آداب معاشرت درسی است که در پایهها و کتابهای درسی، آنگونه که باید، به آن پرداخته نشده است و من این درسِ ادب و اخلاق را بهطور جدی در کنگره آموختم؛ همانجا که آداب، اهمیت زیادی دارد و این موضوع را میتوان از رفتار اعضا دید و در نهایت، این رفتارها در وجود انسان اثرگذار میشود. ادب و برخورداری از این موهبت، مانند آبیاری کردن درخت است؛ هرچه بیشتر از این نعمت بهرهمند باشیم، رابطه ما با اطرافیان آسانتر، زیباتر و سرسبزتر خواهد شد. هر انسانی آیینهای از تجربه برای زندگی دیگران است و هرچه فرد متعادلتر باشد، این آیینه شفافتر، رساتر و تأثیرگذارتر خواهد بود و به نوعی راه را برای دیگران هموارتر میکند. گذاشتن ادب و احترام به دیگران، نوعی احترام گذاشتن به خود انسان نیز هست؛ چرا که فروتنی و مروارید نهفته در وجود او را آشکار میسازد.
بزرگواری نیز به سن و عدد نیست، بلکه به نوع برخوردی است که ما با دیگران داریم. همین برخورد درست، راهی از یک قلب به قلبهای دیگر باز میکند و باعث کاشته شدن بذر محبت و عشق میشود؛ بذری که حتی آیندگان نیز میتوانند از سایه آن بهرهمند شوند، به شرط آنکه این صفات را نسل به نسل گسترش دهیم. دانستن آداب معاشرت در برخورد با دیگران، همانند ورق زدن کتاب شخصیت و زندگی ماست که با هر رفتار، خود را نمایان میسازد. این کلمات و جملاتی که ما در تعریف از خود بیان میکنیم، نشاندهنده شخصیت واقعی ما نیستند، بلکه این تعادل و رفتاری که از خود بروز میدهیم، شخصیت ما را نشان میدهد. من باید در آداب معاشرت، ادب و تعادل، همانگونه رفتار کنم که دوست دارم دیگران با من رفتار کنند.
کردم از عقل سؤالی که مگر ایمان چیست؟
عقل بر گوش دلم گفت که ایمان، ادب است.
نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سمانه(لژیون اول)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
49