شیشه و سایر مخدرهای صنعتی از خطرناکترین موادمخدر هستند؛ زیرا در مدت زمان کوتاهی میتوانند آسیبهای عمیق و گستردهای به جسم، روان و جهانبینی انسان وارد کنند. بسیاری تصور میکنند شیشه اعتیاد جسمی ندارد یا مصرف آن باعث افزایش انرژی، تمرکز و کاهش وزن میشود؛ اما این باورها کاملاً نادرست است. شیشه مستقیماً بر عملکرد مغز اثر میگذارد و موجب ترشح بیش از حد ناقلهای عصبی بهویژه دوپامین میشود. به همین دلیل مصرفکننده در ابتدای مصرف احساس لذت، قدرت و سرخوشی میکند؛ اما پس از مدتی مغز دیگر توانایی تولید طبیعی این مواد را از دست میدهد و تعادل سیستم عصبی به تدریج بر هم میخورد؛ در نتیجه فرد دچار بیخوابی، اضطراب، بدبینی، پرخاشگری، توهم، افسردگی و حتی روانپریشی میشود. همچنین روابط خانوادگی، شغلی و اجتماعی او نیز بهشدت آسیب میبیند و کیفیت زندگیاش به مرور کاهش پیدا میکند.
یکی از بزرگترین باورهای غلط درباره شیشه این است که وابستگی جسمی ایجاد نمیکند. در کنگره۶۰ آموختهایم هر مادهای که تعادل سیستمهای طبیعی بدن را بر هم بزند، بدون شک تخریب جسمی نیز ایجاد میکند؛ حتی اگر نوع وابستگی آن با سایر مواد متفاوت باشد. ویژگی دیگر مصرف شیشه این است که مصرفکننده معمولاً بیماری خود را نمیپذیرد. او تصور میکند همه چیز تحت کنترلش است؛ در حالی که اطرافیان بهوضوح تغییرات رفتاری، خانوادگی و اجتماعی او را مشاهده میکنند. این موضوع نشان میدهد که قدرت تشخیص، قضاوت و تصمیمگیری نیز تحت تأثیر مصرف قرار گرفته است.
آقای مهندس در صورت مسئله اعتیاد میفرمایند: «اعتیاد فقط مصرف یک ماده نیست، بلکه بیماری است که جسم، روان و جهانبینی را بهطور همزمان درگیر میکند.» بنابراین اگر تنها مصرف ماده قطع شود، اما جسم فرصت بازسازی نداشته باشد و جهانبینی فرد نیز تغییر نکند، درمان کامل اتفاق نخواهد افتاد. با شناخت صحیح صورت مسئله اعتیاد درمییابیم که اعتیاد فقط ضعف اراده یا وابستگی به یک ماده نیست؛ بلکه سیستمهای تولیدکننده مواد شبهافیونی و انتقالدهندههای عصبی بدن نیز دچار تخریب شدهاند و این سیستمها برای بازسازی به زمان و شرایط مناسب نیاز دارند.
اینجا است که اهمیت متد DST مشخص میشود. DST یعنی درمانی تدریجی، منظم و همراه با زمان. در این روش هیچ عجلهای وجود ندارد؛ زیرا طبیعت نیز همه چیز را در زمان مناسب به تعادل میرساند. همانگونه که یک درخت در یک شب رشد نمیکند و یک زخم عمیق در چند ساعت ترمیم نمیشود، سیستمهای تخریب شده بدن نیز برای بازسازی به زمان نیاز دارند. در کنگره۶۰ درمان تنها به قطع مصرف محدود نمیشود؛ بلکه آموزش، تغییر نگرش و اصلاح جهانبینی نیز بخش جداییناپذیر درمان هستند. انسان با آموزش، تفکر، تجربه و حرکت میتواند از تاریکیها عبور کند و به تعادل برسد.
هیچ مصرفکنندهای محکوم به نابودی نیست؛ به شرط آنکه مسیر درست را انتخاب کند و با صبر، نظم، فرمانبرداری از برنامه درمان و عمل به آموزشها، به جسم و روان خود فرصت بازسازی بدهد. در پایان از این دستور جلسه میآموزم که درمان اعتیاد، بازگشت به زندگی است؛ بازگشت به تعادل، آرامش، مسئولیتپذیری و انسانی که سالها در تاریکی مصرف گم شده بود. متد DST ثابت کرده است که اگر درمان بر پایه علم، زمان، آموزش و حرکت صحیح باشد، حتی عمیقترین تخریبها نیز قابل ترمیم هستند. این پیام امیدبخش کنگره۶۰ است؛ پیامی که به همه انسانهای خواهان رهایی نوید میدهد که رسیدن به تعادل و آزادی کاملاً امکانپذیر است.
نویسنده: راهنما همسفر مهسا (لژیون نهم)
رابط خبری: راهنما همسفر مهسا (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
169