English Version
This Site Is Available In English

مهم‌ترین عامل برای حرکت شخص حس است

مهم‌ترین عامل برای حرکت شخص حس است

برای درک وضعیت سیستم انرژی یک فرد، استخر آبی را در نظر بگیرید که در این استخر یکسری ورودی برای داخل کردن آب و یکسری خروجی برای خارج کردن آب وجود دارد. مهم‌ترین عامل برای حرکت شخص حس است که ایجاد خواسته می‌نماید.
حس معادل نیرو است، نیرویی که ما به لیوان وارد می‌کنیم و به سمت دهان‌ خود می‌بریم، حس یعنی جا به جایی انرژی.
انسان زمانی که انرژی به دست می‌آورد و یا انرژی از دست می‌دهد، درون‌ آن احساس به‌وجود می‌آید که این حس هم می‌تواند حس مثبت و هم حس منفی باشد، مانند کودکی که از سرسره بالا می‌رود و موقع پایین آمدن، احساس لذت می‌کند؛ چون انرژی جمع شده در خودش را در این سر خوردن از دست داده است.
انرژی هم دارای کمیت و هم دارای کیفیت است که به آن سطح انرژی می‌گویند. اگر این سطح انرژی در تعادل نباشد کارایی مناسب را ندارد، مانند انسانی که اوضاع مالی خوبی دارد؛ ولی حس بخشش ندارد؛ یعنی دارای کمیت بالا و کیفیت پایینی است.

هم‌چنین انرژی می‌تواند خالص و یا ناخالص باشد و این موضوع بستگی به چگونگی دریافت انرژی دارد که ما آن را از راه درست یا از راه غلط دریافت کرده باشیم. استاد امین بیان می‌کنند: «انرژی مانند پول است که بستگی دارد ما آن را از راه زحمت و حلال به دست آورده باشیم یا از راه دزدی که مقدار پول، کمیت آن و راه به دست آوردن، کیفیت آن است».
حس‌های منفی مانند امواجی هستند که زمان کوتاهی دارند؛ ولی دامنه‌ تخریب آن‌ها بسیار است مانند طوفان و یا زلزله، ما اگر در مقابل موج بایستیم ما را از جا می‌کند و با خودش می‌برد؛ ولی اگر کنار بایستیم رد می‌شود. ما باید خاصیت و اثرات امواج را بشناسیم تا بتوانیم با آن‌ها روبه‌رو شویم و مقابله کنیم.

مثلث جهالت از سه ضلع منیت، ترس و ناامیدی تشکیل شده است که همه حس‌های منفی از این مثلث ریشه می‌گیرند. ما برای این‌که به دانایی برسیم؛ باید مثلث جهالت را حل کنیم و از آن گذر کنیم، مانند دانایی در مسئله اعتیاد، برای این کار باید از منیت رد شده چ آموزش پذیر شویم، با ترس‌هایمان روبه‌رو شویم و ناامیدی را کنار بگذاریم که برای کنار گذاشتن این سه مورد باید دانشی عمیق از آن‌ها به دست آوریم‌.

ذهن محلی است که ما در آن‌ تصویرسازی می‌کنیم و در این محل یک تقویت‌کننده وجود دارد، کار این تقویت‌کننده این است که با گرفتن موج ضعیف و دادن انرژی به آن یک موج قوی به‌وجود می‌آورد. اگر تقویت‌کننده در جهت عکس عمل کند، تخریب ایجاد می‌کند و حس انجام کار را از انسان می‌گیرد.
کار بعدی ذهن، گذاشتن ذره بین روی نقاط ضعف دیگران و بزرگ کردن آن‌ها توسط نیروهای منفی است. انرژی در کائنات بدون هیچ‌ چشم داشتی در اختیار همگان قرار می‌گیرد تا باعث آگاهی و دانایی ما بشود؛ ولی ما این انرژی را صرف کم و زیاد کردن امواج می‌کنیم.
ماهیت ساختارهای ذهنی یکسان نیست و ۳ حالت دارند
1 حالت دافعه
2 حالت جاذبه
3 حالت سکون
برای مثال ترس از نوع جاذبه و خشم از نوع دافعه است و ما برای این‌که با آن‌ها روبه‌رو شویم و حل کنیم؛ باید نوع آن‌ها را درک کنیم، می‌دانیم ترس از جنس دافعه است؛ پس نباید از آن فرار کنیم بلکه باید در مقابل آن قرار بگیریم تا ناپدید گردد، زیرا می‌دانیم که ترس یک‌ توهم ذهنی است.
درحالی که جنس خشم جاذبه است؛ یعنی نباید به آن جذب شویم بلکه باید آن را رها کنیم و از آن دوری کنیم و حالت سوم حالت سکون است، زمانی که انسان به مرحله اجرای خواسته‌های خود نرسد در وجودش غمی بزرگ به وجود می‌آید، دچار ناامیدی می‌شود و کانال‌‌های تبادل انرژی مسدود می‌شود که باعث به حالت سکون و عدم حرکت در بیاید در نتیجه مانند یک مرداب می‌شود. پس انسان برای رسیدن به مثلت دانایی که شامل گذشت، بخشش‌ و احقاق حق است؛ باید مثلت جهالت را حل کنند و از آن عبور کند

نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر خانم عطیه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر خانم طیبه (لژیون چهارم) نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .