English Version
This Site Is Available In English

قلمِ سرنوشت دست خود ما است

قلمِ سرنوشت دست خود ما است

سلام دوستان محبوبه هستم همسفر

ما در سه وادی اول یاد گرفتیم که چگونه تفکر کنیم، چگونه ناامید نشویم و چگونه مسئولیت کارهایمان را بپذیریم. حالا در وادی چهارم، با یک سد بزرگ روبه‌رو می‌شویم؛ خداوندا لطفاً تو برای من درستش کن! خیلی وقت‌ها ما در زمان مصرف یا حتی در مشکلات زندگی، یک تسبیح دستمان می‌گرفتیم و فقط دعا می‌کردیم که مشکل حل شود. در واقع توپِ مسئولیت زندگی‌مان را توی زمین خداوند می‌انداختیم. این وادی به من می‌گوید: خداوند کارش را بلد است، تو کار خودت را انجام بده! خداوند به انسان اختیار داده است؛ یعنی قلمِ سرنوشت دست خودِ ما است. اگر من بنشینم و فقط بگویم خدایا کمکم کن؛ اما در مسیر درمان (روش DST) حرکت نکنم یا جهان‌بینی‌ام را تغییر ندهم، طبیعتاً اتفاقی نمی‌افتد. در وادی چهارم یاد می‌گیریم که خداوند همکار ما است نه کارگر ما.

اگر من مسئولیت اشتباهات، ترس‌ها و حرکت‌هایم را بپذیرم، آن‌وقت دست یاری خداوند هم از طریق راهنما، آموزش‌ها و کنگره به سمتِ من دراز می‌شود. وادی چهارم برای من فقط یک جمله نیست؛ یک تذکر مهم و یک بیدار شدن دوباره‌ است. این وادی به من یاد می‌دهد که در مسائل حیاتی زندگی، نباید مسئولیت همه‌چيز را از دوشِ خودم بردارم و فقط به خداوند واگذار کنم، بدون این‌که خودم حرکتی کنم؛ یعنی نباید بنشینم و فقط بگویم: خدایا تو درستش کن، در حالی‌که خودم هیچ قدمی برنمی‌دارم. من این وادی را این‌طور می‌فهمم که خداوند همیشه حاضر است، همیشه مهربان است و همیشه کمک می‌کند‌‌؛ اما مسیر را من باید بروم. خداوند به من عقل، اختیار، راهنما و ابزار داده است؛ ولی انتخاب با من است که در مسیر درست حرکت کنم یا خیر. خیلی وقت‌ها ما آدم‌ها وقتی در سختی می‌افتیم دوست داریم همه‌چيز را به دست تقدیر بسپاریم و خودمان را کنار بکشیم.

این وادی انگار آرام و مهربان به ما می‌گوید: بیدار شو، مسئولیت زندگیت را بپذیر، تو هم سهمی در ساختن آینده‌ات داری. برای من پذیرش مسئولیت همیشه سخت بوده است؛ چون راحت‌تر این است که بگویم مقصر این و آن هستند. اما وقتی کم‌کم فهمیدم که مسئولیت داشتن؛ یعنی رشد کردن، تازه آرامش را بهتر شناختم؛ چون دیگر منتظر نمی‌مانم که کسی همه‌چيز را برایم درست کند، بلکه یاد می‌گیرم سهم خودم را انجام بدهم و بعد با توکل به خداوند ادامه مسیر را طی کنم. در پایان، از اعماق وجودم خدا را شکر می‌کنم که مسیر کنگره را در زندگی من قرار داد؛ مسیری که باعث شد دوباره خودم و زندگی‌ام را پیدا کنم. از آقای مهندس دژاکام که با آموزش‌های ناب این بستر را برای ما فراهم کردند سپاسگزارم و همچنین دستِ تک‌تک راهنمایانِ بزرگوار و عزیزم را می‌بوسم که چراغِ راهِ من بوده‌اند و هستند.

نویسنده: مرزبان همسفر محبوبه
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .