English Version
This Site Is Available In English

مسئولیت‌پذیری؛ کلید رشد و حرکت در مسیر درمان و تعادل

مسئولیت‌پذیری؛ کلید رشد و حرکت در مسیر درمان و تعادل

اولین جلسه از دوره شصت‌ویکم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی پهلوان مسافر محمد، نگهبانی پهلوان مسافر حامد و دبیری مسافر صدرالله، با دستور جلسه «وادی چهارم؛ در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش»، روز سه‌شنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر.

خداوند را بسیار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا در کنار دوستان عزیزم در این شعبه حضور داشته باشم. این شعبه، شعبه‌ای بسیار خوب و الگو بوده است و در مقاطع مختلف، در زمینه‌های گوناگون، به‌ویژه در امور ساخت‌وساز، الگوهای ارزشمندی از آن گرفته شده است.

از نگهبان لژیون سردار، جناب آقای جواد، که بنده را دعوت کردند تا در خدمت شما عزیزان باشم، صمیمانه تشکر می‌کنم. همچنین از ایجنت محترم، مرزبانان، نگهبان و دبیر محترم جلسه نیز قدردانی می‌نمایم.

اگر بخواهم برداشت خود را از وادی چهارم بیان کنم، باید بگویم که مهندس در این وادی به یکی از باورهای نادرست اشاره می‌کنند؛ باوری که برخی افراد، به دلیل نداشتن انرژی، تنبلی یا فرار از مسئولیت، آن را پذیرفته‌اند و مسئولیت‌های خود را به خداوند واگذار می‌کنند.

در این وادی روشن می‌شود که هر موجودی در هستی دارای مسئولیت‌هایی است و خداوند نیز در قبال بندگان خود وظایفی را بر عهده دارد. این‌گونه نیست که ما مسئولیت‌های خود را به خداوند بسپاریم و از انجام آن‌ها شانه خالی کنیم. خداوند بستر را برای ما فراهم کرده و وظیفه الهی خود را به بهترین شکل انجام داده است؛ هستی را با زیباترین نظم، دقیق‌ترین قوانین و کامل‌ترین ساختار آفریده و قوانینی ثابت را بر آن حاکم کرده است.

در هستی، هیچ‌گاه دو به علاوه دو برابر با پنج نمی‌شود. این قوانین ثابت، همواره در حال اجرا هستند. همان‌طور که مهندس در سی‌دی «جبر و اختیار» اشاره می‌کنند، این اختیار ماست که جبر را به وجود می‌آورد؛ یعنی هر تصمیم و هر خواسته‌ای که داریم، پیامدها و نتایج خاص خود را نیز به همراه خواهد داشت.

بنابراین، وقتی در چنین جهان عظیم و منظمی زندگی می‌کنیم، باید بپذیریم که خداوند وظیفه خود را به انجام رسانده است و اکنون این من هستم که باید ابتدا مسئولیت‌های خود را بشناسم و سپس برای انجام آن‌ها اقدام کنم.

این موضوع را می‌توان در کنگره ۶۰ نیز مشاهده کرد. کنگره بستر لازم را برای ما فراهم کرده است؛ بستری امن، سرشار از محبت و مجهز به تمامی امکاناتی که برای درمان اعتیاد مورد نیاز است. در کنگره، هیچ کمبودی مشاهده نمی‌شود. مهندس عزیز این سیستم را به‌گونه‌ای طراحی کرده‌اند که هر فرد بتواند به‌راحتی مسیر درمان را طی کند.

گاهی انسان از میزان هوش، دقت و درایت مهندس شگفت‌زده می‌شود که چگونه حتی کوچک‌ترین جزئیات نیز مورد توجه قرار گرفته است. همین قوانین و حرمت‌هایی که در جلسات قرائت می‌شوند، اگر به‌درستی مورد بررسی قرار گیرند، نشان می‌دهند که تمامی ابعاد کار برای کمک به مصرف‌کننده در نظر گرفته شده است.

مصرف‌کننده‌ای که شکست‌خورده، خسته، تنها و سرشار از اندوه وارد این مجموعه می‌شود، می‌تواند به درمان، آرامش و حال خوش برسد؛ به نقطه‌ای که هر روز زندگی برایش همچون جشن و شادی باشد.

من از تجربه خودم صحبت می‌کنم. روزگاری از زندگی فراری بودم و لحظه‌شماری می‌کردم که این زندگی به پایان برسد. نمی‌دانم دیگر مصرف‌کنندگان چه تجربه‌ای داشته‌اند، اما مطمئنم بسیاری از شما روزهایی را تجربه کرده‌اید که نمی‌دانستید برای چه زنده هستید.

اما کنگره ۶۰ این شرایط را برای من تغییر داد. کنگره به من زندگی بخشید و مرا به زندگی بازگرداند. شاید در ظاهر زنده بودم، اما هیچ حسی نسبت به اطراف خود نداشتم. نه متوجه خانواده بودم، نه دوستان و نه حتی غذایی که می‌خوردم.

کنگره به من لذتی را هدیه داد که همراه با عزت است، نه ذلت.

اکنون که کنگره وظیفه خود را به بهترین شکل انجام داده است و همان‌گونه که خداوند تمام بسترهای لازم برای رشد و تکامل انسان را فراهم کرده، مهندس، دیده‌بانان، پیشکسوتان و خدمتگزاران کنگره نیز شرایط درمان را به کامل‌ترین شکل مهیا کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که جای هیچ ایراد و کمبودی باقی نمانده است.

حال سؤال این است که وظیفه منِ مسافر چیست؟

منی که به درمان رسیده‌ام و حالم خوب شده است، اکنون چه مسئولیتی دارم؟

در اینجا باید با خود خلوت کنم و بیندیشم که کنگره چه ارزش بزرگی به من بخشیده است. آیا می‌توان ارزشی برای آن تعیین کرد؟ آیا می‌توان خدمتی را که کنگره به من کرده است با چیزی در این دنیا مقایسه نمود؟

اگر بخواهم با خودم صادق باشم، پاسخ منفی است. عظمت این خدمت بسیار فراتر از آن است که بتوان برای آن قیمتی تعیین کرد. من یک فرد معمولی نبودم؛ انسانی به‌شدت آسیب‌دیده و حال‌خراب بودم، اما امروز در جامعه حرفی برای گفتن دارم و به‌عنوان فردی موفق شناخته می‌شوم.

روزی همه از من فراری بودند، اما امروز افراد تمایل دارند با من مشورت کنند و از تجربیاتم بهره ببرند. این اتفاق واقعاً بی‌نظیر است.

امروز بسیاری از دانشگاه‌ها و پژوهشگران خارجی در برابر نتایج و دستاوردهای کنگره ۶۰ شگفت‌زده شده‌اند. مهندس دژاکام همچون کیمیاگری است که توانسته افرادی مانند من را از شرایطی دشوار به جایگاهی ارزشمند برساند.

همین دیده‌بانان محترمی که امروز از حضورشان بهره می‌بریم و تنها با دیدن آن‌ها انرژی می‌گیریم، روزی خود از انسان‌های حال‌خراب بودند.

بنابراین، باید با خودم صادق باشم و ببینم اکنون چه وظیفه‌ای دارم. اگر می‌توانم راهنما شوم، چرا نشوم؟ مگر راهنمای من خدمت بزرگی در حق من انجام نداد؟ مگر نقش او در زندگی من ارزشمند و تأثیرگذار نبود؟

چرا من نتوانم همان نقش را در زندگی فرد دیگری ایفا کنم؟

اگر می‌توانم مرزبان شوم، چرا خدمت نکنم؟ مرزبانانی که با محبت، مرا هدایت کردند و اجازه ندادند از مسیر درمان خارج شوم.

اگر می‌توانم خدمت مالی انجام دهم، چرا این فرصت را از دست بدهم؟

لژیون سردار بستری ارزشمند برای جبران بخشی از خدماتی است که کنگره ۶۰ به ما ارائه کرده است. در این لژیون، هیچ نرخ و مبلغ مشخصی تعیین نشده است. هر فرد به اندازه توانایی و تعهد خود مشارکت می‌کند.

زمانی که فرد تعهدی می‌دهد، پیش از آن تفکر کرده است و اگر بدون تفکر تعهدی بدهد، هنوز مفهوم وادی اول را به‌درستی درک نکرده است.

وقتی با تفکر تعهدی می‌دهیم، قطعاً توانایی انجام آن را نیز خواهیم داشت. تنها کافی است باور خود را نسبت به خویش و کنگره ۶۰ از دست ندهیم و خواسته واقعی برای انجام آن داشته باشیم.

من نیز زمانی که تعهد پهلوانی خود را پرداخت کردم، از نظر مالی در شرایط مناسبی نبودم، اما خواسته آن را داشتم؛ خداوند نیز کمک کرد و این امر محقق شد.

امیدوارم همه دوستان این لذت را تجربه کنند؛ زیرا خدمت کردن در کنگره ۶۰، یکی از بزرگ‌ترین لذت‌ها و ارزشمندترین نشئگی‌هایی است که انسان می‌تواند در زندگی تجربه کند.

سپاسگزارم از توجه و محبت شما.

تایپ و عکس: مسافر فریدون (لژیون هفتم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین (لژیون یازدهم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .