من مسافر سیگار هستم. مسافری که سفر خود را از روز ورود به درمان نیکوتین آغاز نکرد؛ بلکه سفر من از همان روزی شروع شد که به همراه مسافر من وارد کنگره۶۰ شدم. زمان ورود من به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ در بیتعادلترین شرایط روحی و روانی خود قرار داشتم بهگونهای که احساس میکردم از همه آدمها خسته و دلزده شدهام و دوست داشتم حبابی شیشهای دور خود بکشم و از همه فاصله بگیرم.
گمان میکردم به آخر خط زندگی رسیدهام و دیگر راهی برای تغییر وجود ندارد؛ اما هرچه زمان حضور من در کنگره۶۰ میگذشت، تغییرات را روزبهروز در خود مشاهده کردم. تغییراتی که شاید در ابتدا کوچک به نظر میرسیدند؛ اما برای من بسیار ارزشمند بودند. برای مثال اینکه بتوانم در کنار افرادی با دیدگاهها و رفتارهای متفاوت قرار بگیرم و آرامش خود را حفظ کنم یا اینکه یاد گرفتم زندگی را باید زندگی کرد؛ زیرا رسالت ما در جهان، حرکت، رشد و متوقف نشدن است.
این آموزشها و احساسات ارزشمند باعث شد به یکی از بزرگترین ضدارزشهای زندگی خود؛ یعنی مصرف روزانه سیگار با دیدی متفاوت نگاه کنم. احساس کردم جهانبینی که حال روح مرا بهبود بخشیده است، نباید تنها در بخش افکار و احساسات باقی بماند؛ بلکه باید جسم مرا نیز تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو دیگر نخواستم بیش از این به خودم آسیب بزنم و سفر نیکوتین برای من آغاز شد. سفری که میتوانم آن را دومین سفر مهم خود در کنگره۶۰ بنامم.
جهانبینی در این مسیر به نقطه عطف زندگی من در همه زمینهها تبدیل شد. وقتی طعم رهایی را چشیدم رهایی از مصرف سیگار، رهایی از تاریکیهای درون، رهایی از افکار مخرب و رهایی از ظلمی که سالها به شهر وجودی خود روا داشته بودم، معنای واقعی آزادی را درک کردم. امروز وقتی به رهایی مسافران کنگره۶۰ نگاه میکنم، شگفتزده میشوم که چگونه انسانی که سالها در بند اعتیاد بوده است بدون اجبار، بدون تحقیر و بدون زنجیر تنها با اجرای صحیح روش درمان، مصرف شربت OT و تقویت جهانبینی میتواند دوباره به زندگی بازگردد.
در این مسیر اعتمادبهنفس از دسترفته، احترام ازدسترفته و آرامش فراموششده بار دیگر به انسان بازمیگردد و او فرصت پیدا میکند تا زندگی را از نو بسازد. ما همیشه و تا ابد شاکر این نعمت بزرگ و روزافزون هستیم. نعمتی که به لطف تلاشهای بیوقفه آقای مهندس دژاکام این اسطوره صبر، استقامت، عشق و خدمت در اختیار ما قرار گرفته است. ایشان نهتنها راه درمان را به ما نشان دادند؛ بلکه مسیر بازگشت به خویشتن را نیز به ما آموختند.
گاهی احساس میکنم خداوند جانی دوباره به جسم و روح ما بخشیده است تا این بار آگاهتر، قدرتمندتر و مسئولانهتر زندگی کنیم تا نهتنها چراغ زندگی خود را روشن نگه داریم؛ بلکه بتوانیم نوری باشیم برای روشن کردن مسیر زندگی انسانهای دیگری که هنوز در تاریکی به دنبال راه نجات هستند. سپاسگزارم که امروز این فرصت را دارم تا به عنوان یک مسافر نیکوتین رهاشده از برکت آموزشها، عشق و خدمت در کنگره۶۰ سخن بگویم.
نویسنده و رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر الهه (نمایندگی سلمان فارسی)
ویرایش و ارسال: نگهبان سایت و راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
50