جلسه سیزدهم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ارگ کرمان به استادی راهنما تازهواردین همسفر رقیه، نگهبانی همسفر سمانه و دبیری همسفر محبوبه با دستورجلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۰۱ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
اگر عمر به خوشی بگذرد، صد سال هم کم است و اگر به سختی بگذرد، نیمنفس هم بسیار است.
خدا را شاکرم که فرصت داد در کنار شما عزیزان باشم و آموزش بگیرم. از تمام خدمتگزاران شعبه ارگ، ایجنت و مرزبانان محترم، همچنین از نگهبان و دبیر سپاسگزارم.
به گمانم وادی چهارم همان چیزی بود که رقیه بیش از همه به آن نیاز داشت و امروز قرار است دوباره از آن بیاموزم. زمانی که وارد کنگره شدم، تصور میکردم فقط برای درمان آمدهام و خواهم رفت؛ اما در کنگره آموختم که علاوه بر رسیدن به رهایی، باید «چگونه زندگی کردن» را بیاموزم و وادیهای کنگره، ابزاری هستند که این مهارت را به من میبخشند.
وادی اول به من تفکر کردن را آموخت؛ وادی دوم به من گفت: «رقیه، تو بیهوده نیستی»؛ وادی سوم به من یادآور شد که هیچکس بهاندازه خودِ من به فکر من نیست و وادی چهارم که وادی خودشناسی است، به من میگوید در مسائل حیاتی، مسئولیت سپردن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. همانطور که میدانیم در جهان هستی، تمام وظایف، جایگاهها و مسئولیتها دوطرفه است؛ اگر خداوند در مقابل من مسئول است، من نیز در برابر او مسئولم. اگر من در قبال خانواده و فرزندم مسئول هستم، آنها نیز در برابر من وظایفی دارند. این وادی با مرزبندی دقیق، جایگاه و مسئولیت هرکس را مشخص میکند.
خداوند تمام مسئولیتهای خود را به بهترین شکل پذیرفته است و تمام نعمتهایش را به من ارزانی داشته است و اکنون میگوید: «نوبت تو است؛ تو که با اختیار و قدرت کامل به زمین فرستاده شدهای و دو راهِ خیر و شر پیش پایت قرار گرفته است، مسئولِ انتخابت خودت هستی و باید پاسخگو باشی.» به عبارتی، انسان مسئول تمام اعمال خویش است. همانطور که آقای مهندس در سیدی «جبر و اختیار» میگویند: اگر ذرهای کار شر انجام دهم، خود من مسئول هستم و باید پاسخگو باشم، و اگر ذرهای کار خیر انجام دهم، پاداش آن را دریافت خواهم کرد؛ چنانکه در آیه آمده است: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ».
اما منِ انسان، چون راحتطلب هستم و میخواهم سریع به خواستههایم برسم و مشکلاتم حل شوند، توپ را به زمین خدا میاندازم و میگویم: «خدایا، من هرچه خواستهام انجام دادهام، حالا تو بیا و درستش کن!» اما خداوند میگوید: چنین چیزی ممکن نیست؛ تو را با قدرت اختیار فرستادهام تا خودت مسئول اعمالت باشی. نباید تصور کرد که خداوند (نعوذبالله) غول چراغ جادو است که مدام به کائنات دستور دهم تا خواستههایم را بدون هیچ تلاشی برآورده کنند و مسائلی که خودم به وجود آوردهام، بهراحتی حل شوند.
اما خداوند میگوید: چنین چیزی امکانپذیر نیست. ما در قرآن ۱۱۴ سوره داریم که تنها سوره توبه «بسماللهالرحمنالرحیم» ندارد؛ توبه به معنای بازگشت است. اگر در مسیری خطا کردی یا غیبتی کردی که به قول آقای مهندس مانند این است؛ دیواری را بر سر خود خراب کنی راه بازگشتی وجود دارد و باید مسیر رفته را برگردی. اگر قرار بود خداوند بدون هیچ تلاش یا سختی از جانب من، مشکلات را حل کند، دیگر آیه «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» معنایی نداشت.
بسیاری از اوقات، من دیگران را مقصر میدانم تا از زیر بار مسئولیتی که بر عهدهام است شانه خالی کنم؛ مدام میگویم: «اگر مسافرم مصرفکننده شد، فلانی مقصر است؛ اگر من امروز همسر او شدم، دیگران مقصرند و مرا مجبور کردند.» اما یکبار باید با اعتمادبهنفس جلوی آینه بروم و با خود روراست باشم و بگویم: «رقیه، اگر امروز بیماری یا حال خوشی نداری، مقصر خودت هستی و این وضعیتی است که برای خودت ایجاد کردهای.» هرگاه انگشت اشارهام را به سمت خودم گرفتم، مشکلم حل شدنی شد.
