English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده _ دلنوشته

گروه خانواده _ دلنوشته

همسر عزیزم...

امروز که به مسیر طی‌شده نگاه می‌کنم، قلبم سرشار از شکرگزاری و آرامش است. خوشحالم که دیگر مصرف‌کننده سیگار نیستی و توانسته‌ای از این وابستگی رها شوی. شاید خیلی‌ها ندانند که رهایی یک نفر، چقدر می‌تواند زندگی یک خانواده را دگرگون کند؛ اما من این تغییر را با تمام وجود لمس کرده‌ام.

سال‌ها چیزی را در دلم نگه داشتم که شاید هیچ‌وقت آن‌طور که باید برایت بازگو نکردم. من هیچ‌گاه مصرف‌کننده سیگار نبودم، اما سال‌ها با آثار مصرف آن زندگی کردم. بوی سیگار روی لباس‌هایت، در ماشین، در فضای خانه و حتی در نفس‌هایت همیشه همراه ما بود. بارها از این موضوع رنج می‌بردم، اما سکوت می‌کردم. نه از روی بی‌تفاوتی، بلکه از روی عشق.

دلم نمی‌خواست با گفتن و تکرار کردن، تو را ناراحت کنم یا احساس کنی که در حال قضاوت شدنی. به همین دلیل خیلی از حرف‌ها را در دل خودم نگه می‌داشتم و سعی می‌کردم با صبوری از کنار آن عبور کنم.

اما چیزی که بیشتر از هر چیز مرا آزار می‌داد، نگرانی برای فرزندانمان بود. تمام تلاشم را می‌کردم که متوجه این موضوع نشوند. دوست نداشتم روزی بدانند پدرشان مصرف‌کننده سیگار است. نه به خاطر اینکه از تو خجالت می‌کشیدم، بلکه چون تو را بسیار دوست داشتم و دلم نمی‌خواست تصویری که از پدر مهربان و تکیه‌گاه زندگی‌شان در ذهن دارند، خدشه‌دار شود.

شاید هیچ‌وقت نفهمیدی که چقدر نگران سلامتی‌ات بودم. هر بار که سرفه می‌کردی یا بوی سیگار در خانه می‌پیچید، در دلم هزاران فکر و نگرانی می‌گذشت. اما همیشه امیدوار بودم روزی برسد که این وابستگی پایان پیدا کند و آرامش جای آن را بگیرد.

امروز خدا را شکر می‌کنم که آن روز رسیده است. امروز دیگر خبری از آن نگرانی‌ها نیست. امروز وقتی لبخندت را می‌بینم و می‌دانم که دیگر مصرف‌کننده نیستی، آرامشی را تجربه می‌کنم که سال‌ها منتظرش بودم. این آرامش فقط سهم تو نیست؛ سهم من و فرزندانمان نیز هست.

در پایان از صمیم قلب از خداوند سپاسگزارم و از مهندس دژاکام که با ارائه این روش ارزشمند، مسیر رهایی و امید را برای هزاران خانواده فراهم کردند، تشکر می‌کنم. شاید بزرگ‌ترین هدیه این مسیر، بازگشت آرامش به خانواده‌ها باشد؛ آرامشی که امروز در زندگی ما جریان دارد.

همسر عزیزم، به تو افتخار می‌کنم. به اراده‌ات، به تلاشت و به قدم‌هایی که برای ساختن زندگی بهتر برداشتی. دوستت دارم و خوشحالم که امروز می‌توانم این جملات را با قلبی آرام و لبخندی از رضایت برایت بنویسم.

با عشق؛ همسفرت

نویسنده: همسفر زینب
ویراستاری وارسال: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون یکم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تربت حیدریه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .