English Version
This Site Is Available In English

خود کرده را تدبیر هست

خود کرده را تدبیر هست

سومین جلسه از دور ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر سیامک، نگهبانی مسافر ید الله و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه دخانیات «سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ» روز سه‌شنبه 12 خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان سیامک هستم یک مسافر.

در ابتدا خداوند را سپاس می‌گویم که توفیق داد تا این جایگاه را دوباره تجربه کنم و آموزش بگیرم. از نگهبان عزیز، مرزبانان گرامی و به‌ویژه استاد بزرگوارم، آقا محمد طهماسبی از لژیون ششم که مرا لایق دانستند تا اداره این جلسه را بر عهده بگیرم، تشکر می‌کنم. هنگام مطالعه کتاب جهان‌بینی، نکته‌ای برایم بسیار جالب بود. در بیرون از کنگره می‌گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست"؛ اما در کنگره، آقای امین به ما می‌آموزند که "خود کرده را تدبیر هست"، آن هم با تفکر و تعقل و با بهره‌گیری از چهارده وادی که مسیر را برای ما روشن کرده‌اند. پیش‌تر می‌گفتند "بالاتر از سیاهی رنگی نیست" من روزانه هفت گرم تریاک مصرف می‌کردم و با خود می‌گفتم اگر آن را به ده گرم برسانم، نهایتش مرگ است! اما در کنگره آموختیم که "بالاتر از سفیدی رنگی نیست" و این برای همه ما ثابت شده است. پیراهن مشکی اگر لک می‌شد، برایمان اهمیتی نداشت؛ اما پیراهن سفید با یک لکه کوچک، خود را نمایان می‌کند و ما اکنون در حال آموختنِ روشِ پاک کردن این لکه‌ها هستیم. در بیرون از کنگره می‌گفتند اعتیاد درمان ندارد، اما در کنگره با روش جناب مهندس دیدیم که درمان اعتیاد و سیگار به‌ سادگی امکان‌پذیر است.
حرف اصلی من این است که در اینجا اولویت با درمان اعتیاد و درمان سیگار است. چرا پس از گذشت دو ماه از سفر اول، تأکید می‌شود که باید در لژیون ویلیام حضور یابید؟ ما به واسطه تخریب‌هایی که داشتیم، وارد دنیای اعتیاد شدیم و تمام سیستم‌های عصبی، نوروترانسمیترها و غدد درون‌ریز و برون‌ریز خود را از کار انداختیم. ما به دلیل لذتِ لحظه‌ای، مواد یا سیگار را جایگزین کردیم. همیشه به تازه‌واردین که آن‌ها را شکوفه‌های یاس می‌نامم، می‌گویم که ما مصرف‌کننده شدیم، چون قدر سیستم و سلامت خود را ندانستیم. نوشابه یکی از آن مواردی است که خودم هم قبلاً زیاد مصرف می‌کردم؛ یک لیوان نوشابه، سی و چهار لیوان آبِ بدن را کم می‌کند و سیستم گوارش را از کار می‌اندازد؛ سیستم بدن ما نیز در برابر مواد مخدر، دقیقاً همین وضعیت را پیدا می‌کند. اکنون که برای درمان آمده‌ایم، باید در لژیون وایت حضور یابیم تا داروی اپیوم به ‌درستی کار خود را انجام دهد و سیستم بیوشیمی بدن اصلاح شود. همه می‌دانیم که سیگار دروازه ورود به دنیای اعتیاد است و حس‌های ما را می‌بندد. عقل دارای فر ایزدی است، یعنی به هیچ عنوان اشتباه نمی‌کند، زیرا ذات خداوند در آن است. اما وقتی حس‌ها بسته باشند، عقل را فریب می‌دهند. نکته دیگر اینکه وقتی به پارک می‌رویم، شاهد استفاده بسیاری از افراد از ویپ و پاد هستیم و متأسفانه برخی آن را نشانه‌ای از کلاس می‌دانند، در حالی که به هیچ‌وجه این‌گونه نیست. حداقل صحبتی که با این افراد دارم این است که فیلتر سیگار خود را در محیط پارک یا چمن نیندازند، زیرا هر فیلتر سیگار حدود سی سانتی‌متر مربع از چمن را نابود می‌کند. امروز شعر زیبایی در سایت کنگره ۶۰ خواندم که بازگو می‌کنم. مولانا پرسید: "آدمی چگونه آرام می‌شود؟" شمس گفت: "وقتی بفهمد هیچ‌کس قرار نیست تا ابد بماند و هیچ رفتنی هم پایان زندگی نیست." مولانا پرسید: "اگر تنها بماند چه؟" شمس گفت: "تنهایی ترسناک است، گم کردن خویشتن ترسناک است. کسی که خودش را پیدا کرده، در نبود دیگران فرو نمی‌ریزد و می‌داند که ارزشش به حضور دیگران وابسته نیست. آرامش از آن روزی آغاز می‌شود که به‌جای چنگ زدن به عالم، به خود تکیه کنی. آن‌گاه اگر کسی بماند دوستش خواهی داشت و اگر برود، راهش ادامه خواهد یافت. کسی که با خودش دوست است، هیچ‌گاه تنها نیست." برداشت من این است که تا زمانی که مصرف‌کننده هستم، اگر به همسفر، فرزند یا پدر و مادرم بگویم که دوستشان دارم، سخت در اشتباه و دروغ هستم؛ زیرا تا زمانی که خودم را دوست نداشته باشم، نمی‌توانم دیگران را دوست بدارم. از اینکه به سخنان من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

تایپ: مسافر امیرعباس (لژیون یکم)
عکاس: مسافر ابوذر (لژیون یکم)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)

مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .