پنجمین جلسه از دور ششم جلسات لژیون سردار نمایندگی ایمان به استادی راهنما مسافر حسن، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر علی و خزانه داری مسافر علیرضا با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن" در تاریخ 25 خرداد ماه 1405 ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
در مورد کتاب "۶۰ درجه و تصاویر آن" میتوان گفت که این کتاب در سال ۷۵ و در ماه رمضان، به آقای مهندس الهام شد و بهصورت اتفاقی شروع به نگارش آن کردند. ایشان در طول یک سال سفر، مجموعهای از نوشتهها را جمعآوری کردند و با بهرهگیری از اساتیدی که داشتند، این کتاب را به رشته تحریر درآوردند. این کتاب در واقع راه و روش درمان اعتیاد به روش DST را بیان میکند و شامل ۱۴ تصویر است که این تصاویر برای بچههای سفر اول بسیار مفید هستند. زمانی که افراد بتوانند با این کتاب ارتباط برقرار کنند، میتوانند متوجه شوند که در کجای سفر قرار دارند.

من خودم روزی که وارد کنگره شدم، تصور میکردم این تصاویر فقط چند نقاشی ساده هستند که حتی یک کودک هم میتواند آنها را بکشد؛ اما به مرور زمان متوجه شدم که هر تصویر مفهوم عمیقی دارد. هر زمان که در سفر باشید، با نگاه کردن به این تصاویر میتوانید جایگاه خود را در مسیر درمان پیدا کنید. نکته جالب این است که با پایان سفر اول و ورود به سفر دوم، این کتاب همچنان زنده و کاربردی باقی میماند. در هر مرحلهای از سفر دوم که باشید، اگر جایی گیر کنید، مانند دیوان حافظ میتوانید پیامی از آن دریافت کنید؛ پیامی که به حل مسئله شما کمک میکند. یکی از تصاویر پشت کتاب، تصویری از کویر، دریا و نام الله است.
به نظر من این تصویر میخواهد بگوید که انسان در یک لحظه میتواند به اعماق جهنم سقوط کند یا برعکس، مسیر بهشت را انتخاب کند. این همان مسیری است که آقای مهندس در درمان و سپس در سفر دوم و خدمت برای ما ترسیم کردهاند. در سفر دوم انسان بهخوبی متوجه میشود که چگونه میتوان از کویر و جهنم به بهشت رسید؛ زمانی که اختیار زندگی خود را در دست بگیرد. من خودم زمانی که مواد مخدر مصرف میکردم، یک انسان دو قطبی بودم؛ وقتی نشئه بودم با همه خوب بودم و به همه محبت میکردم، اما وقتی مواد از بدنم خارج میشد، کاملاً تغییر میکردم. با ورود به کنگره یاد گرفتیم چگونه زندگی کنیم و چگونه از اختیار و قدرت انتخابی که خداوند به ما داده است، بهترین استفاده را ببریم. زمانی که درمان شدم، متوجه شدم در طول ۱۱ ماه سفر، انسانهایی بودند که به من کمک کردند، بنابراین نوبت من بود که خدمتی انجام دهم.
خدمت کردن، اگر با حس خوب همراه باشد، قطعاً انرژی مثبت به همراه دارد و در آن میتوان راه و روش درست زندگی را آموخت. اگر بخواهم این موضوع را به لژیون سردار ربط دهم، باید بگویم که آقای مهندس پس از درمان خود میتوانستند بهراحتی به دنبال کسبوکار شخصیشان بروند. خودشان بارها گفتهاند که راه و روش درآمدزایی را بهخوبی میدانند. حتی در یکی از جلسات اخیر بیان کردند که ماهانه بیش از ۵۰۰ میلیون تومان به کنگره کمک میکنند. وقتی بنیانگذار این مجموعه چنین کمکی انجام میدهد، منِ مصرفکنندهای که روزی در بدترین شرایط بودم، وظیفه دارم با جان و دل خدمت کنم و از نظر مالی نیز سهمی در ادامه این مسیر داشته باشم.
اگر این کمکها انجام نشود، پیشرفت مجموعه نیز امکانپذیر نخواهد بود، به عنوان مثال، در مشهد زمانی که جلسات در سال ۹۲ آغاز شد، تنها چهار نفر حضور داشتند؛ اما امروز این تعداد به ۲۱ شعبه قدرتمند رسیده است. یادم هست در دوران سفرم، کسانی که میخواستند سفر کنند باید در نوبت میماندند تا جای خالی ایجاد شود اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است. بسیاری از شعب مشهد از نظر عملکرد و توان مالی جزو شعب برتر کشور هستند. این موفقیت به دلیل خدمت و کمکهای مالی اعضایی است که پس از درمان، مسئولیت خود را فراموش نکردند. من زمانی که مصرفکننده بودم، بارها در محل کار اشتباه میکردم، با مشتریان درگیر میشدم و تصمیمات نادرست میگرفتم اما با آموزشهایی که در کنگره ۶۰ دریافت کردم، روش زندگی کردن را یاد گرفتم.

امروز کمتر از گذشته کار میکنم اما درآمد بیشتری دارم و این تغییر را مدیون آموزشهای کنگره هستم. تمام اتفاقات مثبتی که امروز در کنگره رخ داده، بر پایه یک پشتوانه قوی شکل گرفته است. من هم باید تلاش کنم چنین پشتوانهای برای خودم ایجاد کنم و بخشی از درآمدم را برای آینده کنگره و آیندگان اختصاص دهم. همیشه به این موضوع فکر میکنم که ممکن است روزی یکی از نزدیکان من، فرزندم یا یکی از بستگانم، به این مسیر نیاز پیدا کند بنابراین باید این مجموعه حفظ و تقویت شود. امروز نیز بسیار خوشحالکننده بود که اعضا، با وجود شرایط سخت اقتصادی و کسادی بازار، به تعهدات مالی خود عمل کردند. این نشان میدهد که به درستی این مسیر ایمان دارند و نتایج آن را بهصورت عملی دیدهاند؛ همان مسیری که در تصویر پشت کتاب، از کویر به دریا و از تاریکی به روشنایی ترسیم شده است.

من بسیار خوشحالم که در شعبه ایمان حضور دارم. از ایجنت، مرزبانان و همه خدمتگزارانی که در آنجا خدمت میکنند تشکر میکنم. حقیقت این است که من خودم به شخصه کار خاصی انجام ندادهام و هرچه هست از آموزشها و محبتهای این مجموعه است.
و در آخر امیدوارم بتوانیم در مکان جدید، شعبهای قوی و تأثیرگذار داشته باشیم.
تایپ : مسافر مهدی
ویرایش و ارسال: مسافر امیر
عکاس خبری : مسافر امیر
گروه سایت نمایندگی ایمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
205