سیزدهمین جلسه از دوره سوم کارگاههای آموزشی - خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی ارکیده کرمان، با استادی مسافر مریم، نگهبانی مسافر فاطمه و دبیری مسافر نسترن، با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» روز شنبه ۳۰ خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان مریم هستم یک مسافر
در ابتدا، از ایجنت محترم شعبه خانم رمله، گروه مرزبانی، راهنمای لژیون یازدهم خانم اعظم و همچنین از راهنمای خوبم خانم فاطمه تشکر میکنم که به من اعتماد کردند و اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.دستور جلسه امروز در مورد وادی چهارم و تأثیر آن روی من است. وقتی راجع به وادی ها صحبت میکنیم، در واقع از مطالبی میگوییم که زنجیروار به هم متصل بوده و به ما کمک می کنند تا به هدف خود دست یابیم.
وادی اول جایگاه تفکر و درستاندیشی را به ما میآموزد، وادی دوم هر زمان که قصد انجام کاری داشته باشیم، احساس پوچی و ناامیدی که ممکن است سراغ ما بیاید را از ما دور میکند، وادی سوم نیز میگوید: هیچکس نمیتواند به ما کمک کند و نباید منتظر باشیم تا دیگران مشکلات ما را حل کنند، این وادی در مسیر درمان به من اطمینان داد که تنها باید به خودم متکی باشم، در همین حال ناخودآگاه ذهنم به سمت خدا رفت و با خود گفتم: حال که هیچکس نمیتواند به من کمک کند، پس فقط خداوند قادر است در مشکلات یاریرسان من باشد.
در این میان وادی چهارم بهانه را از ما میگیرد و میگوید: در مسائل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. مسئولیت یعنی متعهد بودن یا موظف بودن در برابر انجام کاری که به ما سپرده شده و ما در مورد پیامدهای آن مسئول و پاسخگو هستیم.خداوند هنگامی که انسان را آفرید، به او قدرت اختیار داد تا بتواند تفکر کند و راه درست را انتخاب کند، پس دیگر حق نداریم بار مسئولیت مشکلات خود را گردن دیگران بیندازیم.
ما انسانها همواره به دنبال راهی هستیم تا در مورد مشکلات پیشآمده دیگران را مقصر جلوه دهیم و از زیر بار وظیفه خود شانه خالی کنیم، این موضوع در دوران مصرفِ برای من بسیار نمود داشت، پیشازاین همسرم را مقصر مصرفکردن خودم میدانستم و همواره او را بابت این موضوع سرزنش میکردم، با خود فکر میکردم اگر در مهمانیها و دورهمی خانوادگی به من اجازه مصرف مواد را نمیداد هرگز تبدیل به فردی مصرفکننده نمیشدم.
من همیشه طلبکار بودم و حتی باخدا هم در جنگ بودم و با خود میگفتم اگر خداوند مرا دوست داشت، این اتفاقات برایم نمیافتاد، باور داشتم که بندهای به نام مریم را نمیبیند و برایش اهمیتی ندارم، اما زمانی که وارد کنگره شدم، در مسیر درمان قرار گرفتم و آموزشها را دریافت کردم، مخصوصاً هنگامی که وادی چهارم را نوشتم، برایم ثابت شد که هیچکس بهاندازه خودم، مسئول و مقصر اعتیادم نیست و من برای اینکه وجدان خود را راحت کنم، اشتباهاتم را گردن دیگران میانداختم.
در واقع، این من بودم که به تعارفات و اصرار دیگران جواب مثبت میدادم و قدرت "نه" گفتن را نداشتم و در نهایت همین ضعف باعث شد در تاریکی اعتیاد فروبروم. زمانی که بپذیرم خودم باعث بروز مشکلاتی که برایم پیش آمده هستم و هیچکس به اندازه خودم نمیتواند به من کمک کند، آرام آرام تغییر در من به وجود می آید.
اگر به کنگره نمیآمدم، هرگز به درمان نمیرسیدم، اگر در گوشهای مینشستم و فقط از خداوند کمک طلب میکردم؛ اما خودم هیچ حرکت و تلاشی نداشتم، اصلاً اتفاق خوبی برایم نمیافتاد، درست مثل این است که بیماری داشته باشم و بدون اینکه هیچ اقدامی برای درمان خود انجام دهم، فقط دعا کنم تا بهبود یابم. حتی برای مشکلات اقتصادی یا خانوادگی هم همینطور است، در این مورد خداوند فرموده: از تو حرکت، از من برکت.
با ورود به کنگره و قرارگرفتن در مسیر روشنایی، دریافتم که خداوند از طریق آموزشها به من یاری رساند و وقتی این اذن را به ما داد که در کنگره باشیم، در حقیقت فرصت دیگری را در اختیار ما قرار داده تا جبران کنیم.حال که نعمت کنگره به من داده شده باید در این راه محکم قدم بردارم و در مسیر صراط مستقیم، سالم و درست سفر کنم.
در آخر صحبت خود را با کلام آقای مهندس تمام میکنم، ایشان میفرمایند؛ دعاکردن بسیار خوب است، اما برای درمان فقط دعاکردن کافی نیست، ایشان دعا را نهی نمیکنند، زیرا نگاه خداوند همیشه به سمت ماست، اما تأکید دارند که با توکل و حرکت در مسیر صراط مستقیم میتوان به موفقیت و راه درست رسید.
تایپ: مسافر اعظم راهنمای لژیون یازدهم نمایندگی ارکیده کرمان
ویرایش: مسافر حکیمه راهنمای لژیون نهم و مسافر فرزانه لژیون تازهواردین نمایندگی ارکیده کرمان
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
عکس:مرزبان خبری مسافر معصومه
- تعداد بازدید از این مطلب :
31