English Version
This Site Is Available In English

آموختیم که مسئولیت و مشکلات خودمان را بپذیریم

آموختیم که مسئولیت و مشکلات خودمان را بپذیریم

سلام دوستان زری هستم همسفر

وادی چهارم با موضوع «در مسائل حیاتی به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» است. ما ۱۴ وادی داریم برای رسیدن به خود. وادی اول ابتدا تفکر کردن را به ما یاد می‌دهد. وادی دوم می‌گوید که ما جهت بیهودگی نیستیم. وادی سوم می‌گوید هیچ‌کس به اندازه خود ما به خودمان فکر نمی‌کند. و در وادی چهارم می‌گوید که مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن است. طبق این وادی ما نباید یک گریزگاه پیدا کنیم، چون انسان مثل یک آهو است و دائماً به دنبال یک گریزگاه می‌گردد. انسان‌ها همیشه به دنبال مقصر هستند. وقتی ما انسان‌ها به مشکلی برخورد می‌کنیم، همه را مقصر می‌دانیم به جز خودمان.

مسافر من در زمان مصرف همه را مقصر می‌دانست و می‌گفت که اگر من مصرف‌کننده شدم به خاطر اطرافیانی است که در کنارم بودند و مواد مصرف می‌کردند، و من هم مصرف‌کننده شدم. البته این مربوط به گذشته بود و هیچ آموزشی از خودش و نفس خودش نداشت. ولی با آموزش‌های کنگره و در وادی چهارم آموختیم که مسئولیت و مشکلات خودمان را بپذیریم. انسان تا زمانی که خود را نشناسد و مسئولیت، جایگاه خود و قدرت مطلق را نشناسد، همیشه از مسئولیت خود سلب مسئولیت می‌کند. برای اینکه انسان را بشناسیم باید اول سفری به درون خودمان داشته باشیم. چون اگر خودمان را بشناسیم، بدون تردید نیروی خودمان را هم می‌شناسیم و به همان میزان تغییرات بزرگی در جهت مثبت در زندگی ما ایجاد می‌شود.

اگر نفس خود را بشناسیم و بدانیم در چه مرحله‌ای هست، به تکامل آن می‌پردازیم که شامل نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه است. برای اینکه خواسته‌های معقول و نامعقول خودم را تشخیص بدهم نیاز به دانایی دارم. وقتی به مرحله دانایی رسیدم، از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمی‌کنم و سعی و کوشش می‌کنم تا به اهداف خود برسم و آن‌ها را به مرحله انجام برسانم. در این مسیر قدرت مطلق و نیروها ما را یاری و هدایت خواهند نمود. به سخن دیگر فرض می‌کنیم سیم ما به قدرت مطلق وصل است و برای حفظ اتصال خود به قدرت مطلق باید به طرف مبدأ سیم حرکت کنیم و بدانیم که قدرت مطلق از رگ گردن هم به ما نزدیک‌تر است.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر

ما در کنگره با وادی‌ها آشنا شدیم و یاد گرفتیم برای انجام هر کاری، ابتدا باید به‌خوبی تفکر کنیم تا کمتر دچار اشتباه شویم. در وادی دوم آموختیم که همواره امیدوار باشیم و به سعی و تلاش ادامه دهیم تا به هدف برسیم. وادی سوم به ما یاد داد که هیچ‌کس در این جهان به‌اندازه خودمان به ما اهمیت نمی‌دهد و به فکر ما نیست. در وادی چهارم باید یاد بگیریم که خداوند مسئول زندگی ما نیست که بخواهیم تمام بار زندگی و مشکلاتمان را به او واگذار کنیم و توقع داشته باشیم یکی‌یکی مشکلات زندگی‌مان را حل کند و با خود فکر کنیم که چقدر انسان معتقدی هستیم که همه چیز را به خدا واگذار کرده‌ایم.

خداوند به‌عنوان خالق، همواره در کنار مخلوقات خود هست و برای رشد و پیشرفت آن‌ها و برای حل مشکلات به ما کمک می‌کند؛ ولی کمک خداوند زمانی به ما می‌رسد که تلاش را شروع کنیم و در مسیر درست قدم نهیم. اینکه توقع داشته باشیم بار زندگی خود را به دوش خداوند یا بقیه اطرافیانمان بگذاریم، فقط باعث می‌شود در تمام مراحل زندگی عقب بمانیم و نتوانیم پیشرفت کنیم؛ چون هر کس می‌تواند مسئولیت‌های خودش را در این جهان انجام دهد و کسی برای انسان بی‌مسئولیتی که از زیر بار وظایفش شانه خالی می‌کند، ارزش قائل نیست. برای اینکه بتوانیم مسئولیت خودمان را در این جهان درست تشخیص دهیم، باید در مورد انسان شناخت کافی به دست آوریم.

صور ظاهری که با چشم قابل‌مشاهده است و اکثر افراد آن‌ها را می‌شناسند، شامل تمام اعضای بدن از جمله دست، پا، چشم، قلب، کلیه و یا حواس پنج‌گانه است که با آن‌ها آشنا هستیم و آن‌ها را تجربه کرده‌ایم؛ ولی صور پنهان را کمتر می‌شناسیم؛ مثل نفس، روح، آرشیو، حس‌های خارج از جسم و... . نفس در انسان دارای سه مرتبه است: نفس اماره که همواره ما را به طرف کارهای ضدارزشی سوق می‌دهد؛ نفس لوامه که وقتی کار اشتباهی انجام می‌دهیم، ما را سرزنش می‌کند تا از راه اشتباه برگردیم و در تاریکی فرو نرویم؛ و در آخر هم نفس مطمئنه. در این مرتبه از نفس که انسان‌های اندکی به آن می‌رسند، انسان دچار اشتباه نمی‌شود و در صراط مستقیم حرکت می‌کند و در پایان راه، به هدف خلقت که رسیدن به قدرت مطلق و شناخت اوست، دست پیدا می‌کند.

سلام دوستان زهره هستم همسفر

از وادی‌های قبل یاد گرفتم که باید برای انجام هر کاری تفکر کنم، ناامید نباشم و مسئولیت کارها و مشکلات خودم را به گردن دیگران نیندازم. وادی چهارم نیز می‌گوید: مسئولیت کارها و مشکلاتم را نمی‌توانم به خداوند واگذار کنم.

من به عنوان یک همسفر می‌دانم که تقدیر برای همه ما وجود دارد؛ اما اعمال و رفتار من است که در این تقدیر نقش دارد. یعنی عملکرد من به عنوان یک همسفر، همسر یا مادر در تقدیرم مؤثر است و این‌گونه نیست که بگویم خداوند انسان‌ها را دسته‌بندی کرده است، چون این عملکرد من است که تعیین می‌کند در زندگی چه راهی را بروم و در چه جایگاهی قرار بگیرم. وقتی با مشکلی روبرو می‌شوم، نباید تمام مسئولیت را به خداوند بدهم و خودم وقتم را بیهوده صرف کارهای دیگر کنم و اگر مشکلم حل نشد، بگویم خدا نخواسته است. فرق ما انسان‌ها با تمامی موجودات این است که خداوند فقط به ما انسان‌ها قدرت اختیار داده است؛ بنابراین خداوند نمی‌تواند در حل مشکلات من نقشی داشته باشد، بلکه من با توجه به اختیاری که داشته‌ام، تعیین‌کننده بودم که چه راه و روشی را در زندگی در پیش بگیرم.

این مشکلی که هم‌اکنون برایم پیش آمده، همان تقدیری است که من با دست خودم برای خود رقم زده‌ام. درست است که این تقدیر من است، ولی می‌توانم با قرار گرفتن در مسیر ارزش‌ها، تقدیرم را تغییر دهم. اگر بخواهم سیستم کائنات و سیستم خداوند را در نظر بگیرم، این مسئله مانند سیستم کنگره است که آقای مهندس بر همه رهجوها نظارت دارند. آقای مهندس سیستمی را طراحی کردند و با همه سخت‌گیری‌هایی که در کنگره انجام می‌شود -مانند انتخاب کمک‌راهنمایان یا نگهبان جلسات- فکر می‌کنم سیستم خلقت نیز همین‌گونه اداره می‌شود. یعنی این‌طور نیست که خداوند مستقیماً نگاه کند و بگوید: «خب، تو بیشتر گریه و راز و نیاز کردی، مشکلت را حل می‌کنم.» سیستمی طراحی شده که کار خود را به درستی انجام می‌دهد.

این سیستم به گونه‌ای طراحی شده است که اگر من به طرف ارزش‌ها بروم، خداوند هم به من کمک می‌کند و القای افکار به من صورت می‌گیرد. این سیستم، پیر و جوان یا گدا و ثروتمند نمی‌شناسد؛ نزدیک‌ترین انسان‌ها به خداوند، پاک‌ترین آن‌ها هستند. این سیستمی است که به‌طور اتوماتیک طراحی شده است. آقای مهندس می‌فرمایند: «هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی.» باید بدانم که سیستم خلقت بر اساس الگوها برنامه‌ریزی شده و هیچ‌چیز بر اساس شانس و تصادف نیست. وادی چهارم می‌گوید: مسئولیت دادن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. مسئولیت یعنی مسئول بودن و من باید خودم در برابر کاری که می‌خواهم انجام دهم، پاسخگو باشم.

وادی چهارم، وادی خودشناسی است؛ اینکه من خودم را بشناسم و بدانم که انسانی هستم با قدرت اختیار. زمانی که وارد کنگره شدم، با روی باز مرا پذیرفتند و از من حمایت کردند تا اینکه وارد لژیون شدم. در لژیون، یک‌سری وظایف و مسئولیت‌ها بر عهده منِ رهجو است که اگر این مسئولیت‌ها را قبول نکنم، سی‌دی ننویسم، در جلسات مشارکت نکنم و خیلی از کارهایی که راهنمایم به عهده من می‌گذارد را انجام ندهم و فرمان‌بردار نباشم، این یعنی شانه خالی کردن از مسئولیت‌ها؛ یعنی به خودشناسی نرسیدن و به حال خوش و آرامش دست نیافتن. این مسئله مثل یک چرخه است که اگر من از همان اول فرمان‌بردار باشم و مسئولیتی که به من واگذار شده را بپذیرم، قطعاً تغییر خواهم کرد.

 

 رابط خبری: همسفرزهرا رهجوی راهنما همسفر طیبه(لژیون سوم)
ارسال: همسفر هدی رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم) دبیرسایت

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .