جلسه دوازدهم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ارگ کرمان به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر سمانه و دبیری همسفر محبوبه با دستورجلسه «کتابِ عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز دوشنبه ۲۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافتهایم و به جهت فرمان، نوری باشیم که خداوند میخواهد.
خداوند را شاکرم که یکبار دیگر توفیق یافتم در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم. از جناب مهندس دژاکام سپاسگزارم که این بستر را فراهم نمودند تا منِ همسفر به حال خوش برسم. همچنین از نگهبان، دبیر، ایجنت محترم و مرزبانان گرامی که بیمنت خدمت میکنند، تشکر میکنم. قدردان راهنمای عزیز خودم و راهنمای مسافرم که با آموزشهایشان به زندگی ما آرامش بخشیدند و از مسافرم که راه کنگره را برایم باز کردند، سپاسگزارم. حضور تکتک شما عزیزان در کنگره را ارج مینهم.
دستور جلسه: «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» است. در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، تفاوت بنیادین میان «درمان» و «ترک» برای ما روشن میشود. این کتاب، شرحِ تجربه واقعیِ زمان مصرفِ آقای مهندس است که با زبانی ساده و صادقانه بیان شده است. در این کتاب، ۱۴ تصویر وجود دارد که مشکلات و حالات یک مصرفکننده را به صورت تمثیل و استعاره به تصویر میکشد. وقتی این کتاب را مطالعه میکنم، گویی رُمانی پُرکِشش میخوانم؛ با این تفاوت که تمام مطالب و قوانینی که در آن نوشته شده، حقیقت محض است و کاملاً با عقل و منطق جور در میآید. شجاعت و دلیری آقای مهندس زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم ایشان این کتاب را در دورانی نوشتند که اعتیاد نه به عنوان یک بیماری، بلکه به عنوان یک جرم شناخته میشد. حقیقتاً اگر ایشان از آن سرمای ۶۰ درجه زیر صفر عبور نمیکردند، امروز ما به گرمایِ این زندگی و آرامش نمیرسیدیم.
در یکی از تصاویر کتاب، به زیبایی میبینیم که چگونه یک مصرفکننده با آموزش گرفتن و قرار گرفتن در مسیر متد DST، تغییر میکند؛ او به کمک خداوند و آموزشهای ناب کنگره، از آن منطقه فوقِ سرد عبور کرده و به تزکیه و پالایش میرسد. در نهایت میبینیم که آن فرد، دیگر ترس و خجالت ندارد، خود را آزاد میبیند و با سر خوشی، بر روی همان برفها که زمانی مانع حرکتش بودند اسکی میکند. کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» اولین کتاب جناب مهندس است. از نظر من، یک فرد مصرفکننده حتی اگر بالاترین سطح سواد را هم داشته باشد با مصرف مواد، تمام احساس، انگیزه، هدف و امید خود را زیر خاکستری که مصرف میکند پنهان میکند؛ اما از آنجایی که خداوند جناب مهندس را برگزید تا بهواسطه علم ایشان زندگیها نجات یابد، ذهنِ آقای مهندس خاموش نشد. در این کتاب متوجه میشویم که مرگ پایان زندگی نیست.
کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» تنها روشِ درمان اعتیاد را به ما آموزش نمیدهد؛ بلکه به روح و روان انسان نیز اهمیت میدهد. مسافرم قبل از مصرف، خیلی بدخُلق بود؛ اما وقتی مصرفکننده شد، خیلی مهربان شد و کاری به کار من نداشت. من هم بدَم نمیآمد که مصرفکننده باشد. چند باری هم از ترک حرف میزد؛ در ظاهر میگفتم «آره، ترک کن»؛ اما در باطن واقعاً میترسیدم که دوباره همان آدمِ قبل شود. اما وقتی دوره درمان مسافرم تمام شد، دیدم که کاملاً عوض شده است و من تازه مزه زندگی را چشیدم. مهندس پس از گذشت یازده ماه توانست اعتیاد جسمی خود را درمان کنند و در همین زمان متد DST را کشف کردند. آقای مهندس متد DST را در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» شرح دادهاند.
کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» تا به امروز بیش از دهها بار به چاپ رسیده است. پس از چاپ این کتاب، تصمیم گرفتند یک سازمان مردم نهاد ایجاد کنند و آن را کنگره بنامند. عدد ۶٠ برگرفته از عنوان کتاب است. آقای مهندس بر این باور بود که این مسیر روزی فراتر از مرزهای کشور گسترش خواهد یافت؛ به همین دلیل نام کنگره را انتخاب کرد، زیرا همه افراد از هر ملیتی میتوانند در آن حضور داشته باشند. آقای مهندس در این کتاب خود را نگهبان معرفی میکند. تصویر غسل در صحرا برای من بسیار پرمعنا و زیبا بود؛ اینکه در کویر ناگهان باران ببارد و آدم را پاک کند، سیاهیها و ناپاکیها را بشوید؛ حتی شنها هم آن آلودگی را نمیپذیرند. با اینکه صحرا تشنه است، آن آب آلوده را نمیخواهد. افراد سفیدپوش، افرادی مانند آقای مهندس هستند که به مسافران کمک میکنند و این تصویر برای من بسیار زیبا و تأثیرگذار بود.
کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» خود یک نقشه گنج است؛ باید سختیها را تحمل کنیم، از پستیها و بلندیها و پرتگاهها عبور کنیم تا به گنج برسیم و رسیدن به گنج نیازمند رنج است. خداوند خیر دنیا و آخرت را نصیب آقای مهندس کند. اگر روش و راه احیاء کنگره نبود، معلوم نبود من امروز کجا و در چه شرایطی زندگی میکردم. با تمام وجودم از خداوند برای ایشان طول عمر، سلامتی و تندرستی خواستارم. این مسیر به من یاد داد که نه تنها همسری قوی و همراه برای مسافرم باشم؛ بلکه مادری خوب برای فرزندانم و انسانی باارزش برای خودم نیز باشم.

مرزبانان کشیک: همسفر محبوبه، مسافر یاسر
تایپیست: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
144