English Version
This Site Is Available In English

کتاب ۶۰ درجه بهترین منبع آموزشی در کنکره است

کتاب ۶۰ درجه بهترین منبع آموزشی در کنکره است

اولین جلسه از دور پنجاه و چهار کارگاه‌های صبحگاهی عمومی کنکره ۶۰، نمایندگی پارک لاله به استادی دستیار دیده‌بان راهنمای محترم مسافر کامران، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۶:۰۰ صبح آغاز به کار کرد .

سخنان استاد :

 

سلام دوستان. کامران هستم، مسافر. پیش از هر چیز، خداقوت می‌گویم به نگهبان و دبیر دورهٔ قبل و تبریک می‌گویم به نگهبان و دبیرهای دورهٔ جدید. امیدوارم جلسات آینده را به‌خوبی برگزار کنند و اینجا، به‌واسطهٔ اینکه بیشتر مراجعه‌کنندگانش سفراولی‌ها هستند، بتوانند آن پیوند و انرژی مثبت را دریافت کنند.

خوب، ما در کنگرهٔ ۶۰ مقداری دستور جلسهٔ محدود داریم؛ ۴۸ دستور جلسه داریم که بسیاری از آن‌ها عوض می‌شوند. یکی از دستور جلساتی که تغییر نکرده و به قوّت خود باقی مانده، همین «کتاب عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» است. در سی‌دی‌های اخیرِ «جبر و اختیار»، آقای مهندس دربارهٔ پیدا کردن راه صحبت می‌کند؛ خواست انسان است، تلاش می‌کند، شاید نتیجه نگیرد، در مسیر مثبت شاید به مقصد نرسد. ولی اینجا در کنگرهٔ ۶۰، عبور برای سفراولی‌ای که تلاش می‌کند، کتاب ۶۰ درجه کاملاً مشخص است. کتاب ۶۰ درجه در واقع دست‌نوشته‌ها و خاطرات آقای مهندس است. همان‌طور که خودشان در کتاب صحبت می‌کنند، نوشتن برای این بود که ببینم چه می‌شود؛ نه می‌خواستم کتاب بنویسم، نه نویسنده شوم. قصد من یادداشت رویدادها بود و اینکه ببینم سرانجامش چه می‌شود. ایشان محققی بودند که بدون انتظارِ نتیجه‌ای خاص، تنها به ثبت رویدادها پرداختند و پس از مدتی، این نوشته‌ها به عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه تبدیل شد.

ما همگی می‌دانیم وقتی صحبت از سرما در کنگرهٔ ۶۰ می‌شود، منظور سختی‌ها را بیان می‌کند و وقتی ۶۰ درجه زیر صفر می‌شود، همه چیز یخ می‌زند؛ یعنی عبور بسیار بسیار سخت می‌شود. حالا یک سفراولی می‌خواهد از آن منطقه عبور کند با تجهیزات بسیار کم، بدون آگاهی، بدون دانش، بدون تجربه. تا بداند چه خبر است، یک لباس، یک تی‌شرت در پلاستیکی می‌گذارد و حرکت می‌کند. کتاب در واقع نقشهٔ عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه است؛ یعنی اگر این‌طور به آن نگاه کنیم، کتاب راه خروج ما نیست. گرفتاری‌ای که برای منِ انسانِ یخ‌زده به وجود آمده، شاید دید ما را متفاوت کند.

کتابی که منِ کنگره‌ای هستم، باید این کتاب را داشته باشم. یا اینکه راهنمایم گفته قبلاً جزو بسته بود؛ نمی‌دانم الآن هست یا نه، نمی‌دانم. کتاب را می‌گرفتند و لای آن را باز نمی‌کردند؛ سال تا سال خاک می‌خورد و نو می‌ماند. کتاب از همان تصویر اول روی جلد شگفتی است. اگر به تصویر اول روی کتاب نگاه کنید، هیچ‌جا نمی‌توانید پیدا کنید: قسمتی بیابان و کویر، قسمتی گل و جنگل، قسمتی کوهستان و جلویش هم دریا؛ و نام الله هم در آن بالا می‌درخشد، در حالی که هر کتابی اجازه ندارد نام الله بر روی جلد خود داشته باشد.

ما در کنگرهٔ ۶۰ منابع زیادی داریم: جزوهٔ جهان‌بینی داریم، کتاب ۱۴ مقاله را داریم، کتاب ۱۴ وادی را داریم، کتاب ادموند و هلیار را داریم، جزوهٔ شرح وظایف داریم، چند کنگره داریم در کنگرهٔ ۶۰ و یک سری جزوه‌ها داریم که شاید در دسترس عموم نباشند. به‌واسطهٔ نبودن در دسترس، بچه‌ها علاقه دارند به آن دست پیدا کنند. همان نوشته‌هایی که آقای مهندس به‌عنوان دست‌نوشته به جلسه می‌آورند و برای ما می‌خوانند، تبدیل به سی‌دی می‌شود.

کتاب عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه مهم‌ترین و کلیدی‌ترین دانش در کنگرهٔ ۶۰ است. در جزوهٔ راهنما و راهنمایی در کنگره، قسمتی هست که می‌دانید مهم‌ترین منبع ما در کنگره کتاب عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه است. از طرفی ما که اینجا نشسته‌ایم، به همین خاطر است که آقای مهندس دست‌نوشته نوشتند. تیتر «باوری در نابودی» که خانم آنی می‌آید و به آقای مهندس می‌گوید: «قسم بخور مواد مصرف نکردی!»

هرکدام که کتاب را نخوانده‌ایم، معذرت می‌خواهم؛ از کاهلی خودمان، تنبلی کرده‌ایم. اگر یک بار خواندیم، باید ده بار دیگر بخوانیم؛ اگر ده بار خواندیم، باید صد بار دیگر بخوانیم. این‌ها را نمی‌گویم که شما خوشتان بیاید، چیزی بگویم که قشنگ باشد. من بیست سال است که به کنگره می‌آیم و ده‌ها بار این کتاب را خوانده‌ام. خدا شاهد است هر بار که می‌خوانم، می‌بینم چیزی تازه در آن نوشته شده است. قدر این کتاب را بدانید.

دستور جلسات کنگرهٔ ۶۰ برای این است که من تلنگری به خودم بزنم. الآن هفتهٔ کتاب است، من باید شروع کنم کتاب بخوانم. هفتهٔ بعد هفتهٔ وادی چهارم است؛ دستور جلسه آمده، سعی می‌کنم در آن هفته کارهای مربوط به آن را انجام دهم. و درمورد تصاویر کتاب هم امیدوارم هرکدام از ما بتوانیم این حس را بگیریم و خود را در قالب یکی از این تصاویر قرار دهیم. همۀ شما را خیلی دوست دارم. به افتخار خودتان دست بزنید.

 

 

عکس و تایپ: مسافر مجتبی از نمایندگی پرستار

ویرایش و بارگزاری: مسافر مجتبی از نمایندگی پرستار

تهیه و تنظیم: مرزبان و گروه سایت نمایندگی پارک لاله

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .