همسفر مریم:
در کنگره۶۰ در مورد ادب، بیادبی، تعادل و بیتعادلی؛ چه در قالب سیدی و چه در قالب نوشتارها بسیار سخن گفته شدهاست. حتی حرمت کنگره۶۰ نیز بر اساس این دو موضوع میباشد. در کنگره۶۰ ادب، یکی از پایههای اصلی رشد انسان و رسیدن به آرامش درونی است.
ادب؛ نشانه تعادل در رفتار و اندیشه است. وقتی فردی در هر موقعیتی که باشد؛ چه در کنگره۶۰ و چه بیرون از آن، مؤدبانه سخن بگوید و مؤدبانه رفتار کند، نشان میدهد که درون او آرام و متعادل است و بالعکس، شخصی که بیادبی میکند و تندخو است، از آشفتگی و ناآرامی ذهن، نشات میگیرد و موجب دوری انسان از محبت و احترام متقابل میشود.
ادب در گفتار، در نگاه، رفتار، کردار و حتی در اندیشه باید حضور داشتهباشد. شخصی که باادب است، میتواند در چالشهای سخت زندگی، آرامش خود را حفط کند؛ پس برای آرامش و صلح درونی باید ابتدا ادب را بیاموزیم تا به تعادل برسیم.
همسفر اکرم:
در مورد دستورجلسه آداب معاشرت. ادب و بیادبی؛ این را فهمیدم و یاد گرفتم که تعادل؛ یعنی پایداری و عدالت هم از ریشه همین لغت است. الان مشکلی که بشر دارد، این است که آدمها از تعادل، خارج شدند و این بیتعادلی، فقط در قشر مصرفکنندگان نیست؛ بلکه برای همه آدمها صدق میکند. وقتی کسی تعادل ندارد، این باعث آزار، اذیت و رنجش اطرافیان میشود.
ادب؛ یعنی یک روش، یک آیین و اینکه هر چیزی دارای آدابی است. آداب؛ به معنی رسم و روش است. وقتی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی میشویم، در این مرحله ما هیچ چیزی نداریم که قانون، متد و روش نداشته باشد؛ مثل غذاخوردن یا صحبت کردن که آداب و روش خود را دارد. اگر این آداب و روش را رعایت نکنیم، انسان بیادب و بیتعادلی هستیم؛ ولی بهطور کلی، هیچ انسانی بد نیست، اگر بدی میکند برای این است که به دانایی و آگاهی نرسیده است. چون انسانی که بداند، بدی نمیکند.

همسفر مریم:
تعادل، ادب، رعایت حریم دیگران و وقتشناسی موضوعی است که جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ و مهندس حسین دژاکام به آن اشاره کردند، همینطور در زندگی روزمره نقش بسیار مهمی دارد. به اعتقاد من، ادب فقط این نیست که به کسی سلام کنیم یا ظاهر خوبی داشتهباشیم؛ بلکه ادب واقعی؛ در رفتار، گفتار، نحوه برخورد با دیگران و حتی در رعایت زمان، خود را نشان میدهد.
وقتی ما در یک جمع اجازه میدهیم هر کس حرفش را کامل بزند، صحبت او را قطع نمیکنیم، با دقت و حوصله گوش میدهیم و نوبت را رعایت میکنیم، درواقع ادب خود را نشان میدهیم. از طرف دیگر، شکستن حریم دیگران، بیادبی است؛ یعنی اگر وسط صحبت کسی بپریم، بخواهیم نظر خود را تحمیل کنیم یا بدون توجه به احساس و شرایط او رفتار کنیم، این نشان میدهد که هنوز به تعادل لازم نرسیدهایم.
ما در کنگره۶۰، یاد میگیریم که هر کس حریمی دارد و باید به آن احترام گذاشت. رعایت این حریم، فقط یک رفتار اجتماعی نیست؛ بلکه نشانه درک و تعادل درونی انسان است. کسیکه متعادل باشد، میداند چه زمانی صحبت کند، چه زمانی سکوت کند و چگونه به دیگران فرصت بدهد که خود را بیان کنند. بههمین دلیل گوش دادن با حوصله و بدون قطعکردن حرف دیگران، یکی از بهترین نشانههای ادب است.
نکته دیگری که بسیار مهم است؛ وقتشناسی است. وقتی ما سر وقت در جلسه یا قرارهای خود حاضر میشویم، در واقع به زمان خود و دیگران احترام گذاشتهایم. وقتشناسی فقط یک عادت خوب نیست؛ بلکه نشانه نظم، تعهد و ادب است. کسی که به زمان اهمیت میدهد، نشان میدهد که برای دیگران ارزش قائل است و این احترام، باعث میشود، روابط او سالمتر باشد. از طرف دیگر وقتی رفتار و کردار انسان، درست باشد دیگر نیازی به کنترل دائمی دیگران نیست، چون انسان درستکار سعی میکند اول خودش را اصلاح کند؛ نه اینکه مدام دیگران را چک کند یا به آنها بدبین باشد.
به نظر من اعتماد، با رفتار درست ساخته میشود و وقتی اعتماد وجود داشته باشد، رابطهها آرامتر، صمیمیتر و سالمتر میشوند؛ اما اگر مدام دنبال شک، کنترل، بدبینی و بررسی دیگران باشیم، باعث فاصله و بیاحترامی میشود. من آموختهام که در کنگره۶۰، ادب به معنی رعایت نوبت، حفظ حریم دیگران، درست حرفزدن، درست گوشدادن، وقتشناسی و داشتن رفتار متعادل است و همه اینها کمک میکند که هم ما رشد کنیم و هم فضای جلسه و جمع، آرامتر و سازندهتر باشد.
در پایان، فکر میکنم اگر هر کدام از ما تلاش کنیم این نکات را در رفتار روزمره خود رعایت کنیم؛ هم به خودمان کمک کردهایم و هم به دیگران احترام گذاشتهایم؛ چون انسان متعادل، کسیاست که هم حریم خود و هم حریم دیگران را میشناسد.
.jpg)
همسفر شهرزاد:
در مورد آداب معاشرت، تعادل و بی تعادلی باید بگویم؛ تعادل یعنی پایداری. بعضی مواقع انسانها از تعادل خارج میشوند که به اصطلاح خودمان گوییم، از کوره در رفته و آرامش ندارند. در هر شرایطی اگر تعادل نداشته باشیم، رفتار ما باعث آزار و رنجش دیگران میشود. آداب معاشرت هم به همان تعادل و بیتعادلی برمیگردد. آداب از همان روش و آیین میآید.
کسی که ادب دارد، تعادل دارد و هرچیزی دارای یک آدابی است؛ غذا خوردن، راهرفتن، سخنگفتن، خریدکردن و حتی وقتشناسی یک آدابی دارد؛ مثلا در مورد آداب غذاخوردن بگویم، باید سر ساعت و به چه میزان غدا خوردن مهم است. کسی که این آداب را بهجا بیاورد، باادب است و کسی که این آداب را بهجا نیاورد، بیادب است.
بیادبی، همان بی تعادلی است. در مورد راه رفتن، اگر آداب آن را بلد نباشیم، دچار مشکل میشویم، آرتروز گردن و دیسک کمر میگیریم و روی فیزیولوژی بدن ما اثر می گذارد. در مورد آداب سخنگفتن، ما باید مراقب حرفزدن خود باشیم؛ بهموقع و بهجا صحبت کنیم،حرف دیگران را قطع نکنیم و صحبتهای خود را کنترل کنیم. هرچیزی را در زندگی رعایت کنیم، تعادل است و هرچیزی که رعایت نکنیم، بیتعادلی میشود. در هر مکانی وارد میشویم باید ادب و نزاکت را رعایت کنیم. خرید کردن هم آداب دارد.
آدمهای دروغگو و سخنچین، بیتعادل هستند و از روی جهل و ناآگاهی دروغ میگویند. هر انسانی باید برای خود حریم داشته باشد. باید حرمتها را نشکند. چککردن دیگران، بیادبی محسوب میشود. اگر رفتار ما درست باشد، هیچکس به ما خیانت نمیکند. شکستن حریم دیگران، نوعی بیادبی است. اگر انسانی بدی میکند، به دانایی نرسیده و همه انسانهایی که بدبخت هستند، همه از جهل آنهاست. انسانی که دانا باشد، بدی نمیکند. باید با دانش و آگاهی ذرهذره دانایی خود را بالا ببریم.
رابط خبری: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون بیستم)
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم لژیون دوم (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
242