جلسه دوازدهم از دوره سی ام کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی کاسپین، با استادی مسافر حسین، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر محمدرضا، با دستور جلسه قضاوت و جهالت سه شنبه16 تیرماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد
.jpg)
تشکرمیکنم از آقا علیرضا که به من اجازه دادن امروز خدمت کنم تشکر میکنم از آقا امیرعلی و آقای نگهبانراجب دستور جلسه ،،قضاوت و جهالت،،ما توی کنگره یادگرفتیم که نباید قضاوت کنیم .توی سی دی ها آقای مهندس میگن قضاوت فقط قاضی میتونه اونم حقوق میگیره کارشو انجام میده ما گاها اشتباها خیلی قضاوت کردیم اشتباه کردیم و حکم اجرا کردیم.
.jpg)
. اما اومدیم کنگره یه ترمزی بود که خودمونو جمع کنیم . قضاوت کردن روی سیستم ایکس خود من خیلی تاثیر گذاشت خیلی اذیت میشدم اولش که شارژ میشدم میگفتم بنفع داداشم یا فامیلم شد، بعدا متوجه میشدم چیکار کردم که خیلی حال خرابی برام داشت . قضاوت و جهالت از جهل میاد نادانی بود جهل داشتم که اینکارو میکردم خداروشکر حالا آمدیم توی کنگره تا حدودی دارم خودم را اصلاح میکنم ؛اگر آدم جهل نداشته باشه هیچموقع هیچکس را قضاوت نمیکند . زیاد قضاوت کردم زیادم قضاوت شدم یک جاهایی آدم میخواهد رفیقش را شریکش را زمین بزند حتی باید گوش شنوای حرف زدنش را هم نداشته باشد چون او برای خود تاییدی میداند که برود فامیلی رفیق یا شریکش را زمین بزند که این برنامه ها در تجریه من هست ما تا جایی که میتوانیم نباید در کارهایی که به او ربط ندارد گوش شنوا نداشته باشیم آقا حرفت را نگه دار برای خودت بمن نزن یا محل را ترک کنیم بعدا خودت حال خرابی خواهد آمد که الان خداروشکر آمدم کنگره اینها درمان شدند خیلی مخرب بودند کینه بوجود میآوردند طرف را میدیدی خیلی سخت بود کینه و نفرت هم نمیگویم مثل مواد ولی خیلی سیستم ایکس را خراب میکند . بقدری ضربه میزند که از کینه به اعتیاد پناه میبریم اعتیاد هم چندگاهی برای ما حال خوش می آورد بعد دردی میشود بدتر از همه دردها که قابل تحمل دیگر نیست انشالا بتوانیم کارهایی که آقای مهندس میگویند راهی که ایشون میگویند هر جور که بیاییم خیلی موفق میشویم و به آموزش کامل برسیمقضاوت کردن بقدری سخت است که یکدفعه میبینی یکی را با یک قضاوت الکی من نابود کردم، طرف درس میخواند مهندس شود هوش هم دارد من میگویم ای بابا کی مهندس شده توی بچه های ما که تو بشوی همونجا یک شوک بهش وارد میکنم ؛مسیر زندگی اش را عوض میکنممن تا جایی که جا داشته باشد باید دوربینم روی خودم باشد خودمم حتی قضاوت نکنم کارم را انجام بدهم کسایی داشتیم اونقدر خودشان را قضاوت کردند مثلا خیلی هم دروغ میگویم مثلا یکدفعه میگوید تا حالا از من دروغ شنیدی شاید روزی ده تا صدتا دروغ میگویم اما میگم تورا بخدا قسمت میدهم تا حالا از من دروغ شنیدی مثلا اگر آن جمع بگوید نه تاییدی بر دروغهایش بودی اگر بگویی نه نشنیدم اگر بگویی شنیدم که حالخرابی های بیرون را میدانی و قانع نمیشوند و میشود دشمنی فقط تنها کاری که میکنم آن مسیر را رد میکنم نمیگذارم حالخرابی سراغم بیاد چون حال خوش زحمت داره ده ماه آمدم تا آموزش گرفتم تا یاد بگیرم حال خوش بدست بیاورم حال خوش جلوی دست نمیارن که مثلا با یک قضاوت خراب بشه و دم دست باشه یا با یک کینه یا نفرت . برای حال خوشم خیلی زحمت کشیدم با اسن پا که درد میکند اکثرا میدانند سروقت آمدم سعی کردم جلوی دست نباشه حال خوشم که اونو از دست بدم وقت تمام است حالا من بخاطر آقا علیرضا خیلی دوستشان دارم و حالام که دستور جلسه قضاوت است مثلا منو مثال بزنین قضاوت محسوب نمیشود با حال خراب و شلوار کردی میامدم کمرم درد میکرد این یکی جزو غیبت حساب نمیشود تا یک نفر به حال خوش برسد اون یک نفر به حال خوش برسد با مثال من کار خودم را انجام داده ام ممنون که سکوت کردید
مرزبان کشیک: مسافر مرتضی
عکاس: مسافر امیر ل۵
تایپ: مسافر امیر ل۵
تنظیم: مسافر امیر ل۵
تهیه شده در سایت مسافران کاسپین
- تعداد بازدید از این مطلب :
77