قبل از ورود به کنگره، حصاری از ترسها، خشمها و کینه و در کل ضد ارزشها دور خود کشیده بودم و با آنها زندگی میکردم؛ یعنی به آنها عادت کرده بودم و جزئی از روزمرگی من شده بودند؛ هر از چند گاهی هم به زمین و زمان ناسزا میگفتم و دوباره در لاک خود یعنی در همان محیط امنی که توسط این ضد ارزشها ساخته بودم، فرو میرفتم و با خودم میگفتم پس کی قرار است بمیرم؟ چرا زندگیام تغییر نمیکند؟ چرا، چرا، چرا و با این گفتگوهای درونیام خودم را تخلیه میکردم و گاهی هم توجیه میکردم تا در ناامیدی و ترس بیشتری فرو بروم.
نسبت به همه انسانها، نسبت به خدا، گارد داشتم؛ البته گهگداری هم با خدا آشتی میکردم و دست به دعا میشدم؛ ولی غافل از اینکه گنج، درون خودم است و باید گنج درون خودم را پیدا کنم، غافل از یک حرکت درست و نمیدانستم چه کاری باید انجام بدهم تا از این حال خراب خلاص شوم تا اینکه به فرمان خداوند و در اوج ناامیدی به بهشت زمینی کنگره آمدم. در کنگره مرا در آغوش کشیدند، آرام شدم، ناامید بودم و امیدوار شدم، به من گفتند تو فقط ادامه بده و بیا، زمان و آموزشها حال خراب تو را خوب خواهد کرد؛ فرمانبردار شدم و ادامه دادم.
در کنگره۶۰ یاد گرفتم که همه ناملایماتی که در زندگی من وجود دارد دلیل آن ناآرامی درون من است. به من پندار، گفتار و کردار نیک را یاد دادند، به من یاد دادند در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، به من یاد دادند که هیچ کس جز خود من نمیتواند به فکر خودم باشد، یاد گرفتم که دیدگاهم را نسبت به زندگی و مشکلات تغییر بدهم و هر چه بیشتر آموزشهای راهنمایم را گوش میکردم و آنها را کاربردی میکردم، حالم بهتر میشد و نتیجه میگرفتم، روز به روز آموزشها بیشتر در عمق جانم مینشستم؛ چون خواستم، چون ماندم، چون فرمانبرداری کردم و نتیجه را دیدم.
من یاد گرفتم که شکرگزار باشم. راهنمایم آموزش داده است که شکرگزار داشتههایم باشم و از خودم انتظار داشته باشم و تمرکزم روی تغییر دادن خودم باشد نه دیگران و از خداوند برای آقای مهندس سلامتی و طول عمر خواستارم که ایشان و آموزشهای نابشان در زندگی من نعمت بزرگی هستند و شکرگزار وجودشان هستم. شکرگزار حضورم در کنگره هستم و از این فرصت نهایت استفاده را میکنم و با تمام توانم در مسیر کنگره تلاش میکنم و فرمانبرداری میکنم تا نتیجه خوبی بگیرم. شکرگزار وجود راهنمای عزیزم هستم که وجودشان و محبتشان نعمت بسیار بزرگ و ارزشمندی در زندگیام است و هروقت که ناامید میشوم راهنمایم امید را به من برمیگرداند و انگیزه و قوت قلب میدهد. خدایا شکر که من را به محیط امن کنگره هدایتم کردی.
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر راحله (لژیون یازدهم)
رابط خبری: راهنما همسفر راحله (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر نرگس راهنمای نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر مسعود کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
123