استاد امین میگویند: اولین قدم در تزکیه و پالایش، این است که بپذیری مشکلی داری و بدانی عیبی در وجود خودت هست. زمانی که عیب خود را بشناسم، میتوانم آن را حل کنم؛ اما وقتی مدام دیگران را مقصر میدانم و میگویم چون آنها بد هستند نمیتوانم با آنها ارتباط برقرار کنم، راه به جایی نمیبرم.
هفته گذشته در مسئلهای که برایم پیش آمده بود، با ایجنت شعبه صحبت کردم وگفتم: «مسافرم با من روراست نیست و حرفش را نمیزند» یا «رعنا دخترم با من حرف نمیزند.» ایجنت شعبه حرف زیبایی زدند و پرسیدند: «آیا تو خودت با آنها صحبت کردهای؟ آیا شده با مسافرت بنشینی و گفتوگو کنی؟» من همیشه اینطور بودم که هرگاه رعنا دخترم میخواست با من صحبت کند، میگفتم: «صبر کن ظرفها را بشویم، الان میآیم، صبر کن کار دارم و ...» در واقع، خودم کاری را که از دیگران توقع داشتم برایم انجام دهند، برای آنها انجام نمیدادم. بهعبارتی همانطور که آقای مهندس میگویند: «عروس نمیتواند برقصد، میگوید زمین کج است»؛ حکایت من بود که مشکل از خودم بود، اما مدام دیگران را مقصر میدانستم.
دیدهبان آقای منصوری روز جمعه حرف قشنگی زدند؛ گفتند: هیچ چیز در دنیا صد نیست. گاهی باید بپذیریم که برخی امور نیمهتمام ماندهاند و اجازه دهیم دیگران هم اشتباه کنند و مسئولیتِ کارهای خود را بپذیرند. من خیلی وقتها به این دلیل تمام مسئولیت دیگران را به دوش میکشم که میخواهم همهچیز دقیقاً طبق خواسته من پیش برود و میخواهم بگویم «من همهچیز را بلدم و از پس همه چیز برمیآیم»؛ اما واقعیت این است که باید اجازه داد دیگران هم اشتباه کنند و تاوان اشتباهاتشان را پس بدهند. مگر من بیعیب هستم؟ من هنوز هم اشتباه میکنم و از اشتباهاتم درس میگیرم تا قویتر شوم.
برخی هم مدام میگویند: «ما شانس نداریم»؛ در حالی که باید کلماتمان را عوض کنیم. وقتی مدام میگوییم «من خوششانس نیستم» یا «من بدبخت هستم»، باید بدانیم که تمام سخنانی که بر زبان میآوریم، انرژی و موج دارند، به کائنات میرسند و به خودمان بازمیگردند. اگر مدام بگوییم شانس نداریم، واقعاً همینطور خواهد شد؛ اما من میتوانم روی تفکر و تلاش خودم حساب کنم. زمانی که روی تفکر و تلاش خود متمرکز شوم و برای مسائلی که ایجاد کردهام راه حل پیدا کنم، به یک انسان «زنده» تبدیل میشوم.
در کنگره از مثلث «احیا، القا و تحرک» صحبت میکنیم؛ زمانی که من تحرک داشته باشم، یعنی موجود زندهای هستم. وقتی حرکت نمیکنم، دچار ناامیدی میشوم و میوه ناامیدی، «سکون» است و سکون یعنی سقوط. اما وقتی حرکت میکنم، زنده هستم و وقتی زندهام، خداوند با دستهای مخفیاش، القائات مثبت را به سمت من روانه میکند.
من بسیار صحبت کردم و وقت تمام است؛ اما میدانم که برای حل مسائل زندگیام، من فقط و فقط نقش اول را در زندگی خودم دارم. همانطور که آقای مهندس فرمودند: «هیچکس پشت سر تو نیست، جز ناخنِ انگشت خودت».
تقدیر از مسئول آبدارخانه دوره قبل و معرفی مسئول آبدارخانه دوره جدید

تقدیر از مسئول حضور و غیاب دوره قبل و معرفی مسئول حضور و غیاب دوره جدید


مرزبانان کشیک: همسفر افسانه و مسافر مجید
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر افسانه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
37