English Version
This Site Is Available In English

دارالفنون حیات

دارالفنون حیات

انسان‌هایی هستند که از طریق قلب‌ها وارد می‌شوند و با محبت، نسخه می‌پیچند؛ در مقابل، کسانی که تنها در دارالفنون حیات آموخته‌اند و از برخورد و تجویز نسخه برای مسافران عاجزند. اما چگونه می‌توان از قلب‌ها وارد شد؟ یکی از کسانی که از قلب‌ها عبور می‌کرد، رسول خدا (ص) بود. عبور از قلب‌ها، توانایی بسیار بالا، اطلاعات گسترده و دانش عمیقی می‌طلبد؛ باید به یک ابرآگاهی نسبت به انسان رسید. باید انسان‌ها را شناخت؛ حتی اگر دشمن تو باشند. برای ورود به قلب، باید آن را شناخت و درهای آن را یافت؛ در حالی که قلب انسان، دژی مستحکم با دیوارهایی بلند است. ما گاهی انتظار داریم دیگران کارهایی را انجام دهند که خودمان توان انجامشان را نداریم؛ مانند ترک سیگار.

ما از مضرات سیگار برای دیگران می‌گوییم، در حالی که خودمان نمی‌توانیم آن را کنار بگذاریم. وقتی نمی‌توانیم درد کسی را درمان کنیم، دست‌کم نباید بر زخم او نمک بپاشیم. حقیقت این است که بسیاری از انسان‌ها، حتی خودشان را هم درک نمی‌کنند. هر انسان، هم‌چون یک کهکشان یا یک جهان است که هزاران مشکل و هزاران موفقیت در او نهفته است. او تنها یک صفت ساده نیست. انسانی که بتواند دیگران را درک کند، به فرمان عقل بسیار نزدیک شده است؛ کسی که می‌فهمد در هر لحظه، چه کلامی برای هر شخص می‌تواند شفابخش باشد؛ درست مانند عرفا و اولیای الهی. کسانی که تنها در دارالفنون آموزش دیده‌اند، از نسخه پیچیدن برای «مسافران زندگی» عاجزند؛ خواه این نسخه برای مصرف‌کنندگان باشد یا برای هر انسان دیگری.

سقراط معتقد بود برای درمان باید سه سطح را در نظر گرفت: اگر چشم درد می‌کند، مشکل از سر است؛ اگر سر درد می‌کند، مشکل از تن است؛ و اگر تن درد می‌کند، مشکل از روح و روان است. تمام مشکلات انسان‌ها ریشه در «بد زندگی کردن» و «بد فکر کردن» دارد. اگر کسی دچار انفارکتوس (سکته قلبی) شود یا به انواع سرطان مبتلا گردد، ریشه آن در به هم ریختگی روح و روان است؛ روحی که آسیب ببیند، باعث می‌شود چاکراها درست عمل نکنند. تقریباً ۸۰ درصد مشکلات، ناشی از مسائل فکری است که با مصرف قرص در عرض دو یا پنج دقیقه درمان نمی‌شوند. امروزه می‌خواهیم تمام مشکلات را سریع و با قرص حل کنیم؛ از چاقی و لاغری گرفته تا زیبایی شخصی. در حالی که درمان‌گری ممکن است ۵۰۰ تا ۶۰۰ ساعت کلاس آموزشی گذرانده باشد؛ اما مسئله اصلی چیز دیگری است.

ما فکر می‌کنیم داشتن دین به معنای درست زیستن است؛ اما خداوند از برخی ویژگی‌ها خوش دارد و از برخی دیگر بیزار است مانند: «الله یحب المحسنین» در مقابل «الله لا یحب المتکبرین.» انسان‌ها نیز به طور فطری، ارزش‌هایی را که خداوند دوست دارد، دوست می‌دارند. پس هر کس فرامین الهی را اجرا کند، به تعادل می‌رسد و می‌تواند از طریق قلب‌ها وارد شود. البته محبت نیز باید حساب‌شده و بدون چشم‌داشت باشد. پرورش انسان‌ها توسط پیشینیان انجام شده اما کامل نبوده است؛ پرورش واقعی از طریق «تزکیه و پالایش» ممکن است و میانبری برای آن وجود ندارد. اگر عرفان، علم و دین به درستی اجرا شوند، می‌توان بر روی سنگ، طلا بنا کرد.

برای مثال، آموزش‌های کنگره می‌تواند افرادی را که از نظر اجتماعی آسیب دیده‌اند، به افرادی آرام و متعادل تبدیل کند. اعتیاد مانند آواری بر سر افراد فرود می‌آید و خوبی و بدی را در هم می‌آمیزد. یک فرد معتاد ممکن است ویژگی‌های خوبی هم داشته باشد؛ اما احیاء دوباره او بسیار دشوار است و بدون کمک قدرت الهی ممکن نیست. نیروهای الهی تنها به کسی کمک می‌کنند که در مسیر صراط مستقیم باشد. در نهایت، زمین و آسمان مکمل یک‌دیگر هستند.

رابط خبری: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
نویسنده: همسفر ملکه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .