English Version
This Site Is Available In English

عمل سالم راهی برای حفظ حرمت‌های کنگره۶۰

عمل سالم راهی برای حفظ حرمت‌های کنگره۶۰

هر کجای هستی بنگریم، قوانینی حاکم است که این قوانین حکایت از حرمت‌ها دارد، که همیشه می‌گویند: حرم، حرمت دارد. زندگی را که نگاه کنیم، قوانینی حاکم است و این قوانین هستند که حرمت‌ها را ایجاد می‌کنند. ما در قدیم به خوبی احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها را می‌دیدیم، مثلاً وقتی‌ شب، پدرم با دست‌های پینه‌بسته، قد خمیده و خسته از کارهای روزانه به خانه برمی‌گشت، ما سر از پا نمی‌شناختیم که به استقبال پدر برویم و چیزهایی که او به خانه آورده بود را از او می‌گرفتیم و با یک سلام گرم و عاشقانه و یک خداقوت جانانه، تمام خستگی کار و تلاش روز را از او می‌گرفتیم.

این کارها را مادرم به ما یاد داده بود، مادری که نه با کلام بلکه با عمل خود، قوانین و حرمت‌های خانه را به ما می‌آموخت. او به ما یاد می‌داد که پدر، بزرگ‌تر خانه است و احترام به او واجب است و اگر این قوانین در خانه اجرا نمی‌شد، همه چیز خانه به‌هم می‌ریخت. پس پدر و مادر، ستون‌های خانواده هستند و از ارزش والایی برخوردار هستند.

وقتی وارد مدرسه شدم، دیدم که مدرسه هم قوانینی دارد و ما باید طبق آن قوانین عمل کنیم تا هم خود و هم دیگران را به دردسر نیندازیم. وقتی وارد جامعه شدم، با قوانین جامعه آشنا شدم، دیدم؛ حتی برای رعایت نکردن قوانین، انسان‌ها جریمه می‌شوند. یاد گرفتم که هر کجا، قوانین و حرمت‌های خاص خود را دارد؛ اما بعضی وقت‌ها به این فکر فرو می‌روم که چرا انسان‌ها حرمت دل‌ها را ندارند، به راحتی با کلامی یا عملی، آن حرمت‌ها را می‌شکنند و دیگران را آزرده‌خاطر می‌کنند؟ همیشه به خود می‌گویم؛ باید از دیگران درس بگیرم، اگر دیگران دل من را می‌شکنند، من نباید دلی را بشکنم؛ چون دل هم حرمت دارد.

زمانی رسید که واقعاً دل من شکست و آن زمانی بود که خداوند اذن ورود من‌را به کنگره را صادر کرد. من با دلی شکسته و کوهی از مشکلات وارد کنگره شدم؛ اما پیش خود می‌گفتم: این‌جا هم مثل بقیه‌ جاها است و کسی نمی‌تواند مرهمی بر دل زخم‌خورده‌ من باشد؛ اما این فکر من کاملاً غلط بود. با ورود من به لژیون و در آغوش گرفتن راهنمای خوبم، همسفر رعنا، آرامش عجیبی به من دست داد و آن، نقطه‌ عطفی شد که من کنگره را رها نکنم و در کنگره ماندگار شوم و از آموزش‌های ناب و بی‌نظیر استادم بهره‌مند شوم و آن‌ها را چه در کنگره و چه در بیرون از کنگره عملی کنم.

او به من درس عشق، محبت، صبر، گذشت، توکل و ایمان را به معنای واقعی و در چارچوب قوانین و حرمت‌ها یاد داد. او به من آموخت که در هر جایگاهی، چه در کنگره و چه بیرون از کنگره قرار می‌گیرم، حافظ قوانین و حرمت‌های آن‌جا باشم. مواظب باشم که جایگاه باعث نشود که من قبله و هدف خود را گم کنم، اگر این اتفاق بیفتد، به بیراهه‌ها و حاشیه‌ها کشیده می‌شوم و از خدمتی که انجام می‌دهم، هیچ لذت و آموزشی نمی‌برم.

امیدوار هستم با ایمان، عمل سالم و عدالت بتوانم حافظ حرمت‌های کنگره بمانم تا آیندگان هم بتوانند از آموزش‌های ناب آن بهره‌مند شوند و به حال‌خوش برسند. به امید آن روز، با تمام قدرت، حافظ حرمت‌های کنگره بوده، هستم و خواهم بود.

نویسنده: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فائزه
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه‌ رهجوی راهنما همسفر اشرف (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .