرایط است. نباید در مقابل فرد مصرفکننده قرار گرفت، زیرا این کار میتواند آسیبها و تنشها را بیشتر کند.
شیشه در زمان جنگ جهانی دوم بهعنوان دارویی از خانواده آمفتامینها برای افزایش توان فعالیت سربازان و همچنین در برخی موارد برای مقابله با افسردگی استفاده میشد. اما در ادامه، سوداگران مواد مخدر با تغییراتی آن را به مادهای تبدیل کردند که تخریبهای بسیار زیادی به همراه داشت. یکی از دلایل گسترش مصرف شیشه این بود که افراد تصور میکردند این ماده باعث افزایش انرژی، قدرت بیشتر یا موفقیت در کار و تحصیل میشود؛ اما در حقیقت، این تصور یک فریب بزرگ بود. امروزه مواد مخدر جدیدی با نامهای مختلف مانند کروکودیل و مواد دیگری که با عناوین متفاوت وارد جامعه میشوند، وجود دارند و باید نسبت به آنها آگاهی و مراقبت بیشتری داشت.
آموزشی که ما در کنگره ۶۰ دریافت کردهایم این است که هر چیزی که انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج کند، میتواند در دسته مواد مخدر قرار بگیرد. اگر انتظار داشته باشیم که یکباره حالمان خوب شود، این امکانپذیر نیست. هیچ انرژی و حال خوشی که بدون زحمت به دست بیاید، پایدار نیست؛ همانطور که گفته میشود پنیر رایگان فقط در تله موش پیدا میشود.
کسانی که با خواسته درمان وارد کنگره ۶۰ میشوند، با روش DST و داروی اپیوم میتوانند سیستم ایکس آسیبدیده خود را بازسازی کنند و به درمان برسند. من امروز اینجا هستم تا بگویم شیشه قابل درمان است. من و بسیاری از افرادی که روزی مصرفکننده شیشه بودیم و امیدی به زندگی نداشتیم، امروز طعم درمان و حال خوش را تجربه میکنیم. راهحل درمان برای سفر اولیهایی که با مصرف شیشه درگیر هستند و همچنین همسفرانی که در کنار آنها قرار دارند، روش DST و آموزشهای کنگره ۶۰ است.
اما در مورد دستور جلسه دوم، یعنی جشن یکمین سال رهایی مهدی عزیز، خداوند را شاکرم که این اتفاق زیبا رقم خورد و مهدی عزیز به درمان رسید. پروژه درمان مهدی عزیز مسیر آسانی نبود. کسانی که او را میشناسند، در جریان تخریبهای زیادی که داشت هستند. مصرف شیشه و هروئین و همچنین ناامیدیهایی که در وجودش شکل گرفته بود، باعث شده بود مسیر درمان سختتر شود؛ اما هیچ سختی در مقابل روش DST و خواسته قوی انسان برای درمان، غیرممکن نیست.
زمانی مهدی به درمان رسید که تسلیم مسیر شد و مسئولیت زندگی خودش را پذیرفت. به دلیل باور ضعیف، لژیونهای مختلفی را تجربه کرده بود و هنوز کاملاً تسلیم این راه نشده بود، اما در ادامه با خواستهای که داشت و با پذیرش آموزشها توانست به رهایی برسد. یکی از نکات مهمی که در مسیر مهدی وجود داشت، حضور همسفرانش در کنار او بود. همسفر برای یک مسافر، قوت قلب و پشتیبان بزرگی است. همسفری که با صبر و گذشت از برخی خواستههای شخصی خود، به مسافرش کمک میکند تا به درمان برسد.
مهدی تخریبهای زیادی از نظر جسمی و روحی داشت، اما خدا را شکر امروز نسبت به گذشته بسیار تغییر کرده است. او فردی تحصیلکرده است و بسیاری از انسانهایی که در گذشته مصرفکننده بودهاند، استعدادها و تواناییهایی داشتهاند که در تاریکیهای اعتیاد پنهان شده بود. در پیامی که برای مهدی نوشتم، جملهای از آقای مهندس بسیار زیباست که میفرمایند: «فر انسانهای بر باد رفته و در خاکستر مدفون شده، روزی به صاحبان اصلی آنها بازگردانده میشود، مگر اینکه خود طلب کنند.»
برای مهدی عزیز بهترینها را آرزو دارم و این رهایی زیبا را در رأس به آقای مهندس و خانواده پر از عشق و محبتشان تبریک عرض میکنم. همچنین به ایجنت محترم شعبه، آقای اسکندر که راهنمای خود من نیز هستند، تبریک میگویم. به خدمتگزاران، مرزبانان شعبه جهانبین، راهنمای همسفر ایشان خانم فرزانه، مادر محترمشان و پدر بزرگوارشان که در قسمت راهنمای تازهواردین خدمت میکنند و راهنمایشان آقای داوود هستند، تبریک عرض میکنم. به تمام کسانی که در مسیر رهایی یک انسان نقش دارند و کمک میکنند تا فردی دوباره زندگی خود را پیدا کند، تبریک میگویم. انشاءالله این روز زیبا قسمت تمام سفر اولیهایی شود که امروز در اوج ناامیدی و ناباوری هستند تا بتوانند این حال خوش را تجربه کنند.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

سخنان مسافر مهدی :
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.
قبل از هر چیز از خداوند سپاسگزارم که کمکم کرد تا به رهایی برسم و امروز اینجا حضور داشته باشم و جشن یکمین سال رهاییام را در کنار شما عزیزان برگزار کنم. از آقای مهندس و خانم آنی عزیز تشکر میکنم که با وجود تمام تاریکیها و تخریبهایی که من داشتم، راهی را به وجود آوردند تا منی که روزی مصرفکننده و در حال خرابی بودم، بتوانم امروز طعم رهایی و زندگی دوباره را تجربه کنم. همچنین از آقای کامران و خانم مرجان عزیز، آقای اسکندر، آقای محمد رضایی و تمام کسانی که باعث شدند من دوباره به کنگره بازگردم، تشکر میکنم. بهخصوص از راهنمای عزیزم، آقاحسین که نقش بسیار بزرگی در مسیر درمان من داشتند، صمیمانه قدردانی میکنم. از راهنمای پدرم، آقای داوود، راهنمای مادرم، خانم فرزانه و تمام خدمتگزاران عزیز کنگره که دست به دست هم دادند تا من بتوانم دوباره وارد این مسیر شوم، تشکر و قدردانی میکنم.
وقتی به دوران دبیرستان خودم فکر میکنم، به یاد میآورم که تا آمدم خودم را بشناسم، انگار مانند کسی بودم که به داخل آب شیرجه زده و به عمق آن رسیده است. در مدت دو تا سه سال، بیشتر مواد مخدر را تجربه کردم. مسیرهای مختلفی را امتحان کردم و راههای زیادی را رفتم، اما هر بار به در بسته میخوردم. به دلیل حال خرابی که داشتم و ناامیدی عمیقی که در وجودم شکل گرفته بود، افکار و تصمیمات اشتباهی در ذهنم ایجاد میشد. زمانی که به پدر و مادرم فکر میکردم و نگرانی آنها را نسبت به خودم میدیدم، بیشتر به درون خودم میرفتم و متوجه میشدم که دیدن ناراحتی آنها برای من چقدر سخت و دردناک است.
به یاد دارم روزی که وارد کنگره شدم، در اوایل سفرم ایمان و باور کاملی به مسیر نداشتم. گاهی از دستورات راهنمایم سرپیچی میکردم و وجودم پر از منیت و تکبر بود؛ اما کمکم آموزشهای کنگره باعث شد در مسیر درست قرار بگیرم و تغییرات را در خودم احساس کنم. تولد یکمین سال رهایی من دو پیام دارد: پیام اول برای تازهواردانی است که وارد کنگره میشوند؛ اینکه با هر نوع مصرف و هر میزان تخریب، امکان رسیدن به رهایی وجود دارد، به شرط آنکه خواسته درمان وجود داشته باشد و فرد در مسیر بماند. پیام دوم برای کسانی است که به رهایی رسیدهاند؛ اینکه هیچگاه فراموش نکنند با چه شرایطی وارد کنگره شدند و چه مسیری را طی کردند.
سخنان راهنما مسافر داوود :
سلام دوستان، داوود هستم یک مسافر.
اگر روزی به من میگفتند که زمانی بهعنوان راهنمای همسفران در این جایگاه قرار میگیرم و در کنار دوستان عزیز مینشینم، شاید باور نمیکردم. امروز بسیار خوشحالم که در کنار این خانواده عزیز هستم؛ خانوادهای که همه در آن خدمتگزار هستند. من شاهد سختیها و رنجهایی که این عزیزان پشت سر گذاشتهاند بودهام، اما امروز روز جشن و شادی است و جای غم و ناراحتی نیست.
ابتدا به آقای حسین عزیز بابت زحماتی که میکشند تبریک میگویم. کاملاً درک میکنم که یک راهنما چقدر برای رهجوی خود تلاش میکند و چقدر نسبت به مسیر او احساس مسئولیت دارد. من بهعنوان راهنما همیشه اختیار را بر عهده خود رهجو میگذارم تا خودش تصمیم بگیرد که آیا میخواهد درمان شود یا خیر. البته همیشه دوست دارم رهجوهایم به درمان برسند و در این مسیر کمکشان میکنم، اما تلاش میکنم بیش از اندازه درگیر نشوم؛ زیرا زندگی شخصی من هم اهمیت دارد و دوست دارم همیشه با حال خوب در کنگره حضور داشته باشم.
نکتهای را میخواهم خدمت شما عزیزان عرض کنم. چند سالی است که در کنگره حضور دارم و همیشه این سؤال ذهنم را درگیر کرده بود که چرا بعضی افراد باید چندین بار وارد کنگره شوند تا به رهایی برسند؟ چرا بعضیها در میانه مسیر سفر خود را رها میکنند؟ فرقی هم نمیکند مسافر باشد یا همسفر. به این نتیجه رسیدم که یکی از دلایل مهم، احساس تفاوت با دیگران است. اگر کسی وارد کنگره شود و فکر کند با دیگران فرق دارد، چه از نظر مثبت و چه از نظر منفی، همین منیت میتواند باعث دور شدن او از مسیر شود.
اگر فردی فکر کند تخریبها و مشکلات او از همه بیشتر است و بگوید راهنمای من چون شرایط یا نوع مصرفش با من متفاوت بوده، نمیتواند من را درک کند، تغییر چندانی برای او اتفاق نخواهد افتاد. از طرف دیگر، افرادی هم هستند که با تحصیلات بالا، جایگاه اجتماعی یا موفقیتهای بیرونی وارد کنگره میشوند و با خودشان میگویند: «من چرا باید اینجا باشم؟» این نگاه نیز میتواند مانع رسیدن به نتیجه شود.
در کنگره ۶۰ موضوع اصلی، میزان تخریب یا نوع مصرف فرد نیست؛ موضوع این است که سیستم ایکس آسیبدیده فرد مصرفکننده با روش DST بازسازی و درمان شود. تفاوتی ندارد فرد چه مادهای مصرف کرده باشد؛ کافی است تسلیم آموزشها باشد و مسیر را ادامه دهد تا به درمان قطعی برسد.
دوباره به آقا محمد عزیز تبریک میگویم که به جمع خدمتگزاران کنگره پیوستهاند. گاهی افرادی هستند که پایه سفرشان از من بالاتر است، اما لطف میکنند و در سفر دوم در لژیون من حضور پیدا میکنند. به خانم منیژه نیز تبریک میگویم. میدانم که سختیهای زیادی را پشت سر گذاشتند و برایشان آرزو میکنم در کنگره ماندگار و موفق باشند. همچنین آقا مهدی عزیز را میبینیم که در جایگاههای مختلف خدمت میکند. هر کسی که وارد کنگره شود، به قول آقای اسکندر، مسیر رسیدن به خوشبختی را پیدا خواهد کرد.
سخنان راهنما مسافر محمد :
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این توفیق را نصیبم کرد تا جشن یکمین سال رهایی فرزندم را ببینم و امروز در کنار شما عزیزان حضور داشته باشم. ابتدا از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر میکنم که با بنیانگذاری کنگره ۶۰، مسیر درمان را برای ما فراهم کردند. همچنین از آقای اسکندر سپاسگزارم که پس از دو سال به من اجازه دادند در این شعبه خدمت کنم. از آقای حسین، آقای داوود و همه عزیزانی که امروز در جشن رهایی آقا مهدی حضور پیدا کردند، تشکر میکنم. همچنین از همسرم، خانم منیژه، بابت تمام صبر، همراهی و حمایتهایشان قدردانی میکنم.
دستور جلسه امروز درباره شیشه بود. خاطرهای از آن روزها را بیان میکنم تا عمق تخریب این ماده بیشتر مشخص شود. به یاد دارم روزی که آقا مهدی مبلغ هفتاد و پنج میلیون تومان صرف خرید شیشه و هروئین کرده بود. وقتی موضوع را پیگیری کردم و به سراغ فروشنده مواد رفتم، او گفت: «من فقط به اندازه پولی که پرداخت کرده بود، به او مواد دادهام.»
من خودم بیستوپنج سال مصرفکننده شیره و تریاک بودم، اما با وجود تمام تخریبهایی که اعتیاد برایم به همراه داشت، هیچگاه به اندازه سالهایی که مهدی درگیر مصرف شیشه و هروئین بود، رنج نکشیدم. شاید در تمام دوران مصرف خودم، حتی یکبار هم آرزوی مرگ نکرده بودم، اما در این حدود ده سال، از شدت درد، نگرانی و رنجی که بابت شرایط فرزندم تحمل میکردم، بارها از خداوند آرزوی مرگ کردم. امروز که این جشن را میبینم، خدا را شکر میکنم که لطف او شامل حال ما شد و مهدی توانست به درمان و رهایی برسد.
سخنان همسفر سرکار خانم منیژه :
سلام دوستان، منیژه هستم یک همسفر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این توفیق را به من داد تا در جشن اولین سال رهایی فرزندم حضور داشته باشم. قبل از هر چیز از خداوند سپاسگزارم و سپس از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که این بستر امن و ارزشمند را برای درمان فراهم کردند، صمیمانه تشکر میکنم. از خانم مرجان، آقای کامران، آقای اسکندر که در روزهای سخت کنار مهدی بودند، آقای حسین رضایی، راهنمای محترم مهدی، و همچنین اسیستانت دیدهبان محترم، آقای محمد رضایی که جایگاه بسیار ارزشمندی در زندگی من دارند، صمیمانه سپاسگزارم. ایشان بارها با صحبتها و راهنماییهایشان به من امید دادند. از آقای فرزاد نیز تشکر میکنم که در کنار ما بودند و با راهنماییهای ارزشمندشان کمک بزرگی به خانواده ما کردند. همچنین از آقای داوود نیز سپاسگزارم.
از فرزندم، مهدی، نیز تشکر میکنم. زمانی که پدرش درگیر اعتیاد بود و نمیتوانست آنگونه که باید به فرزندانش رسیدگی کند، مهدی همیشه در کنار من بود. به برادرانش عشق میداد، به آنها امید میبخشید و تکیهگاه خانواده بود. هر جا میرفتم، همه از مهدی به نیکی یاد میکردند و میگفتند که او باعث افتخار ماست. هرگز تصور نمیکردم که روزی فرزندم گرفتار اعتیاد شود. مهدی از سهسالگی حافظ قرآن بود، ورزشکار بود و استعدادهای فراوانی داشت. زمانی که در دانشگاه مشهد پذیرفته شده بود و مشغول انجام کارهای ثبتنامش بودیم، متوجه شدم که گرفتار اعتیاد شده است. آن روز احساس کردم تمام دنیا بر سرم خراب شده است.
در آن روزهای سخت، خانم کماندار و دیدهبان محترم، آقای خدامی، کمکهای زیادی به من کردند. بارها پشت درهای بسته قرار گرفتم، اما خداوند بهترین مسیر را پیش روی من قرار داد؛ مسیری به نام کنگره ۶۰، جایی که فرشتگان زمینی بسیاری در کنارم بودند و مرا یاری کردند.
مسافرم ناامید شده بود و حدود سه تا چهار سال به کنگره نمیآمد، اما من با وجود تمام فراز و نشیبها، مسیرم را ادامه دادم. من کسی بودم که خانوادهام را از دست داده بودم و در بسیاری از لحظات احساس میکردم جز خداوند کسی را ندارم. تنها همدم من خدا بود، اما به کنگره آمدم و آموزش دیدم. به این نتیجه رسیدم که اولین قدم برای درمان یک مسافر، پذیرش است. باید بپذیرد که مسئول زندگی و انتخابهای خودش است. پس از آن، باید فرمانبردار خوبی باشد و دستورات راهنمای خود را با ایمان و باور اجرا کند. اگر انسان در این مسیر با ایمان، خواسته و باور حرکت کند، محال است که خداوند او را تنها بگذارد و یاریاش نکند.
از همه شما عزیزانی که امروز در جشن ما حضور پیدا کردید، با محبت و سخنان دلگرمکنندهتان ما را همراهی کردید، صمیمانه تشکر میکنم. امیدوارم بهزودی در جشنهای رهایی و موفقیت همه شما عزیزان حضور داشته باشم.


نگارنده: مسافر محمد لژیون ۵
ویراستار: مسافر علی لژیون ۷
عکاس: مسافر افشین لژیون ۳
تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران
- تعداد بازدید از این مطلب :
3869