English Version
This Site Is Available In English

بی‌ادبی از بی‌تعادلی است

بی‌ادبی از بی‌تعادلی است

سلام دوستان کلثوم هستم همسفر

آقای مهندس درمورد مسئله آداب و معاشرت می‌فرمایند: درمان داغ‌ترین و تعادل‌ترین باغ درمان است. تعادل یعنی به پایداری رسیدن و این خود عدالت است. ما بایستی آداب و معاشرت و روش‌های آن را به درستی اجرا کنیم. مثلاً در غذا خوردن، بایستی غذا را در زمان مناسب، مقدار و اندازه مناسب بخوریم و در این زمينه به تعادل برسیم. کسی که آداب را به‌جا آورد باادب است و خلاف آن بی‌ادبی است. مثلاً راه رفتن آداب خود را دارد، اگر آداب راه رفتن را رعایت نکنیم، ممکن است آرتروز گردن بگیریم. انسان روی حرفی که می‌زند بایستی کنترل داشته باشد. برای مثال: حرف ناپسند به زبان نیاورد، هنگام صحبت‌ کردن دیگران سکوت کند، موقع غذاخوردن صحبت نکند. وقت شناسی از مهمترین و بزرگترین میزان ادب است. به‌طور کلی هیچ انسانی بد نیست و اگر بدی می‌کند به دانایی و آگاهی نرسیده است. همه‌ بدبختی انسان از جهل و نادانی اوست. ما بایستی دانش، آگاهی و تجربه خود را ذره‌ذره بالا ببریم، اگر توکل داشته باشيم، مقداری از رنج ما کم می‌شود. بی‌ادبی نتیجه بی‌تعادلی است. انسان‌های تک‌بعدی یا دوبعدی؛   وقتی درزندگی خود تعادل دارند به راه راست هدایت می‌شوند.


سلام دوستان شیرین هستم همسفر

بی ادبی از بی‌تعادلی به وجود می‌آید. برای رسیدن به تعادل بایستی جهان‌بینی را آموزش ببینیم و در زندگی کاربردی کنیم تا افکار ما بزرگ شود. تعادل، رمز موفقیت است؛ وقتی دانایی انسان بالا برود به تعادل‌ می‌رسد. در درمان اعتیاد باید جسم و روان باهم به درمان برسند؛ هر چه صبر ما بیشتر باشد به تعادل نزدیک‌تر می‌شویم. بی‌ادبی هم از بی‌تعادلی به وجود می‌آید. انسان کوچک‌ترین بی‌ادبی شخصيت خود را نابود می‌کند. بی‌ادبی ازجهل و نادانی انسان می‌آید، انسان مؤدب به همه چیز می‌رسد هر چه آگاهی بالا برود، ادب او هم به مراتب‌ بالا می‌رود. من قبل از این‌که وارد کنگره۶۰ شوم، شايد خیلی چیزها را رعایت نمی‌کردم؛ ولی بعد از شنیدن سخنان آقای مهندس دریافتم که من منیت داشته‌ام. خیلی مواقع به خود اجازه سلام کردن نمی‌دادم و حرمت دیگران را رعایت نمی‌کردم. شخصی که ادب  داشته باشد، نزد خداوند جایگاه بالایی دارد. مشکل امروز انسان‌ها این است که از تعادل خارج‌ می‌شوند و آرامش گذشته را ندارند. بی‌تعادلی،  فقط مخصوص یک فرد معتاد نیست. انسان سالم نیز می‌تواند بی‌تعادل باشد. انسان بایستی در تعادل باشد تا بتواند دیگران را مورد بخشش قرار دهد. تعادل چیزی بود، که من و مسافرم نداشتیم، زندگی ما از تعادل خارج شده بود. هیچ چیز سرجای خودش نبود. من در کنگره۶۰ ادب، معاشرت، مطالعه و ارتباط برقرار کردن با خانواده و جامعه را آموزش دیدم. با آموزش و جهان‌بینی درست، دانایی خود را بالا می‌بریم تا اندوخته خود را عملی کنیم. ما با درمان کامل می‌توانیم به تعادل برسیم.

رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم) دبیر سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .