امیدواری بسیار، سبب قدمهای محکم میشود. در ارادهٔ خود به جهت انجام کارها، هیچ هراسی به خود راه ندهید و پیش بروید؛ زیرا جلودار واقعی آن خداوندی است که ناممکنها را در مقابل شما تعیین و ممکن مینماید. ما در آینده با انجام شدن کل کارها بازهم باهم به گردشهایی خواهیم رفت که دیدن ما را آنگونه که در اندیشه نمیآيد، مشاهده نمایید.
از دوران کودکی به خاطر دارم که پدر و مادرم همیشه قلیان مصرف میکردند و من عاشق صدای قلیان آنها بودم. مادرم هر چند سال یکبار، قلیانهای جدید، زیبا و باکیفیتی تهیه میکرد و با علاقه زیاد به قلیانهای خود رسیدگی میکرد. همین امر باعث شد من به مصرف قلیان علاقهمند شوم و به عواقب بد آن فکر نکنم. نوجوان که شدم همیشه خودم برای مادرم قلیان را آماده میکردم و چند پُک اول قلیان را خودم میکشیدم.
این پیش زمینه باعث شد در جوانی، قلیانکِش قهاری بشوم؛ بهتدریج بیماریها به سراغم آمد: سرفههای خشک و سوزناک، حتی هنگام پیادهروی سینهام خِسخِس میکرد، نَفَس کم میآوردم و دور لبها و زیر چشمهایم رو به کبودی میرفت، دندانهایم زرد شده بود و طعمها و مزهها را کمتر متوجه میشدم. مسافرم بوی قلیان را دوست نداشت و من اکثر اوقات پنهانی مصرف میکردم غافل از اینکه مصرفکننده فقط خودش را گول میزند.
اواخر مصرفم سردردهای شدیدی داشتم و اکثراً خوابآلود بودم تا اینکه خداوند مسیر کنگره را جلوی پای ما قرار داد، به واسطه مسافرم و درمان مصرف مواد ایشان متوجه شدیم که مصرف دخانیات یک کار ضدارزشی و از اعمال شیطانی است و انسان را به اعماق تاریکیها میبرد. همراه با مصرف قلیان، هزار کار ضدارزشی دیگر هم میآید، مثل: غیبت، قضاوت، تهمت، افکار منفی و... .
در بدو ورودم به کنگره تصمیم گرفتم سفر ویلیام را آغاز کنم. راهنمای ویلیام در ابتدای درمان به من گوشزد کردند: این سفر، سفری سخت است؛ پس با قدرت و ایمان پا به سفر بگذار و با کوچکترین مشکلات مثل وسوسه شدن، آفت دهان، هزینههای آدامس یا فشارهای نیروهای بازدارنده و... پایت نلغزد که دوباره مصرفکننده قلیان شوی. ایشان پیوسته از عشق و دوست داشتن صحبت میکردند که باید انسان خودش را دوست داشته باشد و اینکه من بهعنوان یک مادر باید عشق و محبت را به عزیزانم بازگردانم.
من احترام، عزت، عشق و آرامش را از خود سلب کرده بودم و بهجای آن مصرف قلیان را جایگزین کرده بودم. خدا را شکر که با آموزشهای آقای مهندس و راهنمای ویلیامم توانستم سفرم را به پایان برسانم. اکنون یادم نمیآید که چه سردردها، سرفهها و یا چه خشم و نفرتی در وجودم داشتم. همراه با سفر ویلیام، وزن خودم را هم کاهش دادم چون از ریزهخواری و اشتهای کاذب جلوگیری میشد.
بعد از سفر ویلیام، اولین بار در عمرم بود که توانستم یک ماه کامل را روزه بگیرم و برایم بسیار شیرین و لذتبخش بود. جالب اینکه من هرروز سرحالتر و چابکتر میشدم و همه اینها از معجزات و تأثیرات کنگره۶۰ میباشد و در ادامه دندانهایم را ترمیم کردم و حتی به واسطه کرم D.sap زیبایی را به پوست و چهرهام بازگرداندم. از خداوند و آقای مهندس و خانواده ایشان و راهنما همسفر زهرا بسیار سپاسگزارم و برای ایشان آرزوی سعادت و پیروزی دارم.
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
20