English Version
This Site Is Available In English

ادب میوه درخت تعادل است

ادب میوه درخت تعادل است

آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌ایم که چرا برخی از انسان‌ها حتی وقتی سخن خاصی نمی‌گویند، باز هم در دل ما جا دارند؟ اما در مقابل برخی انسان‌ها با این‌که شاید امکانات، موقعیت یا دانش زیادی داشته باشند؛ اما نمی‌توانیم ارتباط خوبی با آن‌ها برقرار کنیم؟ به نظر من پاسخ این سؤال در کلمه ادب خلاصه می‌شود.

ادب چیزی نیست که بشود آن را خرید، حفظ کرد یا به اجبار به کسی یاد داد. ادب از درون انسان اعم از نوع نگاه او به خودش، دیگران و زندگی سرچشمه می‌گیرد. اکثراوقات فکر می‌کردم ادب یعنی آرام صحبت کردن یا استفاده از کلمات محترمانه؛ اما امروز احساس می‌کنم ادب یعنی بدانید در هر جایگاهی که هستید، حق ندارید حرمت کسی را بشکنید.

ادب؛ یعنی زمانی که می‌توانید کسی را تحقیر کنید، این کار را انجام ندهید. زمانی که می‌توانید جواب دندان‌شکن بدهید، خودتان را کنترل کنید. زمانی که می‌توانید فقط به فکر خودتان باشید، دیگران را هم ببینید. گاهی‌اوقات یک لبخند از روی احترام، از ساعت‌ها صحبت کردن ارزشمندتر است.

گاهی‌اوقات یک سلام ساده می‌تواند حال یک نفر را تغییر دهد، گاهی یک بی‌توجهی کوچک می‌تواند زخمی ایجاد کند که مدت‌ها باقی بماند. به همین دلیل فکر می‌کنم ادب فقط یک رفتار نیست؛ بلکه نشانه بلوغ و رشد انسان است؛ اما وقتی به قسمت دوم دستور جلسه یعنی بی‌ادبی نگاه می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که بی‌ادبی همیشه در فریاد زدن و ناسزا گفتن نیست.

بسیاری از بی‌ادبی‌ها آرام و بی‌صدا اتفاق می‌افتند؛ وقتی سخن کسی را نمی‌شنویم، وقتی زود قضاوت می‌کنیم، وقتی خودمان را مهم‌تر از دیگران می‌دانیم یا وقتی قوانین را فقط برای دیگران لازم می‌بینیم.

من بارها در زندگی خودم متوجه شده‌ام که ریشه بسیاری از بی‌ادبی‌های من بدجنسی و به قصد آسیب زدن نبوده بلکه در اثر بی‌تعادلی من بوده است. وقتی خسته بودم، وقتی عصبانی بودم، وقتی توقعم از دیگران بیش از حد بود و وقتی همه‌چیز را از زاویه خودم نگاه می‌کردم. در آن لحظات رفتارهایی از من سر می‌زد که بعدها از آن‌ها رضایت نداشتم و اینجاست که تعادل وارد می‌شود.

در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ بارها شنیده‌ایم که هدف رسیدن به تعادل است. هرچه بیشتر به این موضوع فکر می‌کنم، بیشتر متوجه می‌شوم که ادب میوه درخت تعادل است. انسان متعادل نیازی ندارد برای مؤدب بودن نقش بازی کند؛ درواقع احترام از وجودش جاری می‌شود، در موفقیت مغرور نمی‌شود، در سختی‌ها از هم نمی‌پاشد و خودش را بالاتر و پائین‌تر از دیگران نمی‌بیند. جایگاه خود را می‌شناسد و جایگاه دیگران را هم محترم می‌شمارد.

به نظر من یکی از زیباترین نشانه‌های تعادل این است که انسان حتی وقتی حق با اوست، باز هم حرمت‌ها را حفظ کند؛ چون ادب واقعی زمانی مشخص می‌شود که شرایط بر وفق مراد ما نیست، نه زمانی که همه‌چیز خوب پیش می‌رود. امروز از این دستور جلسه یاد گرفتم، ادب یک لباس نیست که هر زمان خواستیم بپوشیم و هر زمان خواستیم کنار بگذاریم.

ادب بخشی از شخصیت انسان است و این شخصیت زمانی ساخته می‌شود که آموزش بگیریم، روی خودمان کار کنیم و قدم‌به‌قدم به تعادل نزدیک‌تر شویم. شاید در نهایت مردم ما را با ثروت، شغل یا ظاهرمان به یاد نیاورند؛ اما بدون شک با نوع رفتار و احترامی که به آن‌ها گذاشته‌ایم، در ذهنشان باقی خواهیم ماند.

نویسنده: همسفر رضوان رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .