وادی دوم میگوید: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد، هیچکدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.
در قرآن کریم آیهای متناسب با این وادی داریم که می فرماید: افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون (سوره مومنون آیه ۱۱۵)
آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟
این وادی میگوید هیچ مخلوقی در جهان هستی از کوچکترین آنها مثلاً یک کرم کوچک تا انسان که اشرف مخلوقات است بیهوده و بیجهت آفریده نشده است. گاهی پیش میآید که ما انسانها برای انجام کارهایمان و تصمیماتی که باید در زندگی بگیریم درست تفکر نمیکنیم و یا در مسیر ضدارزشها قدم میگذاریم و با نقض فرمانهای الهی و انجام اعمال نادرست و ضدارزش دچار مشکلات عدیدهای میشویم و که دیگر قادر به حل آنها نیستیم و در حل مشکلاتمان مستاصل و درمانده میشویم؛ آنوقت جملاتی نظیر اینکه اصلاً من چرا به این دنیا آمدم من به درد هیچ کاری نمی خورم و غیره را در ذهنمان تکرار میکنیم که نشان از ناامیدی و فرو رفتن به اعماق تاریکی و تسلیم ما در مقابل نابودی محض میباشد.
اگر من به فلسفه وجودی خودم و جهان هستی پی ببرم و از آن مطلع باشم آنوقت به این مطلب میرسم که باتجربه تاریکیها، عظمت روشناییها را درک میکنم. البته برای این منظور حتماً باید تلاش و کوشش کنیم تا در جهت افزایش دانایی خودمان قدم برداریم و از ضدارزشها دوری کنیم و در صراط مستقیم حرکت کنیم در این زمان است که میبینیم تنها نیستیم و حامی قدرتمند و بزرگی چون خداوند را داریم و مورد لطف و حمایتش قرار میگیریم و میتوانیم از زندان انفرادی ناامیدی خلاصی پیدا کنیم و از گذرگاههای سخت با سلامت عبور کنیم تا انسانی کارآزموده و رها شویم.
قبل از آمدنم به کنگره وقتی فرزندم دچار بیماری اعتیاد شد زمانی با خودم فکر میکردم چرا این فرزند را بهدنیا آوردم، من نتوانستم فرزندم را به درستی تربیت کنم، با اینکه در زندگی تمام تلاشم را کرده بودم باز فکر میکردم شاید جایی، کوتاهی و اشتباهی کردم که این مشکل برای پسرم پیش آمده و در اثر این افکار ناامید کننده دچار بیماریهای زیادی شدم. ولی در کنار دعاهایی که برای سلامتی پسرم میکردم از تلاش و کوشش برای پیدا کردن راهحل هم کوتاهی نمیکردم که با حرکت راه نمایان شد و با لطف خدا به کنگره راه پیدا کردیم.
وادی دوم دقیقاً وصف حال من بود از توضیحات و راهحلهای منطقی و کاربردی که در وادی ارائه شده بود نهایت بهره را بردم. این وادی به من امید میداد که در هر اتفاقی، حکمتی نهفته است و درسی برای من. نور امید در دلم روشن شد و به یقین رسیدم که با صبر و بردباری و تلاش و کوشش این شعر در مورد مسافر من هم صدق خواهد کرد. یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور.
از هر وادی مطالب زیادی یاد گرفتم و انشاالله که بتوانم در ادامه راه از فرصتی که کنگره با آموزشهای بینظیری که در جهت تکامل در اختیارم قرار داده حداکثر استفاده را ببرم و در آخر از خداوند متعال برای آقای مهندس و خانواده محترمشان خواهان سلامتی و طول عمر هستم.
نویسنده: دنور همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
16