ششمین جلسه از دورهی چهاردهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دلیجان، با استادی راهنمامسافر محمد، نگهبانی مسافر جمشید، و دبیری مسافر ابراهیم، با دستور جلسه:" آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی"شنبه 16 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد
از آقای محمد کاوریان، گروه مرزبانی و همه خدمتگزارانی که زحمت کشیدند و این بستر را فراهم کردند صمیمانه تشکر میکنم. این شعبه واقعاً حس خوبی دارد. یادم هست روزهای اولی که قرار بود اینجا برنامه برگزار شود، راهنماها هنوز مشغول آمادهسازی بودند و قدمبهقدم این شعبه شکل گرفت. امیدوارم همیشه پایدار و پرقدرت بماند.دستور جلسه آداب و معاشرت و تعادل و بیتعادلی است؛ موضوعی که آقای مهندس در سیدیها و آموزشها خیلی روی آن تأکید کردهاند. اگر دقت کنیم، میبینیم که در کنگره حتی سادهترین مسائل زندگی هم آموزش داده میشود؛ از نوع راه رفتن و حرف زدن گرفته تا غذا خوردن و برخورد با دیگران. یعنی همه چیز در راستای رسیدن به تعادل است و باید روی آن کار شود.
در مسیر که میآمدم فکر میکردم درباره این دستور جلسه چه بگویم. چیزی که برای خودم خیلی جالب بود این است که در بعضی جاها فرهنگ زندگی طوری شده که وقتی چیزی میخرند، بیشتر به این فکر میکنند که بعداً اگر بخواهند بفروشند چقدر سود میکنند، نه اینکه در همان لحظه از آن استفاده کنند. یعنی نگاه بیشتر به سود و نتیجهی بعدی است تا استفادهی درست از همان لحظه.در آموزشهای کنگره، مخصوصاً صحبتهای آقای مهندس، بارها به این موضوع اشاره شده که آداب و تعادل ما را به سمت تغییر میبرد. ما گاهی عادت کردهایم وقتی گفته میشود کاری انجام بدهیم، سریع بپرسیم: «این چه فایدهای برای من دارد؟» در حالی که باید ببینیم از این آموزش چه چیزی میتوانیم در زندگی خودمان استفاده کنیم.
من حدود یک سال پیش از یکی از بزرگترها سؤال کردم که این موضوع آداب و معاشرت چقدر در مسیر اهمیت دارد. جوابش خیلی کوتاه بود؛ گفت: «همه چیز همین است.» وقتی بیشتر فکر کردم دیدم واقعاً همینطور است.در نهایت تمام این آموزشها به یک نقطه میرسد و آن فرمان عقل است.برای اینکه بتوانیم از عقل استفاده کنیم، باید فکر کنیم. اگر بدون فکر حرف بزنیم یا کاری انجام بدهیم، عملاً از عقل استفاده نکردهایم. ممکن است ما سیدیهای زیادی گوش داده باشیم یا مطالب زیادی نوشته باشیم، اما اگر در لحظه نتوانیم از آنها استفاده کنیم، فایدهای ندارد.
خیلی وقتها پیش میآید که کاری انجام میدهیم و بعد یادمان میآید که مثلاً آقای مهندس در یک سیدی گفته بودند این کار درست نیست. آن موقع دیگر دیر شده است. هنر این است که از آن آموزشها در همان لحظهای که تصمیم میگیریم استفاده کنیم.نکتهی دیگری که برای خودم خیلی مهم بود، مسئله احترام است. در کنگره به ما گفته میشود به بزرگترها، راهنما، پیشکسوتان، و حتی پدر و مادر که اولین مربیان ما بودهاند احترام بگذاریم. اما این احترام باید واقعی باشد، نه فقط برای اینکه تأیید بگیریم. گاهی ممکن است بیرون خیلی قدردان و مؤدب به نظر برسیم، اما در خانه رفتار دیگری داشته باشیم. اگر این احترام از دل باشد، در همه جا یکسان خواهد بود..jpg)
در واقع باید بین نفس و عقل فاصلهای ایجاد شود؛ یعنی وقتی نفس میخواهد کاری انجام بدهد، از عقل اجازه بگیرد.از خودمان بپرسیم:
آیا الان وقت گفتن این حرف هست؟
آیا این صحبت در شأن این جمع هست؟
آیا اصلاً لازم است من الان صحبت کنم؟
وقتی این احترام به جایگاه عقل در درون انسان شکل بگیرد، کمکم انسان یاد میگیرد که بر اساس فرمان عقل حرکت کند.در این مدتی که افتخار داشتم با افراد زیادی کار کنم، تقریباً حدود شصت نفر را از نزدیک دیدهام. یک نکته برایم خیلی روشن شد: من کسی را ندیدم که بیادب باشد، پر توقع باشد و تغییر نکند و در نهایت به رهایی برسد. چنین چیزی را واقعاً ندیدم.بنابراین اگر ما میخواهیم در این مسیر به نتیجه برسیم، باید روی آداب، احترام و تعادل کار کنیم و تلاش کنیم فرمان عقل را در زندگی اجرا کنیم.باز هم از وقتی که در اختیار من گذاشتید تشکر میکنم. امیدوارم این شعبه همیشه پرقدرت و پایدار بماند. ممنون از توجه شما.
مشارکت دیده بان محترم آقای مهدی صدیقی

حتماً قول بهتون میدهم که بیشتر از این در خدمتتون باشم. خب دلایل زیادی دارد برای اینکه ما نتوانستیم زودتر در خدمتتون باشیم. جنگ شد و خب تعطیلاتی که به شعبه خورد، برنامههایی که خب عوض شد. بعد دوباره تا آمدیم روی روتین بیفتیم و بتوانیم کار خودمان را انجام بدهیم زمان برد، ولی خدا را شکر ساختار کنگره ۶۰ جوری طراحی شده که همیشه بر بالای تمام طوفانها حرکت میکند. ساختار، ساختاری نیست که بشود به این راحتی اصلاً خدشهای بهش وارد بشود. شاید یه جاهایی یک طوفانهایی است که نه، توی سرعت و حرکت کند بشود، ولی مجدداً خودش را پیدا میکند و اون کم وکاستی ها در ادامه جربان میشود.
برای کل ساختار ۶۰ و ما انسانها، تک تک توی این ساختار هستیم و باید ازش الگوبرداری بکنیم و ازش مشق بگیریم. چه کاری باید انجام بدهیم که ما هم در بالای بالای طوفان بتوانیم تک تکمان حرکت بکنیم. مشکلات برای همه هست، مسائل برای همه هست. برای یه نفر، برای دو نفر، برای کل اعضا همیشه هست و مشکلات هم رحمت است. ما توی کنگره یاد گرفتیم که هر مشکلی هر جا پیش میآید، مطمئناً یک درس عظیم توی پشتش برای تک تک ما هست.ما باید تلاشمان را بکنیم توی کنگره که این ساختار را در رشد و توسعهاش گشایش بدهیم. رشد ساختار اهمیت برای خود من ایجاد میکند. رشد ساختار وقتی که ساختار توی هر قسمتی که ماها قرار داریم رشد اتفاق میافتد، مطمئناً برای خود من لذت دارد، برای خود من امنیت میآورد، برای خود من آرامش میآورد، برای من فرد آرامش بسیار زیاد میآورد.
ما هر کدام وارد کنگره که میشویم توی ساختار قرار میگیریم دیگه، حالا هر کدام تو هر مقطعی که هستیم. وقتی که توی ساختار قرار میگیریم یک حس امنیتی میکنیم، یک آرامشی بهمان دست میدهد. که حالا هر کدام از آن سفر اول تازه وارد که وارد میشود تا من دیدهبان هیچ فرقی نمیکند. همگی توی این ساختار داریم آرامش میگیریم، توی این ساختار داریم لذت میبریم، توی این ساختار خیلی آگاهی و اطلاعات به ما داده میشود. برای اینکه این قطع نشود، برای اینکه ما این را داشته باشیم وظیفه تک تک ماهاست که توی رشدش تلاش کنیم.
ساختار کل سیستم هستی نگاه که میکنیم اصلاً کنگره از هستی گرفته شده. تمام آموزشهایش از هستی گرفته شده. تمام ساختار از هستی گرفته شده. ساختار کنگره ۶۰ جوری طراحی شده که عین هستی چیزی مفت و مجانی به کسی داده نمیشود. ما بابتش تلاش میکنیم. ما توی سیستم هستی داریم آموزش میگیریم، داریم کار میکنیم، داریم تلاش میکنیم، میبینیم که مفت و مجانی چیزی بهمان داده نمیشود. توی کنگره هم مفت و مجانی چیزی به کسی داده نمیشود.این نیست که منِ مهدی بیایم به عنوان یک فرد توی این ساختار قرار بگیرم، حالا شاید اوایل کار به من کرامات داده بشود، ولی بابت حق خدمت، بابت هر لذتی، بابت هر پیشرفتی، بابت هر آگاهی که به من داده میشود توی سیستم کنگره ۶۰ من باید یک کاری انجام بدهم. این نیست که فقط مجانی بیایم بنشینم و بروم، هیچ کاری انجام ندهم. شما از همان سفر اول که وارد میشود بهت یک سری وظایف داده میشود که آن وظایف را باید انجام بدهی. در قبال انجام آن وظایف خب نگاه که میکنیم خیلی چیزهای بیشتری تو میتوانی دریافت بکنی.
حالا این ساختار را شما باید توسعه بدهید. خیلی از انسانها هستند که باید توی این ساختار قرار بگیرند. خیلی از انسانها هستند که به این ساختار احتیاج دارند. خیلی از خانوادهها هستند که به این ساختار احتیاج دارند. باید شماها تلاش بکنید که در جهت رشد این ساختار دیگران بتوانند توی این ساختار قرار بگیرند.وقتی که من مهدی تلاش بکنم، توی جایگاه دیگری، بانی توی جایگاهی که الان به من داده شده، تمام تلاش خودم را بکنم که بتوانم توسعه بدهم این ساختار را، تو حالا قسمت خودم دارم میگویم، قسمت که راهنماهای تازه واردین هست و این را توسعهاش بدهم، مطمئناً افراد بیشتری میتوانند از این تلاش من، از این توسعه یافتن این سیستم میتوانند استفاده بکنند. این باید تک تکمان باشد. باید تلاش بکنیم ساختار را به دیگران نشان بدهیم.
ببین ما به آقای مهندس دو هفته سه هفته پیش گفتم دیگه. گفتم ما داریم تلاش میکنیم دیگه از این به بعد تمامی ادارات ما را بشناسند، تمامی مردم ما را بشناسند. الان یک چارچوب، یک دیسیپلین در طراحی میشود توسط روابط عمومی که یک سری کارها قرار است انجام بشود. این کارهایی که قرار است انجام بشود در قالب عملکرد شماها نشان داده میشود. تک تک شماها، تویی که سفر اولی تغییر کرده باشی، پوششت تغییر کرده باشد، رفتارت تغییر کرده باشد، اخلاقت تغییر کرده باشد، همه چیز در گروی این تغییر هست. توی این ساختار قرار.خیلی خب الان تو میخواهی چه کار بکنی؟ میخواهی به عنوان یک نیرو، یک نیرویی که پرورش یافته این مکتب است بروی به دیگران بگویی که من رفتم اینجا. تویی که درگیری، تویی که الان سختی داری میکشی، تویی که الان درب و داغونی داری میکشی، میتوانی بیایی مثل من توی این ساختار قرار بگیری.
من هم اینطوری بودم. میتوانی بیایی توی این ساختار قرار بگیری، از این ساختار استفاده بکنی، یک هم شناسنامهای کاری که انجام شد، من هم الگو شوم. من هم شخصی هستم که قرار گرفتم توی این سیستم و توانستم از این سیستم بهرهبرداری کنم. میخواهم برایش این را بگویم. این مشکلات را توانستم حل بکنم تا حالا.باید این را به خانوادهها بشناسانی، باید این را به افراد مصرف کننده بشناسانی، باید این را به ادارات بشناسی، باید این را به تک تک افراد توی این شهر بشناسی. آن موقع است که این ساختار رشد پیدا میکند. شما هر چیزی را توی هستی نگاه بکنید برای اینکه رشد بکند، برای اینکه بتواند دیده بشود، نگاه که بکنید اگر وارد بشوی خوب دقت بکنید آن چه تلاشی دارد.الان کنگره ۶۰ را شما نگاه کنید، این یک درخت تنومند است.
از ریشه که بنیان کنگره است این ساختار عظیم را به وجود آورده تا دیده شود. همه در تلاشند، همه برای رشد این درخت. تک تک شعبهها اگر ما بیاییم به شاخه نگاه بکنیم، این شاخهها وظیفهشان چیست؟ وظیفهشان این است که از تنه، از ریشه، از شاخههای بزرگتر بتوانند مواد اولیه را بگیرند و رشد بکنند. در جهت اینکه خودشان رشد بکنند، هر کدامشان تبدیل بشوند به یکی از آن شاخههای بزرگ. و بابتش تلاش تک تک شماها را میخواهد.
