وادی به مسیرهایی گفته میشود که دارای آبادی است، وادیها مثل پلها و چراغ راه ما انسانها در زندگی هستند. ما در کنگره۶۰ چهارده وادی را میآموزیم که اگر این چهارده وادی را در زندگی کاربردی کنیم در برخورد با مشکلات و مسائل دچار آسیب نشده و با آموزشی که دیدهایم بهآسانی از آن بحران عبور خواهیم کرد. اگر درست آموزش دیده باشیم، تمام خصوصیات و افکار و اندیشه ما تغییر کرده و تبدیل به انسان دیگری خواهیم شد.
در وادی اول آموختیم که قبل از انجام کار و حرکت تفکر کنیم؛ چون با تفکر ساختارها بهوجود میآید، وادی دوم به ما میگوید هیچکدام از موجوداتی که در هستی وجود دارند به جهت بیهودگی پا به هستی و حیات نگذاشتهاند. خداوند از خلقت تکتک موجودات جهان هدفی داشته است، حتی خلقت کرمخاکی هم براساس حکمت و هدفی بوده است. وادی سوم به ما یادآور میشود که بیشتر از همه باید به فکر خودمان بوده و روی تفکرات خود کار کرده و برای خویشتنخویش ارزش قائل شویم و مسئولیت کارهای خودمان را بهدست بگیریم.
وادی چهارم هم میگوید در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویش است. در این وادی ما سعی میکنیم، مسائل حیاتی خودمان، جایگاه و مسئولیت خداوند و خودمان را تا حد امکان مشخص کنیم. معنی این وادی این نیست که ما خدا را قبول نداریم، توکل نکنیم، دعا نکنیم، معنی این جمله این است، که مرز بین ما و خدا مشخص شود. خداوند انسان را آفرید و مسئولیت او را پذیرفت و به او امکانات داد. خداوند بهما اختیار داده تا خودمان راه یا چاه را انتخاب کنیم.
بعضی مسئولیتها بهعهده خود ماست و وقتی افتادی نباید بگویی خداوند مرا انداخت، بلکه خودت باعث افتادن خودت شدی خود مسبب مشکلاتیم و خودمان باید حل کنیم. از خداوند انتظار فراتر از مسئولیت او نداشته باشیم، چرا که خداوند غول چراغ جادو نیست باید بدانیم خدا را برای چه میخواهیم، آیا فقط برای اینکه مشکلاتمان را حل کند؟ این؛ یعنی عدم شناخت ما. برای رسیدن به خارج از جسم باید فرایزدی یا نیروی الهی باشد، تزکیه را از خود شروع کنیم، چرا که تزکیه تعیینکننده است و با تزکیه انسان میتواند به مراحل بالا دست یابد.
تزکیه یعنی از ضدارزشها خودش را پاک کند مثل آبی که کثیف است و فقط با تصفیه پاک و زلال میشود، نه با دعا و چیزهای دیگر. شناخت صور پنهان انسان بسیار مهم است، انسان باید بشناسد که روح، نفس، عقل و حس چیست و چگونه کار میکنند، قبل از تولد کجا بوده و بعد از تولد به کجا میرود، انسان یک فکر، یک موج یا یک توده بخار است، جسمیت دارد یا ندارد، اگر دارد به چه شکل است، اگر توده گاز، بخار یا انرژی است به چه شکل است و اگر اینجا معتاد است، آیا آنجا هم معتاد خواهد بود؟
اگر خوب نگاه کنید، میبینید که مسائل زیادی است که ما در مقابل آنها اطلاعاتی نداریم و گنگ هستیم، پس همهی اینها برای شناخت خویش است و تا اینها را نشناسیم، نمیتوانیم حتی یک ذره به ذات پروردگار نزدیک شویم. لازم است بدانیم كه هروقت قدرتمطلق را صدا بزنيم، ما را ياري و هدايت خواهد نمود، مشروط به اينكه ما نيز در جهت خواست منطقی و عقلانی خود قدم برداريم. فرض كنيم سيم ما به قدرتمطلق وصل است؛ پس بهتر است كه براي حفظ اتصال خود با قدرتمطلق به طرف مبداء سيم حركت كنيم و اگر در جهت خلاف مبداء حركت كنيم، سيم و یا ارتباط ما با او قطع خواهد شد.
خداوند ما را به پایینترین نقطهٔ حیات فرستاده است تا انسان خودش را از پایینترین نقطه به بالاترین نقطه برساند و مسئولیت زندگیاش را بپذیرد تا بهفرمان عقل نزدیک شود؛ فرمان عقل یعنی "شو شود"، یعنی اگر ما دستور انجام کاری را میدهیم، آن کار را انجام دهیم. وقتی انسان وارد بعد دیگری شود در آنجا خواهد دانست که فرمان عقل تا چه اندازه مهم است. وقتی انسان بهفرمان عقل برسد، با تفکر خود همهچیز را میسازد. اگر انسان نیکوکار باشد، در بهشت، هرچه بخواهد و به آن فکر کند، برایش مهیا میشود که این، همان فرمان عقل است.
منابع: سیدی وادی چهارم بخش ۱، ۲، ۳
کتاب ۱۴ وادی برای رسیدن به خود
نویسنده: راهنما همسفر معصومه
رابطخبری: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
25