جهانبینی یک علم است، هر علمی پیچیده نیست و هر علمی یک کلیدی دارد. جهانبینی قوانين بازی زندگی را به ما آموزش میدهد. به سادهترین شکل ممکن که این مفاهیم را درک کنم و یادبگیرم. چون بیماری اعتیاد بزرگترین و کاملترین تاریکی است که بهواسطه آن، هم فرد و هم خانواده را درگیر میکند و باعث معضلات و مشکلات بسیار میشود و حسهای خوب را تغییر میدهد و حس بد جایگزین آن میشود.
جهانبینی برای همه انسانها و کسانیکه در تاریکی هستند و میخواهند از آن بیرون بیایند، طناب بسیار محکمی است که با فراگرفتن آن میتوانیم در طی زمان از آن تاریکیها خارج شویم که به واسطه آن جهان درونمان به آرامش نسبی میرسد و این آرامش هم در جهان بیرون نمایان است و باعث میشود که افرادی در کنار ما زندگی میکنند هم در آرامش و امنیت باشند.
همیشه سعی میکنم انگشت اشاره به سمت خودم باشد و جواب آن چراها را در خودم جستجو کنم؛ من چهکار کردم، من چه گفتم که باعث این رفتار شد. همیشه این جمله جناب مهندس در ذهنم تداعی میشود: زندگی کنید و بگذارید دیگران هم زندگی کنند. وقتی من علم جهانبینی که الفبای آن زبان است را فرابگیرم قطعاً جهان بیرون هم در آرامش است.
جهانبینی خوب دیدن را آموزش میدهد و من را با خودم مواجه میکند؛ یعنی آدرس خودم را به خودم میدهد که نقاط ضعف و قوت خودت را ببین تا آن ناتواناییها را در خودم قوی و ظرفم را بزرگتر کنم و وقتی دیدگاهم تغییر کرد، همان فرق نگاه است که مسائل و مشکلات برای بزرگتر شدن ظرف وجودی من است.
در درمان بیماری اعتیاد باید سه مؤلفه جسم، روان و جهانبینی به تعادل برسد که جسم و روان حدود ۱۱ ماه و برای جهانبینی زمان مشخص نشده است، بسته به سعی و تلاش و خواست من رهجو است که در این مسیر حرکت کنم. در جهانبینی برای من جالب بود وقتی انسان با خودش در صلح و سازش باشد و به ظرفیت لازم رسیده باشد یعنی بیوشیمی بدن، مواد مورد نیازش درست تولید میشود مانند دینورفین اندروفین و غیره، با وجود مشکلات همیشه حالش خوب است.
نویسنده: راهنما همسفر ناهید (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
10