تلاش کنیم که انشاءالله بتوانیم شعبه را رشد بدهیم. امسال کار ما این است که کل کنگره را به جاهایی که هنوز کنگره را نشناختهاند معرفی کنیم. من بعضی وقتها تعجب میکنم. بعضی شهرها میروم، حتی خود تهران، میروم هنوز نمیدانند کنگره ۶۰ چیست، کنگره ۶۰ کجاست. هنوز نمیدانند.
وقتی نگاه میکنم میگویم چرا هنوز این شخص نمیداند کنگره ۶۰ چیست. خیلیها فکر میکنند کنگره ۶۰ یک کمپ است. میگویند میآیند میبرند میخوابانند و فلان میکنند. در صورتی که کنگره ۶۰ یک دانشگاه عظیم است. اگر خیلیها هنوز نمیدانند کم کاری من مهدی و تک تک شماهاست.ما باید تلاش کنیم که کنگره را بیشتر بشناسانیم. فرقی نمیکند در چه شهری هستی، در چه محلهای هستی، وظیفهات این است که این کار را انجام بدهی.
یکی از لذتبخشترین کارها در کنگره ۶۰ راهنمای تازه واردین است. میدانید چرا اینقدر لذت دارد؟ چون شخصی که میآید و تو یک ساختار را به او معرفی میکنی، آن انرژی که بین شما رد و بدل میشود فوقالعاده لذتبخش است. یعنی یک کار مثبت عظیم انجام میدهی.این فقط برای راهنمای تازه واردین نیست. شناساندن این سیستم به دیگران هم لذتبخش است. البته این کار را باید کسی انجام بدهد که آموزش کامل را گرفته باشد. نه کسی که هنوز نه رفتارش، نه اخلاقش، نه پوششش تغییر نکرده. آن شخص به ساختار ضرر میزند.
ولی کسی که واقعاً از گذرگاه اعتیاد عبور کرده، چه از مسافران باشد چه از خانوادهها، باید برود توضیح بدهد. هیچ ایرادی هم ندارد. خیلیها میترسند بگویند مصرف کننده بودهاند. این درست نیست. باید بگویی من یک زمانی اعتیاد داشتم.من یک زمانی اعتیاد داشتم. در بازار خیلیها من را میشناسند. در تهران هم خیلی از بچههای بازار من را میشناسند. وقتی میپرسند چه کار میکنی توضیح میدهم که من اینگونه بودم و الان اینگونه شدم. الان دارم لذت میبرم، دارم خدمت میکنم، دارم آموزش میگیرم. هیچ چیزی از تو کم نمیکند بلکه چیزی به تو اضافه میکند.
این تجربه شخصی من است. بروید این کار را بکنید در شهر خودتان. انشاءالله قرار است بروشور و کاتالوگی طراحی شود و به شما داده شود تا بتوانید توضیح بدهید. افراد خیلی نیاز دارند. اگر شناخت داشتند مطمئن باشید زودتر از من و شما آمده بودند کنگره.البته صحبت من بیشتر با سفر دومیهاست. سفر اولیها اول باید خودشان را از دام اعتیاد نجات بدهند و بعد برای خدمت آماده شوند.بهترین زمان عمر من همین چهارده پانزده سالی بوده که در کنگره هستم. بیش از پنجاه سال از خدا عمر گرفتهام، اما وقتی نگاه میکنم میبینم بهترین بخش زندگی من همین سالهایی بوده که در کنگره ۶۰ زندگی کردهام.هر قدمی که در این مسیر برداشتهام برای کنگره نبوده، برای خودم بوده. هر قدمی که برای سیستم برداشتهام، هستی چند قدم جلوتر به من داده است.
چه کار کنیم که همه ما به این نقطه برسیم که درک کنیم چه نعمت بزرگی خداوند به ما داده که در این ساختار قرار گرفتهایم. شاید خیلی از انسانها اجازه پیدا نکردهاند وارد این ساختار شوند.ولی خداوند به من و شما اجازه داده است. پس باید از آن استفاده کنیم و در جهت رشد خودمان و رشد کنگره ۶۰ تلاش کنیم تا انسانهای بیشتری بتوانند از این ساختار استفاده کنند.
خدا را شکر میکنیم بابت این نعمت و امیدوارم از ما گرفته نشود. انشاءالله سایه آقای مهندس و استادان بالای سر همه ما باشد. برای خانواده مهندس آرزوی سلامتی دارم. برای تک تک شماها هم آرزوی موفقیت میکنم.مرسی که به صحبتهای من گوش کردید. آقای مهندس تشویق کنید
.jpg)
عکس : مسافر حسین- لژیون چهارم
تایپ و ارسال خبر:مسافر محمد لژیون یکم
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
37