جلسه دهم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یوسُف به استادی راهنمای ویلیام همسفر سپیده، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه دخانیات (سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ)» روز سهشنبه ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنات استاد:
در ابتدا، خدا را شکر میکنم که این فرصت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش ببینم و خدمت کنم. دستور جلسه سیگار، قلیان، ویو هست. من هم دستور جلسه را به دو بخش فنی و جهانبینی تقسیم کردم. امیدوارم زمان به من اجازه دهد که بتوانم حق مطلب را ادا کنم.
مصرف سیگار، قلیان، ویو، سیگارهای الکترونیکی کلاً به نوعی اعتیاد محسوب میشود، چرا که نیکوتین مانند مواد مخدر از سد خونی مغز عبور میکند، با ورود به مغز، باعث تغییر در عملکرد گیرندههای عصبی میشود. وقتی نیکوتین به فرد نمیرسد، خلقوخوی او تغییر میکند و اینجاست که اعتیاد به سیگار و قلیان شکل میگیرد. جالب است بدانید که عوارض مصرف سیگار و قلیان حتی میتواند بسیار فراتر از برخی مواد مخدر باشد.
اما کنگره چه میگوید؟ کنگره میگوید: «وقتی صورتِ مسئلهی اعتیاد حل شود، درمان اتفاق میافتد.» در کنگره آموختیم که صورتِ مسئلهی اعتیاد یعنی «جایگزینی»؛ یعنی مادهی مخدر بیرونی، در طی زمانی مشخص، جایگزین مواد طبیعی بدن میشود و اعتیاد شکل میگیرد. خوشبختانه در روش DST، ما آموختیم که چگونه طی یک بازهی زمانی (مثلاً ده ماه)، نیکوتینِ دودی را با نیکوتینِ خوراکی جایگزین کنیم.
شاید بپرسید چرا در کنگره بر «آدامس نیکوتین» تأکید میشود؟ چون درصد نیکوتین در آن مشخص و کنترلشده است؛ درست مثل نخ سیگاری که مصرف میشود، اما بسیار راحتتر میتوان نیکوتین دودی را به خوراکی تبدیل کرد. علاوه بر این، جویدن آدامس، بار روانی و عادتِ «پک زدن» را در ذهن ما کمرنگ میکند و چون همیشه در دسترس است، استفاده از آن بسیار آسانتر است.
اما بخش عمیقتر ماجرا، یعنی «جهانبینی» از اینجا شروع میشود. من روز اول که به عنوان یک همسفر وارد کنگره شدم، تمام تمرکزم روی «مسافرم» بود. اما وقتی با نوشتن سیدیها و سازوکار کنگره آشنا شدم، نگاه من تغییر کرد. فهمیدم که باید به خودم برسم؛ باید به دنبال تاریکیهای خودم باشم. در واقع، باید دوربین را از روی «مسافرم» بردارم و روی خودم متمرکز کنم.
یکی از آن تاریکیهایی که باید با آن روبهرو میشدم، مصرف سیگار بود. من آمدم کنگره، آموزش دیدم و تصمیم گرفتم سفر کنم. در لژیون ویلیام، من در نقش «مسافر» نشستم و در آنجا راهم از مسافرم جدا شد. این جدا شدن، به من کمک کرد تا مسافرم را بهتر درک کنم. فهمیدم اگر من به عنوان یک همسفر، نتوانم با تاریکیهای درون خودم (که در قالب سیگار بود) روبهرو شوم و آنها را درمان کنم، چطور میتوانم از مسافرم توقع داشته باشم که از این گذرگاه سخت عبور کند؟
سفر نیکوتین برای من سفری بسیار ارزشمند است؛ چون در این مسیر، من در نهایت «برای خودم» کار میکنم. دکتر امین میفرمایند: «وقتی از خواستههای لذتبخشِ نادرست، میگذرید تا به خواستههای لذتبخشِ درست دست یابید، تغییر جایگاه در شما اتفاق میافتد.» سطح انرژی شما بالا میرود و این یعنی «هنر زندگی کردن»؛ یعنی رسیدن به نقطهای که بتوانید ارزشها را از ضدِ ارزشها تشخیص دهید.
حال برای اینکه به رهایی پایدار برسم، دو اصل را پیش روی خود دارم؛ اصل اول: پذیرش است. یعنی بپذیرم که من یک مصرفکننده هستم؛ چه یک نخ باشد، چه یک پاکت، چه در میهمانی یا در سفر. وقتی میپذیرم، یعنی ۵۰ درصد راه را طی کردهام. اصل دوم: فرمانبردار بودن است. یعنی بپذیرم که مسافر شدهام، باید در لژیون ویلیام حضور مستمر داشته باشم، مشارکت کنم و حتی آدامسم را به موقع مصرف کنم. در تجربه خودم در راهنما بودن، یاد گرفتم که حالم را به حال مسافرم گره نزنم. چرا که اگر حالم را به او گره بزنم، در چرخه وابستگی گرفتار میشوم. پرونده باید طوری بسته شود که اگر طوفانی از آسمان آمد، من بتوانم به سفر خودم ادامه دهم.
دوستان، سفر نیکوتین هم سخت است و هم سهل. سخت است چون وقتی میخواهی از نیروهای منفی جدا شوی، ترس سراغ آدم میآید؛ ترس از ناتوانی، ترس از قضاوت شدن. اما اگر آموزشها را با آگاهی بپذیریم، ذرهذره میفهمیم که اگر از این تاریکی خارج نشویم، در تاریکیهای بزرگتری گرفتار خواهیم شد. وقتی ترسها کنار بروند، نور خودنمایی میکند و آنجاست که میتوانیم سفری را با حس پاکیزگی، رهایی و شیرینی آغاز کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر نرگس و مسافر اصغر
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
تایپ: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس مرزبان خبری
همسفران نمایندگی یوسُف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
22