سفری از اسارت دور به آغوش زندگی، آغاز هر رهایی از دل یک اسارت میآید و نیکوتین اسارتی است پنهان، پشت دودهایی که بهظاهر آرامش میدهند. آرامش ساختگی، لحظهای و گول زننده، سیگار شاید در لحظههایت باشد؛ اما در جانت نیست، باورت را میسوزاند، نفست را میگیرد، آرزوهایت را گم میکند، زندگیات را از روال عادی ساقط میکند چه قدر وقتها که دلتنگ شدی و تنها پناهت آتشی بود در بین دو انگشتانت و سرخی زغال و دودی که از شلنگی باریک بر روح و روانت استنشاق میشد چه قدر خسته بودی و فکر کردی این دود بوی آرامش میدهد؛ اما آنچه بود سرفه بود، تنگی نفس بود بوی ماندگار تلخی، بوی تنباکوی سوخته و خاکستر زغال، قلیان آمده بود تا بماند؛ اما نه برای حمایت بلکه برای سلطنت بر جسم، روان، اندیشه، افکار و دیدگاهت، سلطه بر زمانت، بر سلامتت و حتی بر احساساتت، درمان کردنش یعنی بازپسگیری حاکمیت در زندگی، یعنی بگویی من تصمیم میگیرم نه دوست، نه یکشبه نه ساده؛ اما ممکن، با اشک، با وسوسه، با لغزش، هر نخ سیگار کمتر یعنی یکقدم بیشتر به سمت آزادی و هر یک سری قلیان کمتر یعنی یک روز دیگر در آرامش بودن، هرلحظه مقاومت یعنی قدردانی بیشتر از هزار پیروزی، آری درمان کردن یک بیماری یعنی جنگیدن است؛ اما جنگی زیبا؛ چون پایانش روشن است. رهایی از سیگار فقط رهایی از دود نیست، رهایی از ترس است، از وابستگی، از توهم آرامش. درمان سیگار بازگشت به نفس است. نفسهایی که سالها گرفتار بودند بهروزهای فکر کن که با طراوت بیدار میشوی بدون سرفه، بدون دلمشغولی، بدون وابستگی، بدون عادت و نیاز به دودی عذاب دهنده، به شبهایی که بوی لباسهایت دیگر آزاردهنده نیست، بوی طراوت میدهی نه بوی میوه و جسم لهشده و جزغاله شده و بوی تلخ دود سیگار، به خندههایت وقتیکه میبینند انتخاب کردی که بمانی نه بسوزی، رهایی از نیکوتین هدیهای است که به آیندهات میدهی، به فرزندانت به آن نسخه سالمتر خودت که منتظر است او آنجاست پشت همین تصمیم، پشت همین تلاش، کافی است باورش کنیم نه گفت به سیگار نه گفتن به تسلیم است، نه گفتن به خاکستر شدن و بله گفتن به زندگی جدید و بهدوراز دغدغه به نفس، به نور به شادیهای کوچک؛ اما عمیق. اگر امروز شک داری بگذار بدانی هزاران نفر قبل از تو این مسیر را رفتهاند نه بیدرد؛ اما با پیروزی و تو هم میتوانی. دستت را روی قلب بگذار احساسش کن این قلب هنوز امید دارد بهتر شدن را، رهایی را، پاک شدن را انتظار میکشد. زندگی بدون دود فقط ادامه زندگی نیست، زندگی واقعی است زندگی که دیگر در آن هیچ دود خاکستری بین تو و آرزوهایت نیست. با هرروزی که بگذرد راه روشنتر میشود، نفسها عمیقتر و قویتر، تو انتخاب کردی که زنده باشی نهفقط نفس بکشی؛ بلکه زیبا رندگی کنی و این زیباترین انتخاب دنیاست و این را بدان که همیشه آغاز راه دشوار است. عقاب در آغاز پر کشیدن گاه پر میریزد؛ اما در اوج حتی از بال زدن هم بینیاز است؛ پس بال بزن ای پرنده رهاشده و بدان که سرانجام بینیاز میشوید؛ زیرا انتخاب تو بهترین انتخاب است.
نویسنده: راهنمای ویلیام وایت همسفر زهرا
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر طیبه
همسفران نمایندگی کمالالملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
29