English Version
This Site Is Available In English

انسان به نیکی دست پیدا نمی‌کند مگر از آنچه که می‌پسندد بگذرد

انسان به نیکی دست پیدا نمی‌کند مگر از آنچه که می‌پسندد بگذرد

جلسه چهاردهم از دوره چهل و ششم کارگاه های آموزشی، خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارتش به استادی جانشین محترم بنیان کنگره60 جناب آقای دکتر امین، نگهبانی مسافر مجید و دبیری موقت مسافر علیرضا بادستور جلسه "وادی چهارم و تاثیر آن روی من" در تاریخ 1 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:
باعث خوشحالی بنده است که امروز در نمایندگی ارتش در کنار شما عزیزان هستم.
امید است که مسافرین سفر اول در سفر خود موفق و پیروز باشند و سفر دومی‌ها در ادامه مسیر خود، به استحکام بنیان خانواده کمک بکنند که این امر، یکی از مهمترین اصول و پایه های فعالیت‌ کنگره است.

وادی‌هایی که در کنگره آموزش داده می‌شود، در واقع پایه‌های جهانبینی کنگره را شکل می‌دهد. چهار وادی اول را می‌توان به شخم زدن زمین تشبیه کرد؛ شما برای کشاورزی اولین کاری که باید انجام دهید، شخم زدن زمین کشاورزی است و این قطعا امری است ضروری و اجتناب ناپذیر؛ چرا که در ابتدای کار، زمین کشاورزی باید صاف و هموار گردد و وجود تکه سنگ‌های بزرگ و کوچک و نخاله‌ها، مانع کار می‌گردد. این چهار وادی ابتدایی، در اصل زمین ما را آماده‌سازی می‌کند و قطعا یکی از بزرگترین ضایعات و نخاله‌ها در این زمین، همین موضوع مسئولیت دادن به خداوند می‌باشد. که اکثر انسانها این کار را به صورت خیلی زیرکانه انجام می‌دهند.

اگر فردی کلاهبردار را، با تمام دوز و کلک‌هایی که تا به امروز بر سر دیگران پیاده کرده است، با میزان کلاهی که خودش در این مدت بر سر خودش گذاشته مقایسه کنیم، قطعا کسی که در این بین بیشتر مضرور شده، خود آن فرد می‌باشد. وادی چهارم یکی از همان کلاه‌هایی است که انسان در طول زندگی بر سر خودش می‌گذارد. 
اصولا انسان تمایل دارد با کمترین سعی و تلاش و زحمتی، به بهترین نتایج دست یابد و به خواسته‌های خود برسد. بدون آموختن و تحصیل کردن کسب سواد کنند، بدون گذراندن هیچ دوره‌ای به مدارج علمی وتجربی بالایی دست پیدا کنند و نمونه‌های مشابه دیگر؛ و آن جوامعی که همچین تفکری در آن حاکم است، معمولا در تاریکی بیشتری فروخواهند رفت. افرادی ازین دست همیشه متوسل به نیرویی هستند که برای آنها شعبده بازی انجام دهد، تا به نتیجه دلخواه خود برسند و این خود مصداق بارز شرک می‌باشد. انسانی که حاضر نیست در جبهه‌ای بجنگد، ترس و رنج و سختی جنگیدن را تجربه کند، تیر و ترکش بخورد ولی انتظار قهرمان شدن در این جنگ را دارد؛ در صورتی که یک سرباز برای رسیدن به درجه فرماندهی، سختی ها، رنج‌ها و سرد و گرم‌های زیادی را تجربه می‌کند.

جامعه‌ای که مردمانش در این سطح از آگاهی قرار گرفته‌اند، که برای رسیدن به هر هدفی باید در مسیر آن تلاش بی‌وقفه داشته باشند، بی‌شک همیشه موفق خواهد بود. جامعه‌ای که در هر موقعیتی، فارغ از هر چیزی، مسئولیت تمام اعمال خود را می‌پذیرد.
جامعه‌ای که درستکار است و در هر مقام، منصب و شغلی، مسئولیت کارهای خود را بر عهده می‌گیرد، همان جامعه‌ای است که اگر اشتباهی مرتکب شود، با جسارت تمام اشتباه خود را قبول می‌کند و بابت آن صادقانه عذرخواهی می‌کند. برای مثال اگر در همچین جامعه‌ای به یک رستوران بروید و به غذای نپخته آن رستوران اعتراض کنید، ابتدا به شما تعظیم کرده، عذرخواهی میکنند و با احترام، غذای با کیفیتی بالاتر، برای شما فراهم می‌سازند و چه بسا در نهایت بابت این قصور، مبلغی از شما دریافت نمی‌کنند ولی در مقابل، فردی که مسئولیت کارهای خود را نمی‌پذیرد در چنین شرایطی با هزاران عذر و بهانه، تلاش می‌کند موضوع را به نفع خود حل و فصل نماید؛ درست همینجاست که تفاوت ها خود را نشان می‌دهند.
موفقیت هیچ جامعه و کشوری، اتفاقی نیست و اگر جامعه‌ای درگیر رنج، دشواری و فلاکت است، به دلیل عدم رعایت همین قوانین ساده است؛ در نتیجه، همین قوانین برای افراد هم صدق می‌کند و اگر فردی درگیر رنج و دشواری است، دلیل آن رعایت نکردن همین رفتارهای درست است.
باید بیاموزیم که اشتباهات خود را بپذیریم و بابت آن‌ها عذرخواهی کنیم؛ حتی از یه کودک خردسال؛ و چه بسا برعکس تفکر ما بزرگسالان، کودکان این رفتارها را بهتر می‌شناسند و به آن توجه می‌کنند.

ما در کنگره مطالب زیادی را می‌خوانیم و آموزش می‌گیریم، سپس این مطالب وارد ذهن و افکار ما می‌شود، ولی دانستن این آموزه‌ها تا زمانی که در زندگی ما نهادینه و اجرایی نگردد بی‌فایده است. فقط زمانی می‌توانیم بگوییم جهانبینی خود را تغییر داده‌ایم، که توانایی جهت دهی به خواسته‌های نفس را آموخته باشیم و بتوانیم به خواسته‌های نفس مسیری که خودمان می‌خواهیم بدهیم و به این تبحر برسیم که خواسته‌های نامعقول نفس را تعدیل کنیم؛ در غیر این‌صورت هیچ تکاملی صورت نمی‌گیرد و هیچ تزکیه و پالایشی رقم نمی‌خورد.
انسان به نیکی دست پیدا نمی‌کند مگر از آنچه که می‌پسندد بگذرد.
هر چقدر انسان توانست در انتخاب خواسته‌ها، در بخشیدن، در گذشت کردن، در فداکاری کردن و در تلاش برای احیای خانواده، خالصانه‌تر و با خوش‌قلبی قدم بردارد، خلوص محبت او همانند طلا ذره ذره بر عیارش افزوده می‌شود؛ و همان طلای خالص است که می‌تواند حریف تاریکی‌ها باشد و قدرت جادویی پیدا کند و هدف ما در وادی محبت و فرآگیری آن،  دستیابی به همین مرحله از عشق است و یکی از پایه‌های اصلی این امر، پذیرفتن مسئولیت‌ است.
در نهایت اگر بخواهیم وادی چهاردهم را در عمل بیاموزیم ابتدا باید مسئولیت‌های خود را از خداوند و دیگران برداریم و بر دوش خودمان بگذاریم و سپس آماده یادگیری عشق و محبت واقعی می‌شویم و زمانی که این مبحت را آموختیم، جادوی آن، قدرت خود را نشان می‌دهد. این جادوی محبت می‌تواند ویرانه‌ها را آباد کند، می‌تواند دشمنان را به دوست تبدیل کند و می‌تواند استعدادهای انسان را زنده کند. اگر محبت کنید، حتی اگر به شما محبت نشود، از درون قدرتمند و توانا می‌شوید و این اتفاقی است بسیار ارزشمند در مسیر دستیابی به تمام اهداف بزرگ و کوچک.

 

 

 

تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر فرهاد از لژیون چهارم
عکاسی: مسافر محمد و مسافر فرهاد